پیشکسوت استقلال و پرسپولیس در کافهخبر از پشتپرده فوتبال ایران صحبت کرد؛ از ادعای تحمیل بازیکن به مربیان و انتقاد از مدیریت باشگاهها گرفته تا روایتهایی کمتر شنیدهشده از روزهای حضورش در پرسپولیس و استقلال. ایمان گودرزی؛ بهزاد داداشزاده مثل همیشه بیپرده حرف میزند؛ از پشتپردهای که به گفته او در فوتبال ایران هنوز بازیکن به مربی تحمیل میشود، تا روایت تلخ روزهایی که در اوج فوتبالش روی سکو نشست، قرارداد سفید امضا کرد و میان پرسپولیس و استقلال تصمیمهایی گرفت که مسیر زندگی حرفهایاش را تغییر داد. پیشکسوت سرخابیها در کافهخبر، علاوه بر واکاوی وضعیت این روزهای لیگ برتر، از حمایت مشروطش از سهراب بختیاریزاده و مهدی تارتار میگوید، درباره جدایی امید عالیشاه و پرونده رامین رضاییان موضع میگیرد، از حواشی تراکتور و جواد نکونام حرف میزند و در نهایت، پرده از خاطراتی برمیدارد که از دربیهای دهه ۷۰ تا اتاق رختکن استقلال و پرسپولیس، کمتر با این صراحت روایت شدهاند. فصل جدید لیگ برتر شروع شده؛ شرایط فوتبال ایران را بعد از جنگ و اتفاقاتی که افتاد و فصل نیمهتمامی که سپری شد را در شروع فصل جدید چطور میبینید؟ من همیشه سعی کردهام واقعیتها را بگویم و شاید خیلی از آقایان و دوستان خوششان نیاید ولی من شغلم فوتبال است. من مربیام و شاید بخاطر همین صداقت و روراستی به ما تیم نمیدهند و اگر تیم بدهند صراحتا یا میگویند یا باید اسپانسر بیاورید و یا ۱۰ تا بازیکن را هم ما به تو تحمیل میکنیم. خب ما هم نتوانستیم اینجوری قبول کنیم و شاید دوستان لیگ برتر، از لیگ ۱ و ۲ که صد در صد که اینجوری هست، قبول میکنند و این باعث میشود که شان و شخصیت پیشکسوتانی که مدرک مربیگری گرفتند و کار بلدند، حفظ نشود و خانه نشین باشند و دیگران روی کار باشند. به هر حال امیدوارم هرکسی نانی که سر سفره میبرد حلال باشد. همانطور که از فدراسیون و کمیته مسابقات و سازمان لیگ انتقاد میکردیم الان هم واقعا باید تعریف کنیم و واقعیتها را بگوییم؛ علیرغم همه مشکلات بعد جنگ که خیلی اتفاقات افتاده و همه ما میدانیم، لیگ شروع شد و همانطور که آقای تاج هم وعده داده بود با طرفداران و تماشاگران که واقعا سرمایه اصلی هر رشته ورزشی و بخصوص فوتبال هستند و من داداشزاده هر چه که دارم واقعا بیمنت از این طرفداران است و این هیاهو و تشویق هواداران باعث میشد که من آن شور و انگیزه بخواهم بگیرم و دوندگیام دو برابر باشد. لیگ شروع شد ولی خب در هفته اول این لیگ نسبت به سالهای گذشته گلهای زیادی داشتیم؛ این روند خیلی خوب است؛ این نشان میدهد که قدرت تهاجمی تیمها بالا رفته ولی از آن طرف مثل همیشه ضعف در خط دفاع هست و شما دیدید که دفاعهای تیمیها بعضا اشتباهات خیلی زیادی انجام دادند. شاید گلهای خیلی زیادی رد و بدل میشد. نمونه بارز بازی روزهای اخیر استقلال بود؛ درست است که پنجره نقل و انتقالات استقلال بسته بود ولی باید واقعیت را قبول کنیم که این تیم سال گذشته به اندازه ۲ تا نیم و نصفی بازیکن داشت؛ یعنی واقعا آنقدر بازیکن خریده بود که انگار شاید میدانست یک روزی پنجرهاش بسته میشود و به این فکر افتاده بوده و شاید هم واقعا شانس با این تیم یاری کرد که با اینکه پنجره نقل و انتقالات بسته بود ولی بازیکنان خوبی را به خدمت دارد و میتوانند در پستهای تخصصیشان بازی کنند. درست است بازی اول بود و مس شهر بابک یک تیم تازه به لیگ آمده بود و از فضای لیگ برتری آگاهی کامل نداشت و بازیکنانش از آن هیاهو و تماشاگرانش دور بودند؛ تیمی نبود که بتواند استقلال را محک بزند ولی ۴ تا گل و ۳ امتیاز بازی اول برای استقلال فوقالعاده بود و در ادامه پیروزی مقابل نساجی و سپاهان این تیم را صدرنشین کرد. این شور و شعفی که علیالخصوص بین طرفداران استقلال به وجود آمده فوق العاده بود و این باعث میشود گرمی لیگ استارت خوبی داشته باشد. تراکتور هم نتیجه خوبی گرفته و اینجا برای من جای سوال است که چرا نساجی که تیم پرطرفدار، با آن همه هزینه نتیجه خوبی نگرفت. به نظر من نساجی از آن تیمهایی است که در خانه حریف هم حداقلش یک امتیاز است؛ چون واقعا طرفدارانش و آن تیم آنقدر رو به جلو موفق بوده که با اقتدار به لیگ برتر آمده است. نمیخواهیم مربیاش را زیر سوال ببریم؛ هفتههای اول است و نمیشود الان قضاوت کرد ولی به نظر من برای چنین تیمی یک چنین مربیای خیلی است. استقلال را چطور میبینید که با سهراب بختیاریزاده فصل را شروع کرده؛ فکر میکنید بختیاریزاده گزینه مناسبی برای نیمکت استقلال گزینه مناسبی بود یا مثلا باید مربی خارجی میآوردند و یا از گزینههای داخلی فرد دیگری را میآوردند؟ ما باید ببینیم هدف تیمها و سیاست باشگاهها چیست؛ بین گزینههای ایرانی به نظرم سهراب مردانگی و معرفتش را به استقلال نشان داد؛ یک استقلالی دو آتشه است؛ با خود من هم همبازی بود؛ فوقالعاده باتعصب است؛ ریشهای و خانوادگی اینها استقلالی هستند؛ از یک بابت طرفداران استقلال باید خوشحال باشند؛ ۲ پسر من طرفدار استقلالند و من همیشه به آنها میگویم. بختیاریزاده دلش بیش از اندازه برای استقلال میسوزد و این خیلی مهم است؛ یعنی اگر یک مربی خارجی بیاید و فقط تعصب داشته باشد یا یک مربی داخلی و ... یا هر کسی که تجربه بازی در استقلال کمتر یا بیشتر داشته باشد، شاید فقط بیاید و خودی نشان بدهد و خودش را مطرح کند؛ بیاید و داشتههای خودش را به استقلال بقبولاند و بگوید که من هم هستم ولی ۱۰۰ در ۱۰۰ این را گواه میدهم که سهراب بیش از اندازه برای استقلال وقت و انرژی خواهد گذاشت؛چون با این تیم زندگی کرده و به نظر من گزینه بدی نبود ولی باید به او فرصت دهد. باید به این فکر اطمینان کرد؛ طرفداران باید صبوری کنند؛ متاسفانه توی ایران اینجور برای همه جا میافتد که منی که زیاد علاقه به یک تیمی دارم و خودم را برای آن تیم فدا کنم ، از دید تماشاگران شاید کوچک باشد، ولی باید این را هم بپذیرند