تعداد زیادی از این خانوادهها، تا پیش از ۹اسفند پارسال، در مناطقی مثل دردشت، پاستور، نازیآباد، جوادیه و شمال میدان رسالت ساکن بودند که با آغاز جنگ، اهدافی در جوار خانههایشان مورد اصابت موشک قرار گرفت و منزلشان، به دلیل ریزش دیوارهای داخلی و بیرونی، تاب برداشتن یا ترک و ریزش سقف، تخریب ورودی و پلههای ساختمان یا تخریب درها و پنجرهها، غیر قابل سکونت و نیازمند مقاومسازی شد . تعداد زیادی از جنگزدگان تهران که از هفته اول اسفند پارسال به دلیل تخریب خانههایشان به هتلهای پایتخت منتقل شده بودند، از نیمه هفته قبل، با اینکه بعضیشان جایی برای زندگی نداشتند و خانه بعضیشان، ناامن و غیر قابل سکونت بود و بعضیشان، هنوز وام ودیعه و کمک هزینه خرید وسایل از شهرداری نگرفته بودند، با حکم تخلیه اجباری، وادار به ترک هتلها شدند. تعداد زیادی از این خانوادهها، تا پیش از 9اسفند پارسال، در مناطقی مثل دردشت، پاستور، نازیآباد، جوادیه و شمال میدان رسالت ساکن بودند که با آغاز جنگ، اهدافی در جوار خانههایشان مورد اصابت موشک قرار گرفت و منزلشان، به دلیل ریزش دیوارهای داخلی و بیرونی، تاب برداشتن یا ترک و ریزش سقف، تخریب ورودی و پلههای ساختمان یا تخریب درها و پنجرهها، غیر قابل سکونت و نیازمند مقاومسازی شد . با این حال، از نیمه هفته قبل و در آخرین هفتهخرداد، مسوولان هتلها به این خانوادهها گفتند که طبق اعلام مسوولان شهرداری، مدت اقامتشان در هتلها به پایان رسیده و باید ظرف 12 تا 24 ساعت اتاق را تخلیه کنند. تعدادی از این خانوادهها گفتند که در واکنش به این اعلام غیر منتظره، اعتراض کردند ولی بیفایده بود و از نیمه هفته قبل، سهمیه ناهار و شامشان قطع شد و کارت ورود به اتاقشان غیر فعال شد و تعدادیشان که مکانی برای سکونت نداشتند، مجبور شدند تمام روز و شب را یا در حیاط هتلها یا در خیابانها سپری کنند. آقای میم، سرپرست یکی از همین خانوادههاست که از دوشنبه هفته قبل، حکم تخلیه گرفت . آقای میم، 6 فرزند دارد و شامگاه دوشنبه، کارت ورود به اتاقش توسط مسوولان هتل غیرفعال شد در حالی که وسایلشان داخل اتاق بود. آقای میم و همسر و فرزندانش، غروب دوشنبه تا عصر سهشنبه را در حیاط هتل سپری کردند و از عصر سهشنبه، اجازه اسکان در حیاط هم نداشتند و ناچار شدند در خیابان روبهروی هتل بمانند. آقای میم و خانوادهاش، تا 9 اسفند پارسال در یک منزل اجارهای در نازیآباد زندگی میکردند ولی با هدف قرار گرفتن این منطقه، به دلیل حجم آوار و شدت تخریب خانهشان، به هتل متعلق به شهرداری منتقل شدند . از دو هفته قبل، شهرداری منطقه به آقای میم گفته بود که باید به دنبال اجاره منزل و تخلیه هتل باشد و قرار بود وام ودیعهای به مبلغ 600 میلیون تومان هم، توسط دو فرد نیکوکار همکار با شهرداری تامین شود . آقای میم، بعد از اخطار شهرداری به دنبال خانه اجارهای گشت در حالی که وسایل زندگیاش، در همان خانه نازیآباد باقی مانده بود و اعتبار قرارداد اجارهاش هم 31 خرداد تمام میشد. هفته قبل، خانهای برای اجاره پیدا کرد و با صاحبخانه جدید، قرارداد نوشت ولی در طول این هفته، فقط یکی از نیکوکاران همکار با شهرداری، سهم 300 میلیونی وام ودیعه را داد و صاحبخانه جدید به آقای میم گفت که تا زمان واریز باقی وام ودیعه، اجازه ورود به منزل اجارهای را ندارد. پیگیریهای آقای میم در روزهای قبل برای دریافت باقی سهم وام ودیعه بینتیجه بود و دوشنبه شب، کارت اتاق خانواده آقای میم غیر فعال شد و اعتراض هم بیفایده بود و خانواده 8 نفره، تمام ساعات شب تا صبح را در حیاط هتل سپری کرد. آقای میم گفت که صاحبخانه قبلی در نازیآباد، تهدید کرده که اگر تا 31 خرداد، خردهریزهای باقی مانده از وسایلش را از خانه تخریب شده جمع نکند، ودیعه امانت را به خزانه دولت میریزد و صاحبخانه جدید هم گفته اگر تا اول تیر ماه، باقی مانده ودیعه را به حسابش واریز نکند، باید بابت هر روز دیرکرد 5 میلیون تومان جریمه بدهد. آقای میم، دیروز میگفت تا عصر پنجشنبهای که گذشت، از واریز باقی مانده کمک ودیعه شهرداری خبری نبود در حالی که از غروب چهارشنبه، اعضای خانواده آقای میم، حتی برای برداشتن وسایلشان هم اجازه ورود به اتاق هتل را نداشتند . خانم میم، یکی دیگر از ساکنان هتل است که سهشنبه شب، با اینکه خانهاش بنا به اعلام بازرس مدیریت بحران شهرداری، ناامن و غیرقابل سکونت بود، حکم تخلیه هتل گرفت و بامداد پنجشنبه به همان خانه ناامن بازگشت. منزل خانم میم در خیابان دردشت است که بعد از ظهر 11 اسفند پارسال، ساختمان روبهروی خانهاش با 3 موشک هدف قرار گرفت و با موج انفجار، در و تمام پنجرههای این خانه، شکست و از جا کنده شد و دیوارها ترک برداشت و سقف ریزش کرد. خانم میم که بر اثر شدت موج انفجار، پرت شده بود، تا نیم ساعت، حواس تشخیص زمان و مکان را از دست داده بود و با کمک همسایهها از زیر آوار و از فضایی که پر شده بود با دود و غبار آوار، بیرون آمد و همان روز هم به هتل منتقل شد ولی در روزهای بعد که به خانهاش برگشت تا از اسباب زندگی 60سالهاش، تکهای بیرون بکشد، متوجه شد که تمام وسایل با موج انفجار ترکیده و حجم خردهشیشههایی که مبل و فرشهای دستباف و پردهها را سوراخ کرده، در حدی است که اینها به درد شستن هم نمیخورند . خانم میم، با مشاهده خسارتی که زندگی و خانهاش را نابود کرده بود، دچار نقص حافظه شد و تا دو ماه بعد، شبها با کابوس انفجار و ترکیدن شیشهها و ریزش سقف از خواب میپرید. خانم میم میگوید که نیمه هفته قبل، 150 میلیون تومان به حسابش واریز شد که معلوم نبود آیا این هزینه برای بازسازی یا خرید وسیله منزل است و به دنبال واریز این وجه هم، مسوولان هتل به خانم میم گفتند که باید بلافاصله، هتل را تخلیه کند. مراجعات مکرر این خانم به شهرداری برای تمدید اقامت در هتل بیفایده بود . ظهر و غروب چهارشنبه، این خانم مثل روزهای قبل برای دریافت سهمیه غذا مراج