جمهوری اسلامی نوشت: مداح به خودش حق میدهد تیغ به حلقوم رئیسجمهور حواله بدهد و بگوید اگر رئیسجمهور به آنچه ما میگوئیم عمل نکند پدرش را درمیآوریم.واعظ حق دارد بگوید ایهاالناس جمع شوید و علیه تصمیم شورای عالی امنیت ملی قیام کنید تا مانع اجرائی شدن تصمیمش شوید. نماینده مجلس حق خودش میداند مدعی افشای اسناد سری کشور شود و آنها را در برنامه زنده تلویزیونی مطرح نماید.کارمند صدا و سیما مجاز است هرکس را که خودش میپسندد دعوت کند و آنتن زنده تلویزیون را در اختیارش قرار دهد تا علیه هرکس و هرچه دوست دارد حرف بزند و هر تصمیمی را که نمیپسندد مردود بداند. روزنامهنگار هم برای اینکه از مجری و کارمند تلویزیون عقب نماند به خودش حق میدهد هرکس را که نمیپسندد وابسته به آمریکا و اسرائیل بداند، قلمشان را در خدمت منافع دشمن و خودشان را پادوهای بیگانگان قلمداد کند. حتی در حکومت حسینقلیخانی هم اینهمه حاکم خودمحور وجود نداشت. آیا مدعیالعموم در برابر کسی که به میان جمعیت میرود و در جایگاه تبلیغ دین و مذهب، تیغ به حلقوم رئیسجمهور حواله میکند یا آن دیگری که در جایگاه قاضی قرار میگیرد و حکم قطعی اعدام این و آن را صادر میکند، نباید عکسالعمل نشان دهد و از امنیت جامعه دفاع کند؟!