آیت الله جوادی آملی در پیامی به مناسبت یادواره ۳۹۸ شهید ارتش شهرستان هزارسنگر آمل گفت:بگذارید این مملکت صد درصد با امنیت و آرامش اداره بشود. اگر نظری است دوستانه مطرح کنید اگر طرحی است دوستانه مطرح کنید. هرگز نگذارید از لبان مطهرتان حرفهای مکروه صادر بشود تا این نظام اسلامی را به دست صاحب اصلیاش برسانیم. رویداد۲۴| آیت الله جوادی آملی در پیامی به مناسبت یادواره ۳۹۸ شهید ارتش شهرستان هزارسنگر آمل، پیامی منتشر کرد. متن پیام بدین شرح است. «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین و الأئمه الهداه المهدیین بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّء الی الله». مقدم شما فرهیختگان و علاقهمندان به نظام ولایی اسلامی ایران و فداکاران و مجاهدان استقلال دینی و ملی این مملکت را گرامی میداریم. شهدا عموماً و رهبر شهیدان جهان اسلام و آقای شهدا خصوصاً و شهدای شما بزرگواران بالأخص همه را گرامی میداریم و از ذات اقدس اله مسئلت میکنیم حشر اینها با شهدای کربلا باشد و آثار پربرکت اینها استقلال دین، آیین، قرآن و عترت و ایران اسلامی باشد. جریان شهادت این بزرگوار مرحوم شهید مسعود منفرد را به عرضتان برسانم. این بزرگوار همسایه ما در آمل بود و ما این افتخار جوار را داشتیم. خاندان منفرد از سادات بزرگ و بزرگوار طایفه گرانقدر و گرانسنگ نیاکاند. در آمل چند طایفه فخر ما هستند و اینها سادات فرزندان پیغمبرند. مرحوم شهید مسعود منفرد از خاندان منفرد بود که تقریباً جزء روشنفکران آن عصر بود و آزاداندیش بود و مستقل بود و بسیار محترم بود و همسایه نزدیک هم بودیم و جدّ ما با جدّ اینها پدر ما با پدر اینها و خود ما با این بزرگواران مأنوس بودیم. فاصله بین منزل ما و منزل ایشان حدود چهل متر بود، بنابراین ما در محاورات عرفی در خدمتشان بودیم؛ منتها مرحوم شهید مسعود منفرد چند سالی از ما بزرگتر بود هم سن عموی ما بود با عموی ما بیشتر ارتباط داشت و ما در دبستان بودیم و ایشان در دبیرستان. ما از دبستان که فارغ شدیم وارد حوزه علمیه آمل شدیم و این بزرگوار (رضوان الله تعالی علیه) راه دانشگاه را طی کرد و کمکم راه ارتش را و یک سمت سنگین و والایی در ارتش پیدا کرد و همان اوائل شربت شهادت نوشید. این شهادتنوشی تنها مخصوص آمل یا سرزمین شمال نیست، سراسر ایران اینچنیناند چه اینکه شما در این میدانها میبینید. هرگز مهاجم نیستند ولی هیچ مهاجمی را امان نمیدهند. در همان جریان جنگل، بزرگواری مردم آمل مشخص شد. تا جنگلیها حمله نکرده بودند اینها حمله نکردند؛ وقتی جنگلیها حمله کردند در همان سال شصت، آن جریان به یاد ماندنی که امام (رضوان الله تعالی علیه) در آن وصیت نامه رسمیشان از آمل و اهل آمل و مبارزان آمل و جنگجویان آمل و فداکاران آمل نام برد، در آنجا نگهبانی شهر به عهده همین جوانها بود. چهل جوان شربت شهادت نوشیدند و آب و خاک این مملکت و این سرزمین و این فضا و این هوا را حفظ کردند. مرحوم مسعود منفرد در همان سنگر ارتشی که والامقام بود در فرصت مناسبت شربت شهادت نوشید و این سرزمین را و این آب و خاک را یاری کرد. البته این برای تمام این سرزمین است و نشانهاش همین شبهای مقاومت شرق و غرب و شمال و جنوب ایران اسلامی است که مردان بزرگ زنان بزرگ دختران بزرگ پسران بزرگ کوچکان بزرگ خردسالان بزرگ این بزرگواری در همه هست توانستند ماهها این سرزمین را زنده نگه دارند. در آن حمله آمل هم که یک شب چهل جوان شهید شد، اگر کسی در آن روز در آمل بود میدید این خانمها این زنها این مادرها این دخترها این خواهرها اینها چه فداکاریای کردند چادر به کمر بستند همسان مردان سنگر درست کردند و آن شهر به عنوان هزار سنگر مشهور شد؛ بنابراین این فخر برای آمل هست چه اینکه برای سراسر ایران؛ این فخر برای مسعود منفرد (رضوان الله تعالی علیه) هست چه اینکه برای همه شهدا هست؛ این فخر برای ایران اسلامی و زمام داران ایران اسلامی و مسئولان ایران اسلامی هست که هیچ کس در اینجا مستثنا نیست. این فداکاری و جلال و شکوه، گوشهای و ذرهای و مثقالی از آن در شاهنامه فردوسی آمده است؛ او کجا و این فداکاری کجا! چند جوان که سنگر را حفظ بکنند پاسگاه را حفظ بکنند از خطر نگه بدارند، با آنکه احساس خطر کردند در شبهای سرد کوههای کردستان بدون وسایل گرمایشی، این قدر ماندند که ماندند و یخ زدند و اجساد یخزده اینها را به قم آوردند. آن صحنه همه ما حضور داشتیم و آن صحنه را گرامی داشتیم. خدا شاهد است در آن صحنه من خیلی گریه کردم، اما هیچ برای ثواب نبود گریهای برای اینکه به بهشت بروم نبود، این گریهام برای خجالت بود. میفهمید چه عرض میکنم؟! خیلی آن شب گریه کردم که ایران چه عظمتی است چه جلالی است چه شکوهی است چه مردانی دارد چه جوانهایی دارد! این قدر ایستادند تا یخ زدند با آنکه میدانستند بالای کوههای بلند کردستان خبری از آب نیست خبری از حرارت نیست خبری از کمک نیست! میفهمید؟! بخش دیگر آن است که ما شاگردان مکتبی هستیم که در زمان و زمین معادل ندارد؛ مکتبی است الهی. این مکتب خیلی گران است و گرانبار است و عزیزپرور است. در این مکتب، امام صادق (سلام الله علیه) گذشته از مسائل فقهی، مسائل نظامی را خوب طرح کرده جنگ جویی را خوب طرح کرده حمله نظامی را خوب طرح کرده دفاع نظامی را خوب طرح کرده است. وجود مبارک امام صادق (صلوات الله و سلامه علیه) فرمود اسلام دین مردانگی و آزادی است، با کافر هم که میجنگد مردانه میجنگد با بیگانه هم اگر مبارزه میکند مردانه مبارزه میکند. این بیان نورانی امام صادق است که از سیره، سریره، سنت و قانون پیغمبر خبر میدهد فرمود: «ما بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عدوا قط»؛ [۱]فرمود پیغمبر آن قدر رادمرد بود آن قدر بزرگاندیش بود که بر هیچ دشمنی شبیخون نزد. دشمن، کافر است و در صدد کشتن اوست؛ این را میگویند رادمردی! فرمود: «ما بیت»؛ _تبییت یعنی شبیخو