فیلم «بتمن ۲» مت ریوز تا امروز آنقدر تأخیر خورده که دیگر اکرانش امری بعید به نظر میرسد. اما شاید این تأخیرها ارزشش را داشته باشد. مثل ساکنان گاتهام، طرفداران فیلمهای ابرقهرمانی هرروز به امید نشانهای از آمدن بتمن چشم به آسمان دوختهاند؛ بلکه نشانهای برسد از اینکه شوالیهی تاریکی و مت ریوز فراموششان نکردهاند. چهار سال از اکران فیلم «بتمن» (The Batman) میگذرد؛ فیلمی نوآر و احساسی به کارگردانی مت ریوز با مرکزیت شوالیهی شنلپوش، با بازی رابرت پتینسون در نقش بروس وین جوان و افسرده که تازه نقاب خفاش بر چهره زده است. با وجود اخبار متعدد از تأخیر و سپس ساخت دنبالهی فیلم و تصاویر گاه به گاهی از مراحل تولید، و حتی اعلام تاریخ اکران ۲ اکتبر ۲۰۲۶ و سپس ۱ اکتبر ۲۰۲۷، به نظر نمیرسد «بتمن ۲» به این تازگیها به سینماها راه یابد. حالا اوضاع بدتر هم شده است. کمپانی «برادران وارنر» اعلام کرده که تاریخ اکران دوباره به تعویق افتاده و «بتمن: قسمت دوم» (The Batman: Part II) اکنون برای ۱۸ فوریه ۲۰۲۸ برنامهریزی شده است. باید اعتراف کرد که خبری بدتر از این نمیشد از «برادران وارنر» شنید و طرفداران حق دارند که از این تأخیر و تعویقهای «بتمن ۲» خشمگین و ناامید شده باشند. اما فقط یک توجیه میتوان برایش پیدا کرد که روزنهی امیدی به ما طرفداران میدهد. شاید مت ریوز به زمان بیشتری نیاز دارد تا دنبالهای عالی برای یکی از بهترین فیلمهای بتمن بسازد؛ دنبالهای که شاید شاهکاری از آب دربیاید که طرفداران پس از ۶ سال انتظار، استحقاقش را دارند. این روزها در دورهای از هالیوود به سر میبریم که ساخت دنباله برای فیلمهای قدیمی یا کشیدن شیرهی آیپیها به امری معمول تبدیل شده است. برای همین، ایدهی فاصلهی طولانی بین فیلم اول و دوم یک فرنچایز کاملاً هم عجیب نیست. حتی اگر نمونههایی مثل «هالووین» (Halloween) دیوید گوردون را که سال ۲۰۱۸ آمد، یا «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» (Texas Chainsaw Massacre) ساختهی نتفلیکس را در نظر نگیریم (که تمام فیلمها و دنبالههای بعد از فیلم اصلی را نادیده گرفتند و خودشان را به عنوان دنبالهی واقعی عنوان اصلی جا زدند)، هنوز عناوینی داریم مثل «ترون: میراث» (Tron: Legacy)، «جنگ ستارگان: نیرو برمیخیزد» (Star Wars: The Force Awakens) و «کرید» (Creed) که از فیلمهای اصلی الهام گرفتند، اما با یک تیم تازه پشت دوربین و اغلب بازیگران جدید دست به ساخت دنباله زدند. مواقع دیگر، یک کارگردان/نویسندهی کاملاً متفاوت میآید و ایدهی خودش را در یک فرنچایز قدیمی پیاده میکند؛ با توجه به زمانی که از فیلم اصلی گذشته، این فیلمها اغلب دیدگاه هنری منحصر به فردی به میدان میآورند. ریچارد فرانکلینِ کارگردان و تام هالندِ نویسنده (تام هالندی که فیلم «شب وحشت» (Fright Night) را کارگردانی و نویسندگی کرده، نه تام هالندی که نقش مرد عنکبوتی را بازی میکند!) را در نظر بگیرید. آنها سال ۱۹۸۳ میلادی کار دشواری پیش رو داشتند. دههها بعد از اکران «روانی» (Psycho) آلفرد هیچکاک در ۱۹۶۰، فرانکلین و هالند آمدند و فیلم «روانی ۲» را ساختند. اما این فاصلهی زمانی به نورمن بیتس اجازه داد تا شخصیتی متفاوت داشته باشد. فرنچایز «بیگانه» (Alien) هم همینطور است. با اینکه فیلم اصلی «بیگانه» و دنبالهاش، «بیگانهها» (Aliens) هفت سال فاصلهی زمانی دارند، اما همین هفت سال برای پرش زمانی شدید داستانی آن کافی بود تا شخصیت ریپلی را دگرگون کند، به او تراما دهد، بینندگان را با این تغییر و تحولات همراه کند و دست جیمز کامرون را هم باز بگذارد تا نسخهی اکشن خودش را از خانهی وحشت ریدلی اسکات بسازد. با این حال، نمونههای جالبتری هم وجود دارد که در آنها یک کارگردان بالاخره پروژهای را که مدتها در ذهنش بوده، به سرانجام رسانده است. دو نمونهی عالی از این دست، شاید «ترمیناتور ۲: روز داوری» (Terminator 2: Judgment Day) و «مکس دیوانه: جادهی خشم» (Mad Max: Fury Road) باشند. هفت سال بین «ترمیناتور» و «ترمیناتور ۲» فاصله افتاد و این زمان اضافی نه تنها به کامرون این فرصت را داد که برای جلوههای ویژه بودجهی سنگینتری بگیرد، بلکه به او اجازه داد تا در مورد شخصیت اصلی فیلم تجدید نظر کند و آرنولد شوارتزنگر را به جای یک ماشین کشتار بیرحم، به نقش یک قهرمان درآورد. به همین ترتیب، دههها بین «مکس دیوانه: در آن سوی تاندردوم» (Mad Max Beyond Thunderdome) و «جادهی خشم» فاصله است (از ۱۹۸۵ میلادی تا ۲۰۱۶). همین موضوع به جورج میلر این امکان را داد تا فیلمی را که میخواست بسازد و عمق بیشتری به داستان سادهی پلیس سابق در بیابان اضافه کند. با در نظر گرفتن این مثالها، به راحتی میتوان فهمید که چرا مت ریوز و نویسندهاش متسون تاملین میخواهند حسابی روی «بتمن ۲» وقت بگذارند. در فیلم «بتمن»، شوالیهی تاریکیِ پتینسون حقایق تلخی را در مورد والدینش میفهمد که کل هویتش را زیر سوال میبرد و موجب میشود او رویکردش را دربارهی مبارزه با جرم و جنایت در لباس مبدل تغییر دهد. مرگ کارماین فالکون دنیای تبهکاران را به هرج و مرج میکشاند و تغییرات در ساختار سیاسی و ادارهی پلیس گاتهام به این معنی است که دنیای پیرامون بتمن هم دچار تغییر و تحولاتی شده است. برای اینکه ریوز بتواند حق مطلب را دربارهی این شخصیتها و تحولاتشان ادا کند، برای اینکه داستانی به همان اندازه باشکوه و رضایتبخش روایت کند، او ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. اگر تمام تأخیر و تعویقهای «بتمن ۲» به این معنی باشند که فیلم قرار است به شاهکاری چون «بیگانهها»، «جاده خشم» و «ترمیناتور ۲» تبدیل شود، ریوز و «برادران وارنر» را میبخشیم. و اگر «بتمن: قسمت دوم» بد باشد… خب میدانید وقتی اهالی گاتهام عصبانی میشوند چه اتفاقی میافتد… «بتمن: قسمت دوم» ۱۸ فوریه ۲۰۲۸ به سینماها میآید… البته فعلاً. منبع: Den of Geek