هیچکس سر و ریش خود را نمیتراشد و به حمام نمیرود و به علاوه نهتنها از ارتکاب هرگونه گناه پرهیز میکند، بلکه خود را از هرگونه خوشی و تفریح محروم میسازد. بسیاری از گدایان، در کوچههای پرآمد و رفت شهر، تمام بدن خود تا گلو، و حتی قسمتی از سر را در خمرههایی از گل پخته که در داخل زمین پنهان شده، فرو میکنند. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - آناهید خزیر: سفرنامههای اروپایی یکی از منابع ارزشمند برای شناخت تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران به شمار میروند. بسیاری از جهانگردان، دیپلماتها، بازرگانان و مبلغان مذهبی که از دوره صفویه تا اواخر قاجار به ایران سفر کردهاند، مشاهدات خود را از آیینهای عزاداری محرم و واقعه عاشورا در نوشتههایشان ثبت کردهاند. این گزارشها، فارغ از نگاه دینی و اعتقادی نویسندگان، تصویری زنده از جایگاه فرهنگ عاشورا در زندگی ایرانیان ارائه میدهد. برای بسیاری از سیاحان اروپایی، نخستین مواجهه با مراسم عزاداری محرم تجربهای متفاوت و شگفتانگیز بود. آنان از حضور گسترده مردم در خیابانها، پوشیدن لباسهای سوگواری، برپایی دستههای عزاداری، نوحهخوانی و نمایشهای آیینی تعزیه با دقت و جزئیات یاد کردهاند. آنچه بیش از همه توجه آنان را جلب میکرد، مشارکت فراگیر اقشار مختلف جامعه در این آیینها بود؛ از پادشاه و درباریان گرفته تا کسبه، پیشهوران و مردم عادی. تعزیه یکی از برجستهترین جلوههای هنر نمایشی در ایران برخی از سفرنامهنویسان، تعزیه را یکی از برجستهترین جلوههای هنر نمایشی در ایران توصیف کردهاند. آنان با وجود ناآشنایی با مبانی اعتقادی تشیع، از قدرت تأثیرگذاری این نمایشها بر مخاطبان سخن گفتهاند و گاه آن را با گونههای نمایشی مذهبی در اروپا مقایسه کردهاند. گزارشهای آنان نشان میدهد که تعزیه نهتنها یک مراسم مذهبی، بلکه ابزاری برای انتقال حافظه تاریخی و هویت فرهنگی جامعه ایرانی بوده است. در عین حال، نگاه جهانگردان اروپایی همیشه یکسان نبود. برخی با تحسین از عمق احساسات دینی مردم سخن گفتهاند و برخی دیگر، تحت تأثیر پیشفرضهای فرهنگی خود، این مراسم را با شگفتی یا حتی انتقاد توصیف کردهاند. با این همه، در یک نکته اتفاق نظر دارند: عاشورا و آیینهای مرتبط با آن یکی از مهمترین عناصر هویت جمعی ایرانیان بوده است. مناسک مذهبی بستری برای بازتولید همبستگی اجتماعی امروزه سفرنامههای اروپایی، افزون بر ارزش تاریخی، به پژوهشگران کمک میکنند تا سیر تحول آیینهای عزاداری را در دورههای مختلف بررسی کنند. این نوشتهها نشان میدهد که مراسم عاشورا تنها یک مناسک مذهبی نبوده، بلکه بستری برای بازتولید همبستگی اجتماعی، انتقال ارزشهای فرهنگی و شکلگیری حافظه تاریخی در جامعه ایران به شمار میرفته است. از این رو، مطالعه روایتهای جهانگردان اروپایی از محرم و عاشورا، فرصتی برای شناخت بهتر نگاه «دیگری» به یکی از مهمترین سنتهای فرهنگی و مذهبی ایران فراهم میآورد؛ سنتی که قرنهاست در متن زندگی اجتماعی ایرانیان حضور دارد و همچنان بخش مهمی از هویت تاریخی و فرهنگی آنان را شکل میدهد. سفرنامه دلاواله درباره آداب ایرانیان در عزاداری محرم سفرنامه پیترو دلاواله یکی از مهمترین این سفرنامههاست که مطالب ارزشمند و قابل تاملی درباره آداب ایرانیان در عزاداری محرم بیان میکند. پیترو دلاواله (Pietro Della Valle) (زاده ۱۵۸۶ - درگذشته ۱۶۵۲) جهانگرد ایتالیایی بود که به چند کشور شرقی سفر کرد. او در خانوادهای اشرافی در رم به دنیا آمد. مدتی به تحصیل ادبیات پرداخت و زبانهای لاتین و یونانی را آموخت. پس از شکست در عشق تصمیم گرفت به زیارت سرزمین مقدس برود. نخست در هشتم ژوئن ۱۶۱۴ با کشتی گران دلفینو از ونیز عازم قسطنطنیه شد و یک سال در آنجا ماند. سپس از آنجا رهسپار آسیای صغیر و مصر شد و از طریق صحرای سینا به فلسطین رفت و پس از دیدار اورشلیم به بغداد مسافرت کرد و به قصد مشاهده آثار تمدن بابل از شهر حله نیز دیداری کرد. سپس به بغداد مراجعت و با بانو سیتی معانی دوشیزه هجدهساله آسوری مسیحی ازدواج کرد و در این مدت زبان ترکی و کمی عربی آموخت. پیترودلاواله پس از ازدواج در تاریخ ۴ ژانویه ۱۶۱۷ برابر با ۲۵ ذیحجه ۱۰۲۵ به اتفاق همسر و چند تن ار ملازمان با کاروانی از طریق همدان و گلپایگان به اصفهان رفت. در این زمان شاه عباس در اصفهان نبود و در فرحآباد در کنار دریای خزر به سر میبرد. در زمان جنگ شاه عباس برای بیرون راندن پرتغالیها از جزیره هرمز، از ایران به سوی هند رفت. مدتی در هند سفر کرد و بعد از راه بصره و بندر اسکندرون و قبرس به رم بازگشت و مورد استقبال پاپ اوربان هشتم قرار گرفت. گفته میشود نخستین مورد مستند بردن گربه ایرانی به اروپا به دست او بوده است. او در سال ۱۶۵۲ در شهر رم از دنیا رفت. سفرنامه وی حاوی قسمت مهمی درباره ایران صفوی است. سفر جهانگرد ایتالیایی به ترکیه، ایران و هند در اوایل قرن هفدهم کتاب سفرنامه پیترو دلاواله از سوی شجاعالدین شفا منتشر شده است. این کتاب درواقع شرح مشاهدات و بیان خاطرات پیترو دلاواله جهانگرد معروف ایتالیایی از سفر به سه کشور ترکیه، ایران و هند در اوایل قرن هفدهم است. او در این کتاب با دقتی کمنظیر مشاهدات خود در این سفرها را شرح میدهد، دقتی که کتاب را به تابلویی نقاشی بدل کرده است، تابلویی که حتی چیرهدستترین نقاشها نیز از کشیدن آن عاجزند. او در سفر به ایران دو هدف عمده را تعقیب میکرده است که یکی شرکت در لشکرکشی علیه ترکان عثمانی و گرفتن انتقام جنایتهایی است که ترکان عثمانی در حق همکیشان مسیحی او روا داشتهاند و دیگری فراهم آوردن امکان مهاجرت مسیحیان ساکن عثمانی به ایران بوده است. دلاواله چهارم ژانویه ۱۶۱۷ به اتفاق همسر و همراهان خود از مسیر مرز قصرشیرین وارد ایران میشود و در بدو ورود خود به ایران وارد یکی از کهنترین شهرهای این کشور یعنی همدان میشود. او بهدقت تمام مشاهدات خود از این شهر ر