رمان «خانوادهٔ تیبو» نوشتهٔ روژه مارتن دوگار، با ترجمهٔ فاخر ابوالحسن نجفی، در ایران سرگذشتی دارد که آن را از یک اثر ادبی صرف فراتر برده است. این کتاب که در مقطعی توقیف شد، با دستور مستقیم رهبر معظم انقلاب از توقیف خارج شد و ایشان در طول سالها، بارها در محافل مختلف از آن سخن گفتهاند. نگاه رهبر انقلاب به این اثر، از یک سو ستایش ترجمهای ممتاز و از سوی دیگر نقد عمیق جهانبینی اومانیستی حاکم بر آن است. نوشته پیشرو، با تکیه بر بیانات و خاطرات مستند، به بررسی این مواجههٔ منحصربهفرد میپردازد. سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - رمان «خانواده تیبو» نوشته روژه مارتن دوگار، نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبیات (۱۹۳۷)، از جمله آثاری است که در ایران سرگذشتی منحصربهفرد یافته است. این کتاب که با ترجمه استاد ابوالحسن نجفی و توسط انتشارات نیلوفر منتشر شد، افزون بر جایگاه ادبی والای خود، به دلیل توجه ویژه رهبر معظم انقلاب و نقش مستقیم ایشان در رفع توقیف آن، به پدیدهای فرهنگی در تاریخ معاصر ایران بدل شده است. نکته شایانتأمل آنکه رهبر انقلاب در بازهای کوتاه (مهر و آذر ۱۳۷۰) دستکم سه بار در محافل مختلف از جمله جلسه تفسیر سوره بقره، دیدار با مجمع نویسندگان مسلمان و نشست با اعضای شورای عالی ویرایش از این کتاب سخن گفتهاند. این اشارات مکرر، از یک سو بیانگر ستایش ایشان از کیفیت ترجمه و توصیف آن به عنوان یکی از ترجمههای ممتاز فارسی است، و از سوی دیگر نشاندهنده نقد عمیق محتوایی بر جهانبینی حاکم بر رمان، یعنی اومانیسم بیپشتوانه دینی است. نوشته پیش رو میکوشد با تکیه بر اسناد و بیانات موجود در پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبر معظم انقلاب، نخست به معرفی این رمان و ترجمه فاخر آن بپردازد، سپس چهار محور اصلی نگاه رهبر انقلاب به این کتاب را بررسی کند: ستایش ترجمه و ساختار اثر، نقد جهانبینی اومانیستی، دغدغه تأثیرگذاری بر مخاطب جوان، و اشاره به استقبال عمومی از آن. در ادامه، خاطرات مستند از مواجهه ایشان با این کتاب در سه نوبت جداگانه (۱۳۷۰، ۱۳۷۰، ۱۳۹۷) بازگو میشود و در نهایت، نشان داده خواهد شد که چگونه یک رمان خارجی، در آیینه نگاه رهبر انقلاب، از یک اثر داستانی صرف فراتر رفته و به ابزاری برای نقد یک جهانبینی و همچنین نمونهای از ترجمه فاخر فارسی تبدیل شده است که شایسته تأمل و بررسی عمیقتر است. ستایش ترجمه و ساختار اثر نخستین و برجستهترین نکتهای که در بیانات رهبر انقلاب به چشم میخورد، ستایش از ترجمه ابوالحسن نجفی است. ایشان در دیدار با اعضای شورای عالی ویرایش زبان فارسی (۱۸ آذر ۱۳۷۰)، با اشارهای صریح به مترجم کتاب، فرمودند: «من ضمناً یک نکتهای به جناب آقای نجفی عرض بکنم. آن کتاب ترجمه جنابعالی ـ خانواده تیبو ـ این کتاب بسیار ترجمه خوبی است؛ واقعاً از آن ترجمههای ممتاز فارسی است. من البتّه، هم فرانسه نمیدانم، هم ندیدهام متن را، امّا خود ترجمه، آن استواری ترجمه و رسایی ترجمه خودش را نشان میدهد. با اینکه کتاب سختی هم هست، یعنی جزو کتابهایی است که سخت است و مفصّل هم هست؛ خوب حوصله کردهاید.» رهبر شهید، ترجمهٔ ابوالحسن نجفی از «خانوادهٔ تیبو» را «واقعاً از آن ترجمههای ممتاز فارسی» دانسته و بر استواری و رسایی آن تأکید کردهاند ایشان همچنین به تفاوت ساختاری جلدهای کتاب اشاره کرده و ارزش تاریخی جلدهای پایانی را ستودهاند: «از جلد سوّم به بعدش ـ جلد سوّم و چهارمش ـ ارزش تاریخی خیلی قیمتیای هم دارد؛ خب تمام اوضاع و احوال جنگ را نشان میدهد؛ جنگ بینالملل و مقدّمات و مانند اینها را؛ جلدهای اوّل و دوّم آن اصلاً در آن مقوله نیست، یعنی یک سبک دیگری است.» نکته جالب توجه آنکه رهبر انقلاب برای این کتاب تقریظ نیز نوشتهاند: «من هر کتابی که میخوانم، یک تقریظی مینویسم. برای این کتاب ترجمه شما هم تقریظ نوشتم؛ هم بعد از جلد اوّل، هم بعد از جلد آخر یا سوّم ـ یکی از این دو جلد ـ جلد اوّل را که خواندم، پشت جلد نوشتم که بعید است من جلد دوّم این کتاب را بخوانم؛ چون باب ذهنیّات ما نیست، [امّا] برداشت من بعد از خواندن آن جلد سوّم به بعد، بکلّی از این کتاب عوض شد.» نقد جهانبینی اومانیستی در کنار ستایش از ترجمه، رهبر انقلاب بهطور مکرر بر نقد محتوایی جهانبینی حاکم بر رمان تأکید کردهاند. ایشان در جلسه هشتم تفسیر سوره بقره (۲۴ مهر ۱۳۷۰)، با اشاره به رویکرد اومانیستی نویسنده، فرمودند: «من یک کتابی را از روژه مارتین دوگار نویسنده فرانسوی که رمانی نوشته بنام خانوادهی تیبو خواندهام... این ظاهراً از اومانیست قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است. این انسانیتگراها که معتقد بودند عشق به انسان و انسانیت و علاقه و وجدان انسانی میتواند پرکننده خلأ اندیشه مذهبی و ایمان مذهبی و جاذبه مذهبی باشد، اینها قبل از رواج مارکسیسم خیلی کتاب مینوشتند و این روژهمارتین هم جزو آنهاست که خیلی خوب در کتابش قضیه را تشریح میکند.» ایشان سپس با تحلیل یکی از صحنههای کلیدی رمان، پوچی نهفته در این جهانبینی را به تصویر کشیدند: «البته نه اینکه بخواهد این را بگوید، بلکه از زبان قهرمان داستانش که در هنگام یک بیماری لاعلاج با خودش فکر میکند فایده تلاش من چه بود و یادداشتهایش را مینویسد حقایقی را که تفکر اومانیستی به انسان میدهد و آن احساس ناگزیر این تفکر اومانیستی را کاملاً مشخص میکند و آنجا کاملاً میشود این را فهمید. او میگوید فایده زندگی کردن همین است که تو لذت ببری! واقعاً طبق تفکر جهانبینی مادی جز این هم چیز دیگری نیست.» در دیدار با مجمع نویسندگان مسلمان (۲۸ مهر ۱۳۷۰)، ایشان با صراحت بیشتری به نقد محتوای کتاب پرداختند: «این چهار جلد کتاب، البته با همان گرایشهای اومانیستی قرن نوزدهمی و اوایل قرن بیستمی است؛ با یک قضاوتهای خیلی قاطع و مطلق و تعصبآمیز ضد مذهبی و البته ضد جنگ. گرایش عمدهاش، ضد جنگ بینالملل اول است.» دغدغه تأثیرگذاری بر مخاطب جوان با وج