اظهارات اخیر سیدعباس عراقچی و ارائه اطلاعات جدید درباره روز حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به بیت رهبری در 9 اسفندماه سال گذشته، ضمن آنکه بخشی از ابهامات درباره یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ کشور را برطرف کرد، سؤالات تازهای را نیز پیش روی افکار عمومی قرار داد. وزیر امور خارجه در روایت خود تصریح کرد حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی که طی آن رهبر معظم انقلاب و جمعی از فرماندهان عالی نیروهای مسلح به شهادت رسیدند، در جریان برگزاری جلسه اصلی شورای دفاع رخ نداده است؛ بلکه در همان ساعات، یکی از کمیتههای فرعی شورای دفاع با مسئولیت دبیر شورا در حال برگزاری بوده است. اما موضوع مهم و سؤالبرانگیز این است که دستور کار این جلسه چه بوده که در نخستین روز کاری هفته، اصلیترین فرماندهان عالی نظامی را دور میز تصمیمگیری نشانده بود؟ بر اساس گزارشهای مستند، جلسهای که با مسئولیت دبیر شورای دفاع در صبح روز شنبه برگزار شد، دو دستور کار داشت: نخست، پیگیری اجرای طرح «سازماندهی منابع، ساختارها، نیروی انسانی و تأمین تجهیزات جدید برای مدیریت اغتشاشات» و دوم، بررسی موضوع قریبالوقوع بودن حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران. در واقع، جلسهای که صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ در حال برگزاری بود، همزمان دو وجه متفاوت از یک تهدید برنامهریزیشده در دو بعد خارجی و داخلی را بررسی میکرد؛ حمله نظامی خارجی که احتمال وقوع آن بسیار جدی شده بود و تهدید ترکیبی داخلی که تجربه حوادث دیماه نشان داده بود دشمن بهعنوان زمینهساز و مکمل اقدام نظامی، به دنبال بهرهبرداری از آن است. برای فهم اهمیت این جلسه، باید به سالها قبل بازگشت؛ به دغدغهای مستمر که در تمام دوره مسئولیت دریاسالار شهید علی شمخانی در شورای عالی امنیت ملی، همواره مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار داشت: در جریان اعتراضات و ناآرامیهای خیابانی، تا حد امکان از آسیب دیدن مردم و معترضان جلوگیری شود. رویکردی که شمخانی بابت آن مورد اعتراض قرار گرفت در فاصله سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱، کشور چندین موج اعتراضی و اغتشاش را تجربه کرد. در جریان این حوادث، شمخانی بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، بارها بر ضرورت مدیریت اعتراضات با کمترین میزان استفاده از سلاح گرم و کمترین تلفات انسانی تأکید داشت. این رویکرد البته با اعتراضهایی نیز مواجه شد. منتقدان شمخانی معتقد بودند تأکید او بر جلوگیری از برخورد مؤثر و محدود کردن استفاده از سلاح، در مواردی دست نیروهای نظامی و انتظامی حاضر در میدان را بسته و موجب شده است این نیروها در مواجهه با آشوبگران، آسیب بیشتری ببینند. در برخی جلسات، حتی این انتقاد بهشکل تند و مستقیم علیه او مطرح شد؛ با این مضمون که چرا در شرایطی که نیروهای نظامی، انتظامی و بسیجی هدف حمله قرار میگیرند، از استفاده مؤثرتر از سلاح جلوگیری میشود. شمخانی اما از این رویکرد دفاع میکرد و از آن عقبنشینی نکرد. برای او، حفظ امنیت بهمعنای بیتوجهی به جان مردم نبود و مقابله با آشوبگران نیز نباید بهمعنای استفاده غیرضروری از سلاح و افزایش تلفات انسانی تلقی میشد. البته این رویکرد، صرفاً دیدگاه شخصی شمخانی نبود، بلکه دغدغهای بود که رهبر انقلاب نیز آن را بهصورت مستمر پیگیری میکردند. در تمام این سالها، رهبر معظم انقلاب نیز بر ضرورت جلوگیری از آسیب دیدن مردم و معترضان در جریان رخدادهای اعتراضی تأکید داشتند. بر اساس روایتهای مستند، در جریان حوادث اعتراضی، رهبر انقلاب بهصورت روزانه گزارشهای مربوط به وضعیت حوادث، تعداد مجروحان و آمار جانباختگان را پیگیری میکردند و بر ضرورت جلوگیری از آسیب دیدن مردم تأکید داشتند. این حساسیت، طبیعتاً در رویکرد شمخانی نیز بازتاب داشت. او بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، این موضوع را دنبال میکرد که مدیریت بحرانهای اجتماعی و امنیتی، حتی در شرایطی که نیروهای نظامی و انتظامی نیز در میدان آسیب میبینند، به افزایش بیضابطه تلفات منجر نشود. به همین دلیل، شمخانی در برابر انتقادهایی که رویکرد او را عامل آسیب دیدن نیروهای حاضر در میدان میدانستند، عقبنشینی نکرد. او معتقد بود کشور باید همزمان دو هدف را دنبال کند: مقابله با تهدید و حفظ امنیت از یک سو و جلوگیری از آسیب دیدن مردم و معترضان از سوی دیگر. دیماه ۱۴۰۴؛ وقتی یک دغدغه به اولویت تبدیل شد حوادث تلخ دیماه ۱۴۰۴، این دغدغه را به سطحی دیگر منتقل کرد. بررسیهای انجامشده درباره آن رخدادها، برای نهادهای مسئول این واقعیت را قطعی کرد که دشمن در طراحی و پیشبرد حوادث، با هدف ایجاد رخنه امنیتی و شکل دادن به یک بحران اجتماعی در داخل کشور، نقش محوری داشته است. چند ماه بعد و در جریان جنگ ۴۰ روزه، رژیم صهیونیستی بهصراحت به برنامهریزی برای این حوادث اعتراف کرد. رئیسجمهور آمریکا نیز اعلام کرد که برای این آشوبها سلاح در اختیار کردهای عراق قرار داده شده تا به ایران منتقل شود. اما شواهد این طراحی، فقط به اعترافات بعدی محدود نبود. در جریان جنگ ۱۲روزه، صنایع شهید میثمی وزارت دفاع نیز هدف بمباران رژیم صهیونیستی قرار گرفت؛ اقدامی که در زمان خود برای بسیاری تعجبآور بود. این مجموعه در حوزهای فعالیت میکرد که ارتباط مستقیمی با تولید تجهیزات و سلاحهای متعارف جنگی نداشت. مأموریت اصلی آن، طراحی و تولید تجهیزات و ابزارهایی بود که امکان مدیریت تجمعات و اغتشاشات را با کمترین آسیب و بدون استفاده از سلاحهای آسیبزننده فراهم کند. به همین دلیل، قرار گرفتن این مجموعه در اولویت حملات دشمن، در نگاه نخست غیرعادی به نظر میرسید، اما حوادث بعدی معنای این حمله را روشنتر کرد. هدف قرار دادن صنایع شهید میثمی نشان میداد که دشمن صرفاً برای جنگ نظامی خارجی برنامهریزی نکرده است؛ بلکه در کنار حمله نظامی، سناریوی ایجاد بحران و اغتشاش داخلی را نیز دنبال میکرد و همزمان تلاش داشت ظرفیت جمهوری اسلامی برای مدیریت چنین بحرانهایی با کمترین میزان آسیب و تلفات را محدود کند. به بیا