موفقیتهای راهبردی ایران در هفته گذشته، صرفاً پیروزیهای تاکتیکی در یک نبرد نیست؛ بلکه نشانه ظهور یک نظم جهانی و تضعیف تدریجی یک سبک رهبری سیاسی است. یادداشت مهمان، احسان موحدیان: جهان در هفته گذشته، شاهد یکی از تعیینکنندهترین رویاروییهای نظامی قرن بیست و یکم بود. آنچه که به عنوان یک عملیات محدود و تنبیهی از سوی ایالات متحده آمریکا علیه ایران طراحی شده بود، در میدان عمل به صحنهای برای بازتعریف موازنه قدرت در غرب آسیا مبدل شد. برخلاف تصورات اولیه مبتنی بر برتری مطلق نظامی آمریکا، نیروهای مسلح ایران با اجرای راهبردی چندلایه و هماهنگ، نه تنها در برابر فشار نظامی سنتکام مقاومت کردند، بلکه با کسب موفقیتهای راهبردی در هشت حوزه کلیدی، نبض میدان نبرد را به دست گرفتند. این موفقیتها که از کنترل تنگه هرمز تا افشای تلفات حقارت بار آمریکا را شامل میشود، پیامدهایی فراتر از یک نبرد نظامی داشته و مستقیماً پایههای قدرت سیاسی دونالد ترامپ را در داخل آمریکا و هژمونی این کشور در عرصه بینالمللی را به لرزه درآورده است. ۱. کنترل کامل تنگه هرمز: گلوگاه انرژی جهان در مشت تهران از همان ساعات اولیه آغاز حملات آمریکا به نوار ساحلی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز و همین طور برخی شهرهای ایران در مرکز و شمال کشور، نیروهای مسلح ایران، تنگه هرمز را به عنوان «شاهکلید» معادله جنگ شناسایی کردند. سنتکام با اعزام نیروها، تجهیزات و ناوگان جنگی، تلاش کرد تا امنیت این گذرگاه حیاتی را که روزانه میلیونها بشکه نفت از آن عبور میکند، تضمین کند. اما راهبرد ایران مبتنی بر جنگ نامتقارن دریایی، مینریزی هوشمند، استقرار انبوه قایقهای تندروی سپاه با موشکهای مناسب و بهکارگیری پهپادهای انتحاری و شناسایی، دفاع متحرک و غیره عملاً نیروی دریایی و زمینی آمریکا را در وضعیت تدافعی و انفعالی قرار داد. موفقیت ایران در بستن عملی تنگه هرمز با ایجاد منطقه ممنوعه تردد و تعیین مسیری امن بدین منظور از طریق هدفگیری شناورهای تجاری و نظامی وابسته به کشورهای حامی آمریکا، ضربهای کاری بر پیکره اقتصاد جهانی وارد کرد. قیمت نفت در بازارهای جهانی پس از این رویدادها، از مرز ۹۰ دلار عبور کرد. این تحول اگر ادامه پیدا کند، مستقیماً به قلب پایگاه رأی ترامپ در ایالتهای صنعتی و کشاورزی آمریکا اصابت خواهد کرد؛ جاییکه افزایش سرسامآور بهای بنزین و کالاها، خشم عمومی را علیه «ماجراجویی پرهزینه» کاخ سفید برخواهد انگیخت. ترامپ که همواره شعار «اول آمریکا» و خودکفایی انرژی را سر میداد، اکنون در برابر ملتی خشمگین قرار گرفته که نظارهگر فروپاشی وعدههای اقتصادی او هستند و مخارج زندگی آنها روز به روز افزایش می یابد. در سطح جهانی نیز، متحدان اروپایی و آسیایی که به نفت خلیج فارس وابستهاند، کاخ سفید را مقصر اصلی این بحران میدانند و زمزمههای بیاعتمادی راهبردی به تضمینهای امنیتی واشنگتن را بلندتر کردهاند. ۲. کنترل نظامی درگاههای تولید و صادرات نفت منطقه ایران همزمان با تسلط مطلق بر تنگه هرمز، با استفاده از عمق نفوذ منطقهای خود، کنترل مؤثری را بر برخی درگاههای تولید و صادرات نفت در کشورهای عرب جنوب خلیج فارس از طریق حملات موشکی و پهپادی خود اعمال کرده است. به عنوان نمونه، برخی تأسیسات نفتی کویت هدف پهپادهای انتحاری و موشکهای بالستیک نقطهزن قرار گرفتند. پیام روشن ایران این بود: «اگر نفت ما از تنگه هرمز عبور نکند، نفت هیچیک از رقبا نیز در آینده از منطقه خارج نخواهد شد.» این سطح از کنترل، ترامپ را که روابط شخصی و تجاری نزدیکی با اعراب جنوب خلیج فارس دارد، در موقعیتی تحقیرآمیز قرار داد. ناتوانی پیچیدهترین سامانههای پاتریوت و تاد آمریکایی در حفاظت از شرکای واشنگتن، این پرسش را در میان متحدان سنتی آمریکا در خلیج فارس دامن زد که آیا چتر امنیتی واشنگتن، جز هزینهای بیهوده و وعدهای توخالی نیست؟ این تردید، به طور مستقیم پرستیژ ترامپ را به عنوان یک «قدرتمند معاملهگر» که میتواند از متحدانش محافظت کند، نابود ساخت. ۳. افزایش نرخ عبور و اصابت موشکهای ایرانی: شکست افسانه پدافند چندلایه یکی از شگفتیسازترین ابعاد این نبرد، عملکرد خیرهکننده نظامیان ایران در عبور از لایههای متراکم پدافندی دشمن بود. پدافند چندلایه آمریکا و اسرائیل در منطقه، در جریان جنگ رمضان و سپس درگیری های هفته قبل در برابر رگبارهای ترکیبی و هوشمند ایران نابود شده و ناکام ماند. موشکهای ایرانی، با مانورپذیری بالا و سرعتهای فراتر از توان رهگیری، به اهداف از پیش تعیین شده در عمق پایگاههای آمریکا در قطر، امارات و و بحرین و اردن اصابت کردند. نرخ موفقیت نزدیک به ۱۰۰ درصدی در عبور از پدافند آمریکا در روزهای گذشته، نه تنها یک دستاورد فنی برای ایران، بلکه یک فاجعه حیثیتی برای مجتمع های نظامی-صنعتی آمریکا بود. افشای ناتوانی سامانههای چند میلیون دلاری در مقابل موشکهای ارزان قیمت ساخت ایران، اعتبار شرکتهای بزرگ نظامی آمریکا را کاهش داد. در داخل آمریکا، کنگره و افکار عمومی با عصبانیت میپرسند: «صدها میلیارد دلار بودجه دفاعی کجا هزینه شده است؟» این رسوایی فنی-نظامی، روایت ترامپ مبنی بر «بازسازی ارتش» و «قدرت بیمانند آمریکا» را به سخره گرفته و اقناع کنگره برای تخصیص بودجه نظامی بیشتر به پنتاگون را دشوار کرده است. ۴. عملیات ترکیبی و مؤثر پهپادهای ایرانی: دکترینی برای قرن جدید پهپادهای ایرانی در هفته گذشته و حتی قبل از آن، مفهوم «قدرت هوایی ارزان و فراگیر» را به رخ کشیدند. تاکتیک «پهپادباران اشباعی» همراه با انواع موشکهای کروز، پدافند دشمن را مستهلک کرد و از کار انداخت. پهپادهای انتحاری با پرواز در ارتفاع بسیار پایین، از زیر رادارها عبور کرده و مقرهای فرماندهی و انبارهای مهمات آمریکا را منهدم کردند. همزمان، پهپادهای شناسایی با تأمین تصاویر زنده از میدان نبرد، دقت توپخانه و موشکها را به حداکثر رساندند. درخشش پهپادهای ایرانی، معا