به مناسبت روز جهانی مغز همزمان با روز جهانی مغز در روز ۲۲ ژوئیه مصادف با ۳۱ تیر، نگاهی به پژوهشهایی میاندازیم که به این موضوع پرداختهاند که مغز انسان حتی در حالتی که هیچ کار خاصی نمیکنیم نیز فعال است و این پرسش را مطرح میکنند که وقتی هیچ کاری نمیکنیم، مغز چه میکند؟ برخلاف تصور رایج، مغز انسان حتی زمانی که هیچ کار مشخصی انجام نمیدهد نیز بیکار نمیماند. پژوهشهای دو دهه اخیر نشان دادهاند شبکهای از نواحی مغز موسوم به «شبکه حالت پیشفرض» هنگام استراحت، خیالپردازی و سرگردانی ذهن فعال میشود و نقشی کلیدی در شکلگیری حافظه، هویت و روایت ذهنی از خود ایفا میکند. به نقل از کوانتا، وقتی ذهنتان آزاد و سرگردان است، شبکهای در مغز به نام «شبکه حالت پیشفرض» فعال میشود. کشف این شبکه بیش از ۲۰ سال قبل، موجی از پژوهشها درباره شبکههای مختلف مغز و نحوه تعامل آنها با یکدیگر را به راه انداخت. هر زمان که مشغول انجام کاری مشخص باشید مثلا در باشگاه وزنه بزنید یا در حال پاسخ دادن به یک آزمون دشوار باشید، بخشهایی از مغز که برای انجام آن فعالیت لازم هستند، با افزایش فعالیت الکتریکی نورونها «فعال» میشوند. اما آیا زمانی که روی مبل نشستهاید و ذهنتان آزاد و رها است نیز مغزتان فعال است؟ پاسخ، همانطور که پژوهشگران دریافتهاند، بله است. در دو دهه اخیر، دانشمندان مجموعهای از نواحی به ظاهر نامرتبط مغز را شناسایی کردهاند که به آن «شبکه حالت پیشفرض» گفته میشود. این شبکه زمانی فعال میشود که تقریبا هیچ کار خاصی انجام نمیدهید. کشف این شبکه، درک تازهای از نحوه عملکرد مغز در زمانهایی که درگیر انجام یک وظیفه مشخص نیست، به دانشمندان داد و همچنین باعث شد پژوهشهای گستردهای درباره نقش شبکههای مغزی نه صرفا نواحی مجزای مغز در مدیریت تجربههای درونی انسان آغاز شود. در اواخر قرن بیستم، عصبشناسان با استفاده از فناوریهای جدید، هنگام انجام وظایف مختلف از مغز افراد تصویربرداری میکردند. همانطور که انتظار میرفت، فعالیت برخی نواحی مغز هنگام انجام وظایف افزایش پیدا میکرد؛ اما چیزی که پژوهشگران را شگفتزده کرد، این بود که همزمان، فعالیت برخی نواحی دیگر مغز کاهش مییافت. آنچه برای عصبشناسان جالبتر بود، این بود که در طیف گستردهای از وظایف مختلف، مجموعه مشابهی از نواحی مغز به طور مداوم فعالیت خود را کاهش میدادند. انگار این نواحی زمانی که فرد مشغول انجام هیچ کار خاصی نبود، فعال بودند و به محض اینکه ذهن باید روی یک محرک بیرونی تمرکز میکرد، فعالیتشان کاهش مییافت. پژوهشگران این نواحی را «نواحی منفیِ وظیفه» نامیدند. زمانی که این نواحی برای نخستین بار شناسایی شدند، مارکس ریچل، متخصص مغز و اعصاب در دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن، گمان کرد این نواحی نقش مهمی در فعالیت ذهن هنگام استراحت دارند. ریچل میگوید: این موضوع این پرسش را مطرح کرد که فعالیت پایهای مغز دقیقا چیست؟ او در آزمایشی از افرادی که داخل دستگاه تصویربرداری مغزی قرار داشتند، خواست چشمهای خود را ببندند و فقط اجازه دهند ذهنشان آزاد و رها شود، در حالی که او فعالیت مغزشان را اندازهگیری میکرد. نتایج نشان داد زمانی که مغز در حال استراحت است و توجه ما به درون خودمان معطوف میشود، «نواحی منفیِ وظیفه» انرژی بیشتری نسبت به سایر بخشهای مغز مصرف میکنند. او در مقالهای که در سال ۲۰۰۱ منتشر کرد، این فعالیت را حالت پیشفرض عملکرد مغز (Default Mode of Brain Function) نامید. دو سال بعد، گروهی از پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد با استفاده از دادههایی با وضوح بالاتر نشان دادند که این فعالیتِ بهظاهر منفیِ وظیفه، در واقع مجموعهای منسجم از نواحی مغز را تشکیل میدهد که با یکدیگر تعامل دارند. آنها این مجموعه را «شبکه حالت پیشفرض» نامیدند. در یک شبکه مغزی، اجزای مختلف با یکدیگر تعامل میکنند تا اثری ایجاد شود که هیچ یک از آنها به تنهایی قادر به انجامش نیست. کشف شبکه حالت پیشفرض، کنجکاوی عصبشناسان را درباره این موضوع برانگیخت که مغز در زمانی که روی هیچ وظیفه بیرونی متمرکز نیست، دقیقا مشغول انجام چه کاری است. برخی پژوهشگران معتقد بودند وظیفه اصلی این شبکه، ایجاد تجربه آزادی ذهن یا خیالپردازی است؛ اما فرضیههای دیگری نیز مطرح شد. شاید این شبکه جریان آگاهی انسان را کنترل میکند. شاید خاطرات گذشته را فعال میکند. و شاید هم اختلال در عملکرد آن، ویژگی مشترک بسیاری از بیماریهای روانپزشکی و عصبی، از جمله افسردگی، اسکیزوفرنی و بیماری آلزایمر باشد. از زمان کشف این شبکه، موجی از پژوهشها درباره شبکه حالت پیشفرض، درک اولیه دانشمندان از آن را پیچیدهتر کرده است. لوسینا اودین (Lucina Uddin)، عصبشناس دانشگاه کالیفرنیا لسانجلس، میگوید: بسیار جالب بوده که در طول ۲۰ سال گذشته ببینیم چه انواع مختلفی از وظایف و الگوهای آزمایشی باعث فعال شدن شبکه حالت پیشفرض میشوند. شبکه حالت پیشفرض یکی از نخستین شبکههای مغزی بود که دانشمندان موفق به شناسایی آن شدند. این شبکه از چندین ناحیه مغزی تشکیل شده است؛ از جمله چند ناحیه در بخش جلویی مغز، مانند قشر پیشپیشانی میانی پشتی (Dorsal Medial Prefrontal Cortex) و قشر پیشپیشانی میانی شکمی (Ventral Medial Prefrontal Cortex) و همچنین نواحی دیگری که در بخشهای مختلف مغز پراکندهاند؛ از جمله: قشر سینگولیت خلفی (Posterior Cingulate Cortex) پرهکنئوس (Precuneus)و شکنج زاویهای (Angular Gyrus). این نواحی با عملکردهایی مانند حافظه، بازپخش تجربههای گذشته، پیشبینی، ارزیابی اقدامات، پردازش پاداش و تنبیه و یکپارچهسازی اطلاعات ارتباط دارند. از زمان کشف این شبکه، عصبشناسان به طور کلی چندین شبکه مجزای دیگر را نیز شناسایی کردهاند که هر کدام هنگام فعالیت، مجموعهای از نواحی ظاهرا پراکنده مغز را فعال میکنند. اما این نواحی به صورت مستقل عمل نمیکنند؛ بلکه فعالی