واشنگتن تلاش میکند از «سایه جنگ» بهعنوان ابزاری برای فشار بر مقاومت، دولت لبنان و حتی ایران استفاده کند؛ این درحالی است که سوریه دستکم تا دو دهه آینده توان ایفای نقش تعیینکننده در معادلات منطقه ای ندارد. اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره لزوم «فعال شدن سوریه» در پرونده لبنان، در شرایطی مطرح شده که طی هفتههای گذشته برخی از تحرکات دیپلماتیک و امنیتی پیرامون مرزهای سوریه و لبنان افزایش یافته است. این موضع با واکنش منفی مقامهای دمشق روبهرو شد و دولت سوریه با رد هرگونه برنامه برای مداخله در لبنان، بر پایبندی خود به اصل احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور تأکید کرد. همزمان برخی رسانههای منطقهای و غربی این اظهارات را نه نشانه تغییر فوری در سیاست میدانی آمریکا، بلکه تلاشی برای افزایش فشار سیاسی بر بازیگران مختلف پرونده لبنان ارزیابی کردهاند. از سوی دیگر، گزارشهای منتشرشده در رسانههای منطقه نشان میدهد بغداد نیز نسبت به هرگونه کشیده شدن تنشهای جدید به مرزهای سوریه و لبنان ابراز نگرانی کرده است. عراق که در ماههای اخیر تلاش کرده نقش میانجی و تثبیتکننده در پرونده سوریه ایفا کند، نسبت به هر اقدامی که بتواند موجب بیثباتی بیشتر در شام و سرایت ناامنی به منطقه شود، هشدار داده است. این رویکرد با توجه به نگرانی بغداد از احیای فعالیت گروههای تروریستی، تشدید ناامنی در مرزهای مشترک و برهم خوردن روند بازسازی سوریه، قابل ارزیابی است. در چنین فضایی، این پرسش مطرح است که آیا اظهارات ترامپ را باید نشانه آغاز یک راهبرد جدید آمریکا برای افزایش نقش سوریه در معادلات لبنان دانست یا آنکه این موضع بیش از آنکه قابلیت اجرایی داشته باشد، در چارچوب جنگ روانی، اعمال فشار سیاسی و مدیریت موازنههای منطقهای است. همچنین این پرسش مطرح است که با توجه به شرایط داخلی سوریه، رویکرد کشورهای عربی، ملاحظات امنیتی عراق و پیچیدگی معادلات لبنان، اساساً دمشق تا چه اندازه توان و اراده ایفای نقشی فراتر از مدیریت مسائل داخلی خود را خواهد داشت؟ اینها پرسشهایی است که «اللهکرم مشتاقی»، کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفتوگو با ایسنا به آنها پاسخ داده است. این کارشناس مسائل غرب آسیا و و دیپلمات پیشین ایران در لبنان در گفتوگو با ایسنا، در پاسخ به این پرسش که دونالد ترامپ اخیراً از نقشآفرینی سوریه در پرونده لبنان سخن گفته است، آیا این اظهارات نشاندهنده تغییر راهبرد آمریکا در قبال سوریه و لبنان است؟ اظهار کرد: سیاست آمریکاییها به شکل عام و ترامپ به شکل خاص درباره تحولات منطقه، اساساً نه پایان درگیریها، بلکه مدیریت تنش و منازعات است. وی افزود: در حال حاضر استمرار تهدید میان سوریه و لبنان و حفظ سایه جنگ میان این دو کشور، مطلوب آمریکاست، اما در واقع زیرساختهای وقوع جنگ میان دو کشور وجود ندارد؛ نه اختلافات مرزی جدی، نه ادعاهای سرزمینی، نه آمادگی داخلی برای جنگ، نه اراده رهبران دو کشور و نه زمینه منطقهای برای چنین درگیریای وجود دارد. اگرچه اختلافات مذهبی میتواند در آینده تنشها را تشدید کند و در ماههای ابتدایی سقوط بشار اسد نیز نگرانیهایی در لبنان وجود داشت، اما نشستهای متعدد مقامات دو کشور نشان داد دمشق قصد ورود به درگیری با لبنان را ندارد. مشتاقی تصریح کرد: آمریکا مایل است سطحی از تنش میان دو طرف شکل بگیرد، اما از تبعات غیرقابل کنترل آن و تأثیرات منفی چنین جنگی بر رژیم صهیونیستی نگران است؛ از این رو تا زمانی که از کنترل دامنه درگیری مطمئن نباشد، جنگ را به سود خود نمیداند، مگر اینکه در سالهای آینده زمینههای مصنوعی چنین تقابلی را ایجاد کند. چهار اولویت آمریکا در لبنان وی در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه میتوان موضع ترامپ را جدی گرفت و آیا این اظهارات قابلیت تبدیل شدن به سیاست عملی را دارد یا خیر، گفت: آمریکاییها در قبال لبنان چهار اولویت دارند؛ نخست، ضعیف ماندن دولت لبنان، البته نه تا حد فروپاشی کامل؛ دوم، تضعیف و خلع سلاح مقاومت؛ سوم، فعال نگه داشتن گسلهای داخلی برای بهرهبرداری در مواقع لازم؛ و چهارم، کاهش نفوذ ایران. این دیپلمات پیشین ایران در لبنان افزود: همه اقدامات ترامپ در لبنان ذیل این چهار هدف قابل تحلیل است، اما وقوع جنگ گسترده میان سوریه و لبنان هیچیک از این اهداف را بهطور روشن محقق نمیکند و حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. وی خاطرنشان کرد: ترامپ تلاش میکند از سایه جنگ سوریه علیه لبنان بهعنوان ابزاری برای تهدید مقاومت، ایران و دولت لبنان استفاده کند و این پیام را منتقل کند که لبنان با خطر بزرگی روبهرو است و راهی جز تکیه بر آمریکا ندارد. ترامپ نگاهی غیرواقعی به سوریه دارد مشتاقی در پاسخ به این پرسش که منظور از «فعال شدن سوریه در پرونده لبنان» چیست و آیا احتمال بازگشت نقش امنیتی دمشق وجود دارد، تأکید کرد: نگاه ترامپ به سوریه، نگاهی فانتزی و غیرواقعی است ؛ او سوریه را نه یک دولت مستقر، بلکه یک گروه حاکم میبیند. وی ادامه داد: ترامپ مایل است سوریه به بازیگری تبدیل شود که در عین ایفای نقش مخرب در منطقه، در خدمت منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد، در حالی که این برداشت ناشی از شناخت نادرست از جامعه، تاریخ، سیاست و ساختار حکومت سوریه است. این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به نقش کشورهای منطقه افزود: قطر، ترکیه، عراق و برخی کشورهای عربی تلاش کردهاند مانع از خارج شدن سوریه از کنترل شوند و تاکنون نیز در برخی پروندهها موفق بودهاند. وی همچنین گفت: احمد الشرع نیز نشان داده برخلاف تصورات اولیه، رویکردی ماجراجویانه ندارد و با نگاهی عملگرایانه و تکنوکرات به اداره سوریه مینگرد. انتظار لبنان از سوریه؛ امنیت مرزها و حل بحران آوارگان این کارشناس غرب آسیا در پاسخ به این پرسش که دولت لبنان، حزبالله و دیگر جریانهای سیاسی این کشور چه نگاهی به افزایش نقش سوریه دارند، اظهار کرد: پس از سقوط بشار اسد، تقریباً همه جریانهای لبنانی با