چرا هالیوود اینقدر به بازسازی و دنباله فیلمهای قدیمی علاقه دارد؟ نگاهی به شکست بسیاری از بازسازیهای پرهزینه دیزنی و دیگر استودیوها. هالیوود در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری به بازسازی آثار قدیمی، ساخت دنبالهها، پیشدرآمدها و نسخههای لایواکشن روی آورده است. از سفیدبرفی و پینوکیو گرفته تا پری دریایی و حالا موآنا، استودیوهای بزرگ ترجیح میدهند به جای سرمایهگذاری روی ایدههای تازه، به سراغ برندهایی بروند که از قبل میان مخاطبان شناخته شدهاند. اما چرا این روند تا این اندازه فراگیر شده و چرا بسیاری از این آثار با وجود بودجههای هنگفت، موفقیت مورد انتظار را به دست نمیآورند؟ تازهترین نمونه این موج، نسخه لایواکشن موآنا است که دیزنی تنها حدود یک دهه پس از انیمیشن اصلی روانه سینماها کرده است؛ فیلمی که همان داستان، همان ترانهها و حتی بازیگر صداپیشه شخصیت مائویی، دواین جانسون، را حفظ کرده است. با این حال، بسیاری از منتقدان و مخاطبان این سؤال را مطرح کردهاند که آیا اساساً ساخت چنین بازسازیهایی ضرورتی دارد؟ پاسخ بازار همیشه مثبت نیست. نسخه جدید موآنا با وجود بودجه عظیم ۲۵۰ میلیون دلاری با نقدهای منفی روبهرو شده و برخی منتقدان آن را ضعیفترین بازسازی دیزنی تا امروز توصیف کردهاند. چرا استودیوها همچنان سراغ بازسازی میروند؟ یکی از مهمترین دلایل، کاهش ریسک اقتصادی است. مدیران استودیوها معتقدند فیلمهایی که بر پایه شخصیتها و داستانهای شناختهشده ساخته میشوند، شانس بیشتری برای جذب مخاطب دارند. صنعت سینما هنوز به طور کامل از پیامدهای همهگیری کرونا عبور نکرده است؛ بحرانی که به تعطیلی هزاران سالن سینما در سراسر جهان انجامید. از سوی دیگر، اعتصاب نویسندگان و بازیگران هالیوود نیز باعث کمبود پروژههای تازه شد و استودیوها را بیش از گذشته به سمت استفاده از برندهای قدیمی سوق داد. اگرچه بسیاری از بازسازیها با شکست مواجه میشوند، اما آثار دنبالهدار همچنان درآمدهای چشمگیری دارند. در میان پرفروشترین فیلمهای سال، آثاری مانند داستان اسباببازی ۵ (Toy Story 5)، فیلم سوپر ماریو گلکسی (The Super Mario Galaxy Movie) و شیطان پرادا میپوشد ۲ (The Devil Wears Prada 2) قرار دارند که همگی ادامه مجموعههای موفق قبلی هستند. این موفقیتهای مالی باعث شده استودیوها همچنان روی فرمول نوستالژی حساب باز کنند. در مقابل، موفقیت غیرمنتظره فیلم مستقل ترسناک وسواس (Obsession) نشان داد که تماشاگران همچنان از ایدههای تازه استقبال میکنند. این فیلم که با بودجهای حدود ۷۵۰ هزار دلار و بدون حضور ستارههای مشهور ساخته شد، توانست بیش از ۴۰۰ میلیون دلار در گیشه جهانی فروش داشته باشد؛ موفقیتی که بسیاری آن را نشانهای از خستگی مخاطبان از بازسازیهای بیپایان میدانند. بازسازیهایی که نتوانستند موفقیت نسخه اصلی را تکرار کنند کتاب جنگل | ۱۹۹۴ نخستین تلاش دیزنی برای ساخت یک نسخه لایواکشن از کتاب جنگل (The Jungle Book) در سال ۱۹۹۴ با کارگردانی استیون سامرز و بازی جیسون اسکات لی در نقش «موگلی» روی پرده رفت. برخلاف انیمیشن محبوب سال ۱۹۶۷، این فیلم فضای فانتزی و موزیکال اثر اصلی را کنار گذاشت و داستانی جدیتر و ماجراجویانهتر ارائه داد. حذف ترانههای خاطرهانگیز، تغییر شخصیت موگلی به یک قهرمان اکشن و فاصله گرفتن از حالوهوای نسخه کلاسیک باعث شد بسیاری از منتقدان و مخاطبان این فیلم را فاقد جذابیت نسخه اصلی بدانند. جالب اینکه دیزنی بیش از دو دهه بعد، در سال ۲۰۱۶، بار دیگر کتاب جنگل را با ترکیبی از بازیگران واقعی و جلوههای ویژه رایانهای بازسازی کرد؛ نسخهای که با صداپیشگی ادریس البا، بن کینگزلی، اسکارلت جوهانسون و بیل موری، برخلاف نسخه ۱۹۹۴، به موفقیت بزرگی در گیشه و میان منتقدان دست یافت. سیندرلا | ۲۰۱۵ نسخه لایواکشن سیندرلا (Cinderella) به کارگردانی کنت برانا و با بازی لیلی جیمز و کیت بلانشت، از معدود بازسازیهای موفق دیزنی از نظر فروش بود، اما همزمان با حاشیههای فراوانی روبهرو شد. پس از انتشار نخستین تصاویر فیلم، بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی و گروههای حمایت از سلامت نوجوانان مدعی شدند کمر لیلی جیمز بهطور غیرواقعی باریک شده و دیزنی با استفاده از جلوههای ویژه رایانهای، استانداردهای ناسالم زیبایی را ترویج میکند. لیلی جیمز بعدها توضیح داد که هیچ تغییری با CGI روی بدنش انجام نشده و دلیل این ظاهر، استفاده از کرست بسیار تنگ لباس و رژیم غذایی مایع در دوران فیلمبرداری بوده است؛ زیرا امکان خوردن غذای معمولی هنگام پوشیدن آن لباس وجود نداشت. از سوی دیگر، برخی منتقدان فمینیست نیز داستان سنتی فیلم را مورد انتقاد قرار دادند و معتقد بودند روایت زنی که منتظر نجات توسط یک شاهزاده ثروتمند است، دیگر با ارزشهای امروز همخوانی ندارد. دامبو | ۲۰۱۹ تیم برتون در سال ۲۰۱۹ نسخه لایواکشن دامبو (Dumbo) را با حضور کالین فارل، مایکل کیتون، دنی دویتو و اوا گرین کارگردانی کرد، اما نتیجه با استقبال سرد مخاطبان و منتقدان روبهرو شد. بسیاری معتقد بودند فیلم بیش از حد روی شخصیتهای انسانی و داستان سیرک تمرکز کرده و شخصیت اصلی، یعنی فیل پرنده دوستداشتنی، در حاشیه قرار گرفته است. همچنین برخی احساس کردند نسخه جدید، احساسات و سادگی انیمیشن سال ۱۹۴۱ را از دست داده است. برتون بعدها اعتراف کرد تجربه همکاری با دیزنی در این پروژه برایش بسیار دشوار بوده و حتی به بازنشستگی فکر کرده است. او گفت هنگام ساخت فیلم احساس میکرد خودش نیز مانند دامبو در یک «سیرک بزرگ» گرفتار شده است. این فیلم همچنین برخی شخصیتهای بحثبرانگیز نسخه اصلی، از جمله کلاغهایی که به کلیشههای نژادی متهم شده بودند، حذف یا بازطراحی کرد. علاءالدین | ۲۰۱۹ نسخه لایواکشن علاءالدین (Aladdin) به کارگردانی گای ریچی، با وجود فروش بیش از یک میلیارد دلار در گیشه جهانی، یکی از پرحاشیهترین بازسازیهای دیزنی بود. پیش از اکران،