احمد طالبینژاد معتقد است ستارههایی مانند فردین و وثوقی دیگر تکرار نشدند که یکی از دلایل آن را باید تغییر جنس سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب دانست. سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ احمد طالبینژاد از منتقدان قدیمی سینما در کتاب «لعبتکها» به سراغ تیپهای مطرح و گمنام سینمای ایران رفته و سعی کرده سیر تحول تیپهای ثابت را بررسی کند. طالبینژاد در این کتاب به مهمترین تیپهای سینمایی مثل جاهل، لوطی، لمپن، روستایی و تیپهای زنانه میپردازد و از بازیگران مطرح در هر تیپ نام میبرد. «لعبتکها» جزو معدود کتابهای تالیفی در این حوزه است و برای علاقهمندان به تاریخ سینمای ایران اهمیت زیادی دارد. با او درباره تیپهای سینمایی بعد از انقلاب و به ویژه بازیگران مطرح چند دهه اخیر سینمای ایران به گفتوگو پرداختیم. جای خالی خسرو شکیبایی در کتاب طالبینژاد درباره اینکه چرا بعد از انقلاب دیگر به آن صورت تیپ در سینما نداریم بیان کرد: نه اینکه در سینمای پس از انقلاب تیپ سینمایی نداشتیم، اتفاقا داشتیم ولی گونه و شکل آن متفاوت است. ما پس از انقلاب بازیگران زیادی نداشتیم که تیپهای ثابت را پشت سر هم بازی کنند. تنها پرویز پرستویی در این زمینه استثناست. اما در فیلمهای دفاع مقدس همه تیپ هستند ولی تیپهای ثابت نیستند که میان مردم باب شوند ولی ویژگیهای تیپ را دارند.این قهرمانها در واقعیت آدمهای خاکی بودند ولی در سینما به آنها ویژگی قدسی میدادند. گویا قدیسی بودند که از آسمان آمده بودند. طالبینژاد در پاسخ به این سوال که چرا در کتاب نامی از خسرو شکیبایی نبرده و آیا او را جزو بازیگران ماندگار سینمای ایران میداند، گفت: نام خسرو شکیبایی را در کتاب نیاوردم چون او هیچ وقت تیپ نبود، حتی در نقشهایی که شبیه به هم هستند شما از او تیپ نمیبینید. این منتقد باسابقه ادامه میدهد: البته شکیبایی فیلمهای بد هم دارد اما او به مرحلهای از کار بازیگری رسید که مرز بین تیپ و شخصیت را برداشت. یعنی بازیگر بود. شکیبایی بازیگر بسیار درستی بود که بخشی از آن به پیشینه تئاتری او و بخشی از آن به چهره و صدایش برمیگشت که جزو هویتهای اصلی او شد. شاید اگر این صدا را نداشت آنطور که باید مورد توجه قرار نمیگرفت. با مهرجویی و امثال او کار کرد و «هامون» برایش پرش و اوج گرفتن بود. خسرو شکیبایی بسیار تاثیرگذار بود و افراد زیادی از او مثل تیپ تقلید کردند، صدایش را تقلید کردند که اتفاقا یکی از آنها خودش بازیگر بسیار خوبی شد. میدانید که فرهاد اصلانی کارش را در تلویزیون با تقلید صدای خسرو شکیبایی آغاز کرد. نویسنده کتاب «لعبتکها» افزود: خسرو شکیبایی حافظه عجیبی داشت. در سال ۶۷ بعد از «هامون» یک تعزیه در تالار محراب کار میکردیم که خسرو شکیبایی و تعداد زیادی از بازیگران در آن بازی می کردند. یک هفته تمرین کردیم. در محوطه بزرگ آنجا جمعیت زیادی آمده و کل خیابان بسته شده بود. خسرو شکیبایی روز اجرا از راه رسید؛ در عرض چند ساعت متن را خواند، از حفظ شد و همه را حیرتزده کرد. خودش تعریف می کرد که اوایل کارش در رادیو یک متن رادیویی را در عرض ۱۰ دقیقه حفظ و اجرا کرده بود. قدرت بازیگری پرستویی و عطاران این منتقد سینما با اشاره به توانایی و قدرت بازیگری پرویز پرستویی گفت: پرستویی به نسبت بقیه بازیگران به بهروز وثوقی نزدیکتر است. یعنی میتواند تیپ، شخصیت، کمدی و تراژیک بازی کند و تنوعی که در نقشهایش است بسیار خوب است. به ویژه آدمی است که در صحبت عادی معمولا جدی است، ولی بهترین بازیگر نقشهای کمدی است، این عجیب است از عهده هر نقشی برمیآید. به نظرم تاکنون تیپ ثابت بازی نکرده است. طالبینژاد گفت: البته کمی در فیلمهای جنگی که بازی کرده تکرار شده است. مثلا در اولین فیلمی که به نام «دیار عاشقان» بازی کرد و برنده جایزه هم شد چندین بار دیگر خودش را در چنین نقشی تکرار کرد. به هر حال او تلاش کرده که متفاوت بازی کند و این تلاشش قابل ستایش است. نویسنده کتاب «موج نو» ادامه داد: حتی با اغماض رضا عطاران هم همینگونه است. در نقشهای جدی، همانند نقشهای کمدی همان قدر خوب بازی میکند. او طنز را میفهمد، مثلا در فیلم «هزارپا» طوری بازی میکند که هم طنز است و هم جدی است و چقدر خوب این دو را به هم نزدیک میکند. یکی از ویژگیهای عطاران این است که میتواند بسیار راحت تیپهای مختلف را به هم نزدیک کند. علت این است که ادا در نمیآورد و تیپیکال نیست. بازی خود را به رخ نمیکشد. او بدون اینکه از چیزی هراس داشته باشد بازی خود را میکند. گاهی در دیالوگ میخنداند و گاهی در حرکت. طالبینژاد در پاسخ به این سوال که چرا در کتاب «لعبتکها» به فیلمهای اصغر فرهادی و فیلمهای جریان روشنفکری ورود نکرده، گفت: در این کتاب به فیلمهای روشنفکری ورود نکردم چون آنها تلاش میکنند که با شخصیت کار کنند. به نظرم فرهادی نه نسخه بدل بلکه همتراز مهرجویی، بیضایی و بسیاری از فیلمسازان تاثیرگذار ایرانی است. خوب بلد است که به شخصیت پیچ و تاب دهد. شهاب حسینی در سه فیلم او بازی کرده که هیچ کدام از نقشها شبیه به هم نیستند. بازیگر میتواند در ۱۰۰ فیلم از یک کارگردان بازی کند و همه متفاوت باشند. در دورهای اسکورسیزی با رابرت دنیرو کار کرد که هر کدام از نقشها متفاوت بود. رادان و پورعرب، ستارههای فراموششده این نویسنده و منتقد پیشکسوت با بیان اینکه در کتاب «لعبتکها» بیشتر دنبال تیپهای سینمایی بوده تا شخصیتها، گفت: بحثم در کتاب نقشهای تیپیکال است و عامهپسند است. من درباره سینمای عامهپسند ایران در کتاب صحبت کردهام و نه درباره هنر بازیگری و تیپهای متنوع. ما بازیگران خوبی بعد از انقلاب داریم ولی واقعیت این است که هیچ کدام فردین و بهروز وثوقی و ملکمطیعی نشدند. بخشی از آن به قضیه نوستالژی و دلتنگی برای آن دوران برمیگردد، بخشی هم به این برمیگردد که دیگر آن نوع سینما وجود ندارد. تیپها امروزه فرق میکنند و فیلم به فیلم ع