نرخ سود حقیقی سپرده یکساله در سال ۱۴۰۴ به حدود منفی ۴۲ واحد درصد رسیده است؛ به این معنا که سود اسمی پرداختی، جبرانکننده افت قدرت خرید ناشی از تورم نبوده است. نرخ سود حقیقی سپرده یکساله در سال ۱۴۰۴ به حدود منفی ۴۲ واحد درصد رسیده است؛ به این معنا که سود اسمی پرداختی، جبرانکننده افت قدرت خرید ناشی از تورم نبوده است. این شکاف، نشان میدهد که ساختار فعلی نرخ سود دیگر نمیتواند نقش پیشین خود را در حفظ انگیزه سپردهگذاری بلندمدت ایفا کند و اصلاح آن به یک ضرورت تبدیل شده است. تصور کنید پسانداز خود را برای یک سال در بانک گذاشتهاید؛ بانک طبق قرارداد سود میدهد و عدد داخل حسابتان هر ماه بزرگتر میشود. اما در پایان سال، وقتی برای خرید همان کالاهای سال قبل به بازار میروید، متوجه میشوید با اصل پول و سودش، جنس کمتری میتوانید بخرید. موجودی حساب بالا رفته، سبد خریدتان اما کوچکتر شده است. این تناقض، خلاصهای ساده از پدیدهای است که اقتصاد ایران سالهاست با آن دستبهگریبان است. وقتی تورم برای مدتی طولانی از سود سپرده بانکی پیشی میگیرد، وقتی نرخ سود حقیقی برای مدت طولانی منفی میماند، سپردهگذاری بلندمدت توان لازم برای حفظ ارزش واقعی دارایی را از دست میدهد. در نتیجه، تداوم این وضعیت میتواند انگیزه نگهداری منابع در شبکه بانکی را بهتدریج کاهش دهد. سپردهگذاران برای فرار از این فرسایش، منابع خود را به حسابهای نقدشوندهتر میبرند یا مستقیم به سراغ ارز، طلا، مسکن و سهام میروند. حاصل این تصمیمهای فردی، صرفا جابهجایی پول میان چند حساب نیست؛ تغییری در ترکیب نقدینگی کل کشور است که میتواند همزمان فشار تورمی بیفزاید، منابع بانکها را کمثباتتر کند و بازارهای دارایی را متلاطمتر. سودی که فقط روی کاغذ میماند برای فهم این وضعیت باید میان سود اسمی و سود واقعی مرز کشید. سود اسمی همان رقمی است که بانک در قرارداد سپرده تعهد میکند؛ بر اساس مصوبات شورای پول و اعتبار، سقف این نرخ برای سپرده یکساله در سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ حدود ۱۵ تا ۱۶ درصد بوده و از سال ۱۴۰۱ به بعد به ۲۰.۵ درصد رسیده و از آن زمان تغییری نکرده است. آنچه برای صاحب سپرده اهمیت دارد اما، افزایش عدد حساب نیست؛ میزان کالا و خدماتی است که با آن پول میتواند بخرد. مقایسه همین سقف نرخ سود با تورم نقطهبهنقطه پایان هر سال، تصویری نگرانکننده میسازد. طبق آمار بانک مرکزی، تورم پایان سال ۱۳۹۹ به ۶۵ درصد رسید در حالی که سقف سود سپرده تنها ۱۶ درصد بود؛ فاصلهای نزدیک به منفی ۴۹ واحد درصد. در سال ۱۴۰۴ نیز تورم پایان سال به بیش از ۶۲ درصد رسید، اما سقف سود سپرده همچنان ۲۰.۵ درصد باقی ماند؛ یعنی بازده واقعی سپردهگذاری در بدترین حالت دهه اخیر، حدود منفی ۴۲ واحد درصد بوده است. تنها استثنای نسبی، سال ۱۳۹۶ بود که تورم و سود سپرده تقریبا همتراز ماندند؛ از آن پس، این فاصله تقریبا هر سال به زیان سپردهگذار تکرار شده است. سقف نرخ سود سپرده یکساله در برابر تورم پایانسال، ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ (منابع: مصوبات شورای پول و اعتبار؛ بانک مرکزی) نسبت پول به شبهپول؛ دو برابر در یک دهه نقدینگی کشور از دو تکه اصلی ساخته شده: پول، شامل اسکناس و مسکوک دست مردم و سپردههای دیداری بدون سود؛ و شبهپول، یعنی سپردههای سرمایهگذاری کوتاهمدت و بلندمدتی که سود میدهند و معمولا عمر بیشتری در شبکه بانکی دارند. افزایش سهم پول در این ترکیب، الزاما به معنای خروج فیزیکی اسکناس از بانک نیست؛ منظور از «خروج پول از بانک» در این گزارش بیشتر خروج از سپردههای مدتدار و کوتاهشدن ماندگاری منابع است. پول ممکن است هنوز در همان بانک، در حساب جاری، پارک شده باشد؛ اما هر لحظه آماده پرش به بازار دیگری است. بر پایه سریهای ماهانه بانک مرکزی، نسبت پول به شبهپول از حدود ۱۴ درصد در ابتدای سال ۱۳۹۵ به بیش از ۳۴ درصد در اسفند ۱۴۰۴ رسیده و در اردیبهشت ۱۴۰۵ به مرز ۳۵ درصد نزدیک شده؛ یعنی طی یک دهه، بیش از دو برابر شده است. شتاب این افزایش هم تصادفی نیست: از سال ۱۴۰۲ به بعد، درست همان زمانی که فاصله سود بانکی و تورم به عمیقترین سطح خود رسید، شیب نمودار بهروشنی تندتر میشود. نسبت «پول» به «شبهپول» در نقدینگی کشور، ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۵ (منبع: بانک مرکزی، داده تا اردیبهشت ۱۴۰۵) البته نمیتوان همه این تغییر را فقط پای شکاف سود و تورم نوشت؛ نااطمینانی اقتصادی، جهشهای ارزی، نیاز بنگاهها به نقدینگی برای سرمایه در گردش و تغییر عادتهای پرداخت هم در این معادله سهم دارند. اما همزمانیِ شتاب این روند با تعمیق شکاف سود-تورم، بهسختی میتواند تصادفی باشد. سپردهگذاران، دم درِ خروجی شاهد دیگر این تغییر رفتار را باید در سرعت رشد اجزای نقدینگی جستوجو کرد. بر اساس دادههای بانک مرکزی، در بخش بزرگی از بازه ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، رشد نقطهبهنقطه پول از رشد شبهپول جلوتر بوده است؛ یعنی نقدینگی فقط از نظر حجم بزرگتر نشده، ترکیب آن هم بهسود بخش سیالتر تغییر کرده است. حتی سپردههای سرمایهگذاری، در بهترین حالت، فقط توانستهاند از فاصلهگرفتن بیشتر با تورم جلوگیری کنند، نه رشدی واقعی رقم بزنند. رشد نقطهبهنقطه پول، شبهپول و نقدینگی کل در برابر تورم، ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ (منبع: بانک مرکزی) کدام سپرده جاخالی میدهد؟ نگاهی دقیقتر به انواع سپرده نشان میدهد این تغییر رفتار، یکنواخت پیش نرفته است. در فاصله ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴، رشد سپردههای بلندمدت در برخی مقاطع (بهویژه ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷، زمانی که بانکها با سودهای ویژه رقابت میکردند) بهمراتب از رشد سپرده کوتاهمدت و حساب دیداری پیشی گرفت. اما این الگو در سالهای اخیر معکوس شده است: در ۱۴۰۴، رشد سپردههای کوتاهمدت به حدود ۶۲ درصد رسید و از رشد سپردههای بلندمدت (نزدیک ۴۶ درصد) و حتی حساب جاری (حدود ۵۱ درصد) جلو زد. رشد نقطهبهنقطه انواع سپرده به تفکیک سررسید، ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ (منبع: بانک مرکزی) به بیان دیگر،