کورش احمدی، دیپلمات پیشین و تاریخپژوه در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: تردید نیست که این تفاهمنامه کاملا به سود ایران بود. مسئله این بود که آمریکا بعد از تحمیل جنگ تجاوزکارنه و روشن شدن اینکه از طریق جنگ قادر به تحمیل خواسته های خود نیست چاره ای نداشت جز اینکه بر راه حل های مسالمت آمیز متمرکز شود. این مهم موجب روی آوری ترامپ به مذاکره شد. خبرآنلاین - محمد عارف معزی: در شرایطی که جنگ و تنشهای منطقهای ادامه دارد، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی ایران به شمار میرود؛ با این حال، تکرار بیش از حد استفاده از این ابزار میتواند کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی را به سمت ایجاد مسیرهای جایگزین انرژی و تجارت سوق دهد و در بلندمدت از ارزش ژئوپلیتیک آن بکاهد. توسعه کریدورهای تجاری و خطوط انتقال انرژی، افزایش واردات نفت از منابع جایگزین و حرکت کشورها به سمت انرژیهای تجدیدپذیر، از جمله روندهایی است که میتواند این اهرم را مستهلک کند. در این میان، تفاهمنامه پایان جنگ از منظر برخی تحلیلها میتوانست دستاوردهایی برای ایران به همراه داشته باشد؛ از توقف جنگ و جلوگیری از گسترش خسارتها به زیرساختهای حیاتی گرفته تا رفع محدودیتهای صادرات نفت، آزادسازی بخشی از منابع مالی و فراهم شدن زمینه برای سرمایهگذاری و کاهش تحریمها. با این حال، جایگزین کردن این دستاوردهای ملموس با وعده پیروزیهای آینده و فروپاشی قدرت آمریکا، میتواند جامعه را در چرخهای از تنش و انتظار قرار دهد. از سوی دیگر، تداوم جنگ ممکن است کشورهای منطقه را به سمت ائتلافهای امنیتی جدید سوق دهد و نقش میانجیهایی مانند قطر و عمان را تضعیف کند؛ روندی که در نهایت میتواند به افزایش اجماع منطقهای علیه ایران و کاهش فضای دیپلماتیک منجر شود. خبرگزاری خبرآنلاین، در گفتگو با کورش احمدی، دیپلمات پیشین و تاریخپژوه، به بررسی این تحولات پرداخته است. در ادامه مشروح گفتگوی کورش احمدی با خبرآنلاین را میخوانید؛ پافشاری بیش از حد روی یک اهرم، میتواند ارزش استراتژیک آن را کاهش دهد/ کشورهای منطقه به دنبال راههای جایگزین برای عبور انرژی و کالا هستند *** آیا استفاده نظامی و وامنیتی مکرر از تنگه هرمز برای اعمال فشار به آمریکا ممکن است که اثربخشی این اهرم را کاهش دهد؟ چگونه ممکن است این اهرم مستهلک و ناکارآمد شود؟ در مورد همین موضوع تنگه هرمز، موجی از اقدامات در دستور کار کشورهای دور و نزدیک قرار گرفته که می تواند به کاهش ارزش استراتژیک تنگه هرمز و تخلیه ظرفیت های ژئوپلیتیک آن بیانجامدیکی از ویژگی ها کارکردی جمهوری اسلامی طی نزدیک به ۵۰ سال گذشته پافشاری و ماندن بیش از حد روی یک موضوع و استفاده بیش از حد از یک حربه یا اهرم بوده است. نمونه سفارت آمریکا را به یا داریم که صرفنظر درستی یا نادرستی اقدام به اشغال سفارت، اینکه ۴۴۴ روز گروگان ها را نگه داشتیم یک نمونه بود. جنگ را ۶ سال بعد از آزادی خرمشهر ادامه دادیم. ماجرای غنی سازی ۲۳ سال است که در جریان است و روح و روان ما را نیز گرفتار خود کرده است. نمونه های متعدد دیگری نیز از این شیوه را می توان مثال زد. اکنون خطر بزرگ این است که تنگه هرمز نیز به مشکل ماندگار دیگری تبدیل شود. این در حالی است که سیاست، بخصوص سیاست خارجی، حوزه تامین منافع است و نیز حوزه امکانات و ممکنات. این حوزه یک حوزه عرفی است که هیچ موضوع و موضعی در آن مقدس نیست و دولت ها همواره باید ضمن روزآمد کردن ارزیابی های خود، آماده انعطاف در مورد رویه ها و شیوه ها و مواضع خود باشند. صرفنظر از خسارات محض از ناحیه چنین روشی، اکنون روشن شده که در مورد همین موضوع تنگه هرمز، موجی از اقدامات در دستور کار کشورهای دور و نزدیک قرار گرفته که می تواند به کاهش ارزش استراتژیک تنگه هرمز و تخلیه ظرفیت های ژئوپلیتیک آن بیانجامد. به عنوان مثال، کریدور IMEC (کریدور تجاری هند-خاورمیانه) که در نظر است از شبه قاره هند و از طریق امارات، عربستان، اردن، سوریه و اسرائیل به مدیترانه و اروپا منتهی شود، با سرعت بیشتری در حال پیگیری است. عراق در حال امضای قراردادهایی با چند شرکت آمریکایی برای احیای خط لوله های قدیمی عراق از کرکوک به بانیاس سوریه و جیهان ترکیه است. مطالعاتی نیز در عراق با هدف ارسال نفت بصره به بندری در مدیترانه در دست انجام است. عربستان و امارات در تدارک افزایش ظرفیت دو خط لوله به ینبع (دریای سرخ) و فجیره (دریای عمان) هستند. قطر و بحرین و کویت هم در حال انجام مطالعاتی برای یافتن یک راه جایگزین از طریق عربستان یا امارات و ... به جای تنگه هرمز هستند. در سطح جهانی نیز اقداماتی در جریان است. آمریکا از برخی از این اقدامات در منطقه حمایت می کند. همچنین کشورها آسیایی که بیشترین واردات سوخت خود را از خلیج فارس انجام می دادند، در فکر منابع جایگزین اند و متوجه تولید کننگان درنیم کره غربی بویژه آمریکا شده اند و از جمله واردات آنها از آمریکا رو به افزایش است. یا مثلا بسیاری از کشورها مانند چین و هند به صرفه جویی در مصرف نفت و گاز و نیز سرعت دادن به تولید انواع انرژی های تجدیدپذیر روی آورده اند. اندیشکده های اسرائیلی نیز در حال شکل دادن به حوزه جدیدی از مطالعات زیر عنوان تغییر نقشه انرژی در خاورمیانه تحت تاثیر مسائل تنگه هرمز و باب المندب هستند و ... تردیدی نیست که این تفاهمنامه کاملاً به سود ایران بود/ آمریکا وقتی دید با جنگ نمیتواند خواستههایش را تحمیل کند، به مذاکره روی آورد *** بسیاری از تحلیلگران تفاهمنامه پایان جنگ را یک پیروزی بزرگ برای ایران ارزیابی کردهاند، به نظر شما این تفاهمنامه چه منافعی برای ایران داشت و آیا تهران با استمرار جنگ میتواند به دستاوردی بهتر از این تفاهمنامه دست پیدا کند؟ دقیقا تهران چه دستاوردهایی در تفاهمنامه اسلامآباد داشت؟ مهمترین نفع این تفاهم نامه برای ایران توقف جنگ بود؛ جنگی که طی آن خسارات عظیمی به همه امکانات کشور وارد می شد؛ جنگی که اگر ا