فارینپالیسی در ادعایی: فارینپالیسی در گزارشی تحلیلی مینویسد ایران پس از آتشبس، راهبرد خود را از وارد کردن حداکثری خسارت به اقتصاد منطقه، به اعمال «اجبار گزینشی» علیه بحرین و کویت تغییر داده است؛ دو کشوری که با وجود اتخاذ سیاستهایی کاملاً متفاوت در برابر تهران، به دلیل شکافهای درونی شورای همکاری خلیج فارس و تردید واشینگتن در حمایت عملی از متحدانش، در موقعیتی آسیبپذیر قرار گرفتهاند. نشریه «فارینپالیسی» در گزارشی تحلیلی به بررسی تغییر راهبرد نظامی ایران در خلیج فارس و تمرکز حملات تهران بر بحرین و کویت پرداخت و نوشت: از زمان حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در اواخر ماه فوریه، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس خود را در خط مقدم جنگی یافتهاند که نه خواهان آن بودند و نه نقشی در آغازش داشتند. همانگونه که تشدید مستمر تنشها میان آمریکا و ایران نشان میدهد، نه آتشبس ۸ آوریل و نه تفاهمنامهای که پس از آن منعقد شد، هیچیک نتوانستند ثبات را به منطقه بازگردانند. بااینحال، اگرچه هدف قرار گرفتن کشورهای حاشیه خلیج فارس از سوی ایران پس از آتشبسی که ظاهراً برقرار شده بود، متوقف نشد، الگوی این حملات دستخوش تغییر شد. تهران از تمرکز نامتناسب و گسترده بر امارات متحده عربی فاصله گرفت و در عوض، دو کشور کوچکتر منطقه، یعنی بحرین و کویت، را در کانون حملات خود قرار داد. وجه مشترک رویکرد ایران، چه پیش و چه پس از آتشبس، این بود که تهران منطقه خلیج فارس را مرکز ثقل منطقهای واشنگتن تلقی میکرد. بااینحال، اثر راهبردی مورد انتظار ایران از این حملات تغییر یافت. هدف اولیه، وارد کردن حداکثر خسارت به اقتصاد جهانی و وادار کردن طرف مقابل به پذیرش آتشبس بود، اما این هدف بعدها جای خود را به نمایش عزم و اراده ایران، بدون تحریک طرف مقابل به ازسرگیری جنگ و بازگشت به درگیریهای گسترده، داد. همین تغییر در هدف راهبردی بود که سبب شد ایران حملات خود علیه بحرین و کویت را تشدید کند و بر هدف قرار دادن این دو کشور پافشاری بیشتری نشان دهد. بااینحال، چنین تحولی اجتنابناپذیر نبود. در واقع، چندپارگی و شکاف میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، در کنار نبود انسجام و یکپارچگی راهبردی در سیاست واشنگتن، شرایط مساعد و زمینه لازم را برای اعمال «اجبار گزینشی» از سوی ایران فراهم کرد. نبود هرگونه پاسخ مؤثر از سوی ایالات متحده یا کشورهای خلیج فارس به این حملات مکرر نیز زمینه را برای تشدید تنشهای کنونی میان واشینگتن و تهران فراهم ساخت. بحرین و کویت با وضعیتها و تنگناهای مشابهی روبهرو هستند. اقتصاد و تجارت هر دو کشور به تنگه هرمز وابسته است. افزون بر این، هر دو کشور از نظر جغرافیایی و جمعیتی کوچکاند و میان همسایگانی بزرگتر و رقیب قرار گرفتهاند. این موقعیت، بحرین و کویت را در برابر تبدیل شدن به خطوط مقدم درگیریهای منطقهای آسیبپذیر میکند و حتی میتواند آنها را در معرض اشغال و کشورگشایی قرار دهد؛ خطری که کویت در سال ۱۹۹۰ بهطور مستقیم آن را تجربه کرد. هر دو کشور همچنین میزبان جمعیت قابلتوجهی از شیعیان هستند. این مسئله، نگرانیها درباره تلاش احتمالی ایران برای شعلهور کردن آتش قطبیسازی فرقهای با هدف ایجاد بیثباتی داخلی را افزایش داده است. دولت بحرین نیز مدعی بود که چنین مداخلاتی یکی از عوامل اصلی و زمینهساز آغاز ناآرامیهای این کشور در سال ۲۰۱۱ بوده است. در نهایت، بحرین و کویت نتوانستهاند به سطحی از نفوذ بینالمللی دست یابند که برخی دیگر از اعضای شورای همکاری خلیج فارس از آن برخوردارند. این دو کشور نه از وزن اقتصادی عربستان سعودی بهرهمند هستند، نه جایگاه، اعتبار و شهرت جهانی امارات متحده عربی را در اختیار دارند و نه از نفوذ دیپلماتیک و سطح دسترسی گستردهای برخوردارند که قطر در عرصه منطقهای و بینالمللی از آن بهره میبرد. بااینحال، نمیتوان هیچیک از این دو کشور حاشیه خلیج فارس را به نداشتن راهبردی منسجم برای مقابله با نقاط ضعف و محدودیتهای خود متهم کرد. در واقع، بحرین و کویت نمایندگان دو سر کاملاً متفاوت طیف سیاستهای کشورهای خلیج فارس در قبال ایران محسوب میشوند. بحرین همواره بهدلیل اتخاذ رویکردی تندروانه و موضعی سختگیرانه در برابر ایران، از دیگر کشورهای منطقه متمایز بوده است. این کشور در سال ۲۰۲۰ به پیمان ابراهیم پیوست و پیش از آغاز جنگ، تنها کشور حاشیه خلیج فارس بود که در تهران سفارت نداشت. در سوی مقابل، کویت تعامل با ایران را در اولویت قرار داده و تلاش کرده است روابط سیاسی و اقتصادی خود با تهران را بهشیوهای عملگرایانه توسعه دهد. پارلمان این کشور که اکنون منحل شده است، پیشتر قوانینی را به تصویب رسانده بود که حتی تعامل غیرمستقیم با اسرائیلیها را نیز جرمانگاری میکرد. در دسامبر ۲۰۲۳، بحرین تنها کشور عربی بود که بهصورت علنی به عملیات «نگهبان رفاه» پیوست؛ ابتکاری به رهبری کشورهای غربی که با هدف مقابله با حملات حوثیها در دریای سرخ راهاندازی شده بود. در مقابل، کویت موضعی محتاطانهتر در پیش گرفت و حتی پس از آنکه دولت ترامپ در ماه مه عملیات ناکام خود برای بازگشایی تنگه هرمز، موسوم به «پروژه آزادی»، را آغاز کرد، حریم هواییاش را بهطور موقت به روی ایالات متحده بست. با وجود تفاوت بنیادین میان این دو رویکرد، هیچیک از آنها نتوانست پیش از برقراری آتشبس، امنیت بحرین یا کویت را تضمین کند. بااینحال، جایگاه نسبتاً حاشیهای این دو کشور در سلسلهمراتب قدرت منطقهای، برای مدتی محدود به آنها فرصت تنفس و مصونیتی نسبی بخشید. ایران کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار داد، زیرا میکوشید با ایجاد سطحی گسترده از آشوب و اختلال در اقتصاد جهانی، طرف مقابل را به پذیرش آتشبس وادار کند. همین مسئله توضیح میدهد که چرا هیچیک از راهبردهای متنوعی که کشورهای خلیج فارس برای مهار ایران در پیش گرفته بودند، به موفقیت نرسید. این موضوع همچنین روشن میکند که چرا ت