فرمانده اسبق نیروی دریایی سپاه گفت: بالای سر تهران ماهوارههای تاکتیکی گذاشتهاند و اطلاعات را رصد میکنند. همین الان که آتشبس است، حدس میزنم هواپیماهای مختلف آمریکایی و اسراییلی در فضای هوایی ایران مشغول جاسوسی هستند. سالهاست که ردای نظامیگری از تن خارج کرده اما همچنان با عنوان «سردار» شناخته میشود و معروف است؛ سردار «حسین علایی» فرمانده قرارگاه نوح نبی در سالهای جنگ ۸ ساله عراق و ایران. از زمان ایجاد نیروهای سهگانه سپاه به دستور بنیانگذار جمهوری اسلامی در میانه دهه ۶۰، او که فرمانده بزرگترین تشکیلات نظامیِ دریایی سپاه پاسداران بود، بعنوان فرمانده نیروی دریایی سپاه و اولین آن، منصوب شد. پس از جنگ مدتی قائممقام وزیر دفاع در دولت هاشمی رفسنجانی بود و سه سال هم در دولت محمد خاتمی رئیس ستاد مشترک سپاه پاسداران بود. پس از آن اما از کارها و مشاغل نظامی فاصله گرفت و بیشتر وارد حوزه تحلیل و مطالعات نظامی شد. در سالهای اخیر علایی تحلیلهای زیادی درباره نفوذ و مسائل نظامی و خصوصا دیپلماسی بیان کرده است. برخی سخنانش جنجال زیادی به پا کرده است؛ از جمله هشدارهایی که پیش از جنگ ۱۲ روزه به سردار رشید داده بود که او و سردار باقری را در اتاقهای خودشان ترور خواهند کرد؛ و همین هم شد. پس از جنگ ۴۰ روزه هم گفته که هشداری به دریابان علی شمخانی داده بود که او و رهبری را حتما ترور خواهند کرد؛ به گفته او شمخانی این موضوع را رد کرده و قبول نکرده بود؛ اما باز هم همانی شد که علایی گفته بود. سردار حسین علایی چندی پیش میهمان ما شده بود تا به سوالی که احتمالا سوال خیلیها باشد، پاسخ بدهد؛ «از کجا میدانستید؟!». مشروح گفتگو با سردار حسین علایی را در ادامه میخوانید: ****************** *در دو مصاحبه، یک بار بیان کردید که به سردار رشید گفتهاید او و سردار باقری را در همان اتاق خواهند زد و یک بار هم همین اواخر به آقای شمخانی گفتهاید که او و رهبری را ترور میکنند و آقای شمخانی قبول نکرده است. شما از کجا میدانستید؟ کسی که روی رفتار امریکا و اسراییل مطالعه کند میتواند برنامهها و حرکات آینده آنها را پیش بینی کند. آنها یک استراتژی دارند که بر آن اساس برنامههای عملیاتی تهیه و اجرا میکنند و یک سری اطلاعات را دائم بروز میدهند و اهدافشان را میگویند. اسراییل به صراحت گفته است که به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی در ایران هستم و تمام مراکز هستهای و دانشمندان هستهای ایران را میزنم و آقای فخری زاده را ترور میکنم. در سازمان ملل هم اسم برد و گفت. کسی که بخواهد اطلاعات آشکار را ارزیابی و تحلیل کند و از رفتار اسراییل و آمریکا در گذشته مطلع باشد میتواند بفهمد چه کار میخواهند بکنند. *باتوجه به هشدارهایی که میدادید، آنها توجهی نداشتند یا نمیدانستند؟ آنها همه اینها را میدانستند و در نظر هم گرفته بودند. ولی هر اقدام و جنگی، دو طرف دارد. یک طرف، برنامه ریزی و اقدام میکند و یک طرف هم دفاع و اقدام متقابل. *معتقدید آن طرفی که حمله و اقدام میکند... کاری میکند که برنامههایش را با موفقیت انجام دهد. *نقش نفوذ را چقدر میدانید؟ مفهوم نفوذ نسبت به ۲۰ سال پیش تغییر کرده است. در گذشته نفوذ، شامل عوامل انسانی بوده است. الان سیستمها هستند که در آنها نفوذ صورت میگیرند و بیشتر متکی به ابزارهای هوشمند هستند. بنابراین مانند قدیم خیلی نیاز به جاسوس و نفوذ انسانی نیست. بلکه از ابزارهای فنی، فناوری و هوشمند استفاده میکنند و اقداماتی را انجام میدهند. مثلا هر کسی که یک گوشی همراه با خود دارد، آمریکا و اسراییلیها میگویند که ما آنجا حضور داریم. بنابراین خیلی از اطلاعات با استفاده از ابزار بدست میآید. خیلی از اطلاعات هم ثابت است. مثلا شما در این ساختمان حضور دارید و این ساختمان را عوض نمیکنید. با بله و نشان هم اگر کسی بخواهد بزند، به این جا میرسد. این ترکیب و اطلاعاتی است که آنلاین و با ماهوارهها و پهپادها و اطلاعات دیگر که در اختیار دارند و تقاطعگیری از اطلاعات بدست میآوردند و افراد مد نظرشان را پیدا میکنند. مهم این است، کسانی که در معرض آن هستند بتوانند ضد این برنامه را اعمال کنند و بدانند هدف ترور قرار دارند. بنابراین کسانی که در این ایام در جاهای امن زیرزمینی مناسب قرار داشتهاند، امریکا و اسراییل نتوانستند آنها را ترور کنند. جاهایی که به هر دلیلی این نوع اقدامات انجام نشده است، هدف قرار گرفته است. مثلا رهبری در بیت خود هدف قرار گرفت. در حالی که اگر در داخل کشور این باور را داشتند که آنها به دنبال این هستند که رهبری را ترور کنند، باید این را تبدیل به یک هدف سخت برای آمریکا میکردند. شاید وقتی بوی جنگ و اقدام میآمد نباید در آن ساختمان حضور پیدا میکردند. ارزیابی من این بود که هم رهبری و هم بیت رهبری را میزنند؛ به شمخانی گفتم و او اینها را میدانست *یعنی این ارزیابی که میخواهند بیت را بزنند نداشتند؟ این را اطلاع ندارم. ارزیابی من این بود که هم رهبری و هم بیت رهبری را میزنند. به آقای شمخانی گفتم و او اینها را میدانست. خیلی هم تلاش میکرد. انسان فهمیدهای بود و درک بالایی داشت و مسائل امریکا و اسراییل را میدانست. ولی به هر دلیلی آنها میخواهند کارهای خود را جلو ببرند. مجبورند جلسه تشکیل دهند و دور هم جمع شوند. ولی من هم میفهمیدم و میگفتم که وقتی فرماندهان دور هم جمع میشوند، تبدیل به هدف مناسب برای آمریکا و اسراییل میشوند. ولی برخی اوقات میگویند نمیتوانیم جمع نشویم. بنابراین آن حرفهایی که گفتم چیزی نبود که سردار رشید یا سردار باقری یا امیر شمخانی ندانند. ولی برای این که حساسیت را بالا ببرم، این را مطرح میکردم. چون نگران بودم. *شما میفرمایید آنها میدانستند و شما و دستگاههای اطلاعاتی به آنها هشدار میدادید. ولی باز هم در نقطه حفاظتشده ترور میشدند. آیا همهاش را باید به تکنولوژی ربط داد یا عامل انسانی هم نقش داشته است