لامین یامال در گفتوگو با نشریه «گاردین» از قهرمانی در جام جهانی، رویارویی با مسی، فشار شهرت، سختیهای خانواده و رؤیای تبدیل شدن به بهترین بازیکن جهان میگوید؛ مصاحبهای صریح و متفاوت با ستاره ۱۹ ساله اسپانیا. لامین یامال، درست مثل همان بچهای که هنوز هست، فقط میخواست بازی کند و بازی ادامه داشته باشد. اینجا دیگر «پلاسا خوان بیستوسوم» نبود؛ پارک روکا فوندا هم نبود؛ محلهای در ماتارو که همهچیز از آنجا شروع شده بود. اما شاید میتوانست همانجا باشد. یامال در مصاحبه با نشریه «گاردین» میگوید: «ما در فینال جام جهانی بودیم و من میخواستم بازی را ادامه بدهم.» و دوباره همان لبخند همیشگی روی صورتش مینشیند؛ همان لبخندی که سیمهای ارتودنسیاش را نمایان میکند. واقعاً؟ «بله.» استرس نداشتی؟ «نه. حتی یک لحظه هم با خودم نگفتم: فقط سوت پایان را بزن. داشتم از بازی لذت میبردم.» نه ترسی در کار بود و نه اضطرابی؛ فقط لذت. ۱۹ جولای، نیوجرسی. و او، این پسر ۱۹ ساله، پیش از بزرگترین مسابقه زندگیاش، با خیال راحت در اتوبوس خوابیده بود. حالا اما در دفتر طبقه اول فدراسیون فوتبال اسپانیا در لاسروساس نشسته؛ اطرافش پر است از تختههای تاکتیکی و برگههای آمار. یک جاکلیدی تیم ملی اسپانیا از در آویزان است و روی پیراهنش ستاره دوم قهرمانی جهان دیده میشود. در راهرو، جعبههایی برای ارسال به لندن آماده شدهاند. پسرِ منیر و شیلا؛ کودکی که نامش را به یاد دوستان خانوادگیای گذاشتند که در روزهای سخت به خانوادهشان کمک کرده بودند. مربیای که دفترش درست کنار دفتر یامال قرار دارد، درباره او میگوید: «انگار چوب جادوی خدا به او خورده است.» در مورد لامین یامال واقعاً چیز متفاوتی وجود دارد. او یک روز پیش از فینال یورو ۲۰۲۴، در حالی که هنوز دانشآموز بود و امتحان میداد، ۱۷ ساله شد. دو سال بعد، یک روز پیش از نیمهنهایی جام جهانی، ۱۹ ساله شد. وقتی از او پرسیدند چه چیزی میخواهد، جوابش یک سفر به نیویورک بود. و حالا در آستانه قهرمانی دوباره جهان، در نیویورک بود. از نگاه لامین یامال، اسپانیا حتی قبل از اینکه گل بزند، میدانست قهرمان جهان خواهد شد؛ درست در همان لحظهای که انزو فرناندس از زمین اخراج شد. دقیقه سوم وقتهای تلفشده نیمه دوم بود. هنوز بازی ۰-۰ بود، اما حالا آرژانتین ۱۰ نفره شده بود. یامال میگوید: «ما میدانستیم دیگر امکان ندارد آنها گل بزنند. وقتی هم توپ دست ما باشد و آنها ۱۰ نفره باشند، خیلی سخت است که ما نتوانیم گل بزنیم.» تعجب اصلی این بود که اسپانیا تا آن لحظه هنوز گل نزده بود. اما در دقیقه ۱۰۶، توپ به پای یامال رسید. او مدتی بود که به چنین لحظهای فکر میکرد. یامال درباره رویارویی با یک، دو یا حتی سه بازیکن مقابل خودش میگوید: «این مسئله خیلی روانی است. مدافع کناری حتماً مربیای دارد که به او میگوید: خب، لامین این کارها را انجام میدهد... من به مدافعی که مقابلم قرار میگیرد مثل یک ربات نگاه میکنم؛ رباتی که مأمور شده من را متوقف کند. رباتها میتوانند تقریباً بینقص باشند، اما یک انسان چیزی دارد که ربات ندارد. فوتبال دارد مکانیکی میشود، اما بازیکنانی مثل من، پدری و خیلیهای دیگر، یک جرقه خاص دارند. یک حرکت معروف نیمار هست؛ وقتی ناگهان میایستد، بدنش را فریب میدهد و بعد به سمت دیگر میرود. من ویدئوهای خیلی زیادی از او دیدهام. من هم سعی میکنم با مدافع بازی کنم؛ کاری کنم نتواند حرکت بعدیام را پیشبینی کند و نداند قرار است به کدام سمت بروم.» یامال سپس به چند صحنه از همان فینال اشاره میکند: «یادم هست در دقایق ۶۰، ۷۰ و ۸۰، تقریباً هر بار که به مدافع کناری حمله میکردم، مکآلیستر خودش را به آنجا میرساند. اگر واقعاً میخواستم مستقیم به مدافع حمله کنم، خیلی سریع این کار را انجام میدادم. اما این بار آرامتر حرکت کردم و توپ را با خودم بردم؛ طوری که مکآلیستر فرصت کند خودش را به من برساند، پدرو پورو هم از پشت سرم اضافه شود و من بتوانم توپ را به عقب برگردانم.» همین حرکت، فضای کوچکی ایجاد کرد. سانتر پدرو پورو را نیکو ویلیامز با ضربه سر به عقب فرستاد و فران تورس، بازیکنی که در طول مسابقات چندان موفق ظاهر نشده بود، توپ را وارد دروازه کرد. یامال میگوید: «میدانستیم فران به این گل نیاز داشت.» بعد میخندد و اضافه میکند: «البته همه در فینال جام جهانی به یک گل نیاز دارند! اگر اونای سیمون هم گل میزد، عالی بود! وقتی توپ وارد دروازه شد، فوقالعاده بود. احساس میکنی قهرمان شدهای. واقعاً نمیتوانی آن احساس را توضیح بدهی. تمام چیزی که میخواستم این بود که بازی را ادامه بدهم. حتی یک لحظه هم فکر نکردم: ممکن است آنها مساوی کنند. یک فشار کوچک روی ما بود، یک موقعیت هم داشتند که پائو کوبارسی آن را دفع کرد، اما من فقط داشتم از بازی لذت میبردم.» جام کوچک قهرمانی حالا در خانه مادر لامین یامال است. او جام لگویی را هم به پدرش داده بود، اما برادر کوچکش، کِین، آن را شکست! بعد از سوت پایان، یامال به سمت لیونل مسی رفت و او را در آغوش گرفت. یامال میگوید: «به او گفتم ممنونم برای تمام چیزهایی که به فوتبال هدیه دادی. من این کار را برای گرفتن یک عکس زیبا یا اینکه جلوی دوربین خوب به نظر برسم انجام ندادم؛ واقعاً از ته دلم بود.» اما این صحنه معنای بسیار بیشتری داشت؛ انگار یک مراسم نمادین برای انتقال مشعل از یک نسل به نسل بعد بود. لامین ۱۹ ساله، در آغوش مسی ۳۹ ساله؛ همان مسیای که سالها پیش، وقتی لامین هنوز یک نوزاد بود، او را در وان حمام شسته بود. انگار یک جور غسل تعمید بود؛ لحظهای نمادین که میگفت یک نسل تازه از راه رسیده است. انگار خودش باعث شده بود این اتفاق بیفتد. داستان عجیب و تقریباً باورنکردنیِ آن عکس در وان حمام، سؤالهای زیادی ایجاد میکند. اما یکی از آنها واقعاً عجیب است: چرا پدر لامین این عکس را ۱۷ سال تمام منتشر نکرد؟ یامال جواب میدهد: «چون خودم از او خواسته