قرار بود جنگی که دونالد ترامپ علیه ایران آغاز کرد، ظرف چند هفته با نمایش قدرت واشنگتن پایان یابد؛ اما اکنون، در حالی که درگیریها وارد ماه پنجم شده، نه خبری از پیروزی قاطع آمریکا است، نه توافقی پایدار در دسترس قرار دارد و نه حتی راهبرد مشخصی برای خروج از بحران دیده میشود. نیویورکتایمز در گزارشی تحلیلی، این وضعیت را یکی از دشوارترین آزمونهای سیاست خارجی ترامپ توصیف میکند؛ آزمونی که به باور بسیاری از مقامها و کارشناسان آمریکایی، محدودیت قدرت ایالات متحده در برابر ایران را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرده است. خبرآنلاین- پیتر بیکر (Peter Baker): خبرنگار ارشد کاخ سفید در روزنامه نیویورکتایمز و از باسابقهترین تحلیلگران حوزه ریاستجمهوری آمریکا در تازهترین تحلیل خود از جنگ آمریکا علیه ایران نوشت تصویری متفاوت از آنچه این روزها در واشنگتن میگذرد ارائه میدهد؛ تصویری از رئیسجمهوری که برخلاف بسیاری از پروندههای بینالمللی، این بار نتوانسته قواعد بازی را به طرف مقابل تحمیل کند. به روایت این روزنامه، ترامپ که از ابتدای بازگشت به کاخ سفید تلاش کرده بود خود را رئیسجمهوری معرفی کند که با فشار حداکثری، تهدید، تعرفههای اقتصادی و نمایش قدرت نظامی، رقبا را وادار به عقبنشینی میکند، اکنون در برابر ایران با واقعیتی متفاوت روبهرو شده است؛ کشوری که نه حاضر به پذیرش شروط واشنگتن شده و نه مطابق محاسبات اولیه آمریکا رفتار کرده است. چرخشهای پیاپی؛ وقتی تصمیمهای کاخ سفید تنها یک روز دوام میآورند یکی از نشانههای این سردرگمی، تصمیمهایی است که گاه کمتر از ۲۴ ساعت عمر میکنند. ترامپ در یکصدوسیوششمین روز جنگ، طرحی جنجالی را مطرح کرد؛ دریافت عوارض از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند؛ عوارضی که به گفته او قرار بود هزینه حفاظت آمریکا از امنیت کشتیرانی در برابر تهدیدهای ایران باشد. اما تنها یک روز بعد، همه چیز تغییر کرد. پس از اعتراض کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، رئیسجمهور آمریکا از تصمیم خود عقب نشست و اعلام کرد دیگر خبری از دریافت این عوارض نخواهد بود. نیویورکتایمز این عقبنشینی را صرفاً تغییر یک تصمیم اقتصادی نمیداند، بلکه آن را نشانهای از فقدان انسجام در مدیریت جنگ ارزیابی میکند؛ جنگی که قرار بود ظرف چهار تا شش هفته پایان یابد، اما اکنون وارد بیستمین هفته خود شده و همچنان هیچ چشمانداز روشنی برای خاتمه آن دیده نمیشود. به نوشته این روزنامه، تصمیمهای لحظهای و بداههپردازی سیاسی دیگر نتوانستهاند جایگزین یک راهبرد منسجم شوند. تفاهمی که به «سوءتفاهم» تبدیل شد یکی دیگر از محورهای اصلی گزارش، شکست توافقی است که ماه گذشته میان تهران و واشنگتن با میانجیگری چند کشور منطقه شکل گرفت. ترامپ آن زمان این توافق را نشانه موفقیت دیپلماسی خود معرفی میکرد؛ توافقی که قرار بود دستکم برای ۶۰ روز آتش درگیریها را خاموش کند و زمینه را برای مذاکراتی دشوار درباره آینده برنامه هستهای ایران فراهم سازد. اما تنها چند هفته بعد، آتشبس فروپاشید و حملات متقابل از سر گرفته شد. نیویورکتایمز با استفاده از بازی واژگانی قابل توجهی مینویسد آنچه قرار بود «تفاهمنامه» باشد، اکنون بیشتر به «سوءتفاهمنامه» شباهت دارد؛ زیرا نه اعتماد لازم میان دو طرف شکل گرفته و نه سازوکار مؤثری برای حل اختلافات ایجاد شده است. به باور نویسنده، همین شکست باعث شده اکنون حتی مشخص نباشد ترامپ اساساً چه نقشهای برای ادامه جنگ در اختیار دارد؛ نه راهبرد نظامی شفافی دیده میشود و نه مسیر دیپلماتیکی که بتواند دو طرف را دوباره پای میز مذاکره بازگرداند. ایران؛ آزمونی متفاوت برای رئیسجمهوری که به عقبنشینی دیگران عادت کرده بود ترامپ طی ماههای گذشته توانسته بود در پروندههای مختلف، از افزایش بودجه نظامی اعضای ناتو گرفته تا گرفتن امتیاز از شرکای تجاری آمریکا، خود را سیاستمداری معرفی کند که با فشار حداکثری به نتیجه میرسد. اما ایران، از نگاه تحلیلگران آمریکایی، معادلهای متفاوت پیش روی او قرار داده است. ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و از مشاوران باسابقه دولتهای آمریکا در امور خاورمیانه، در گفتوگو با نیویورکتایمز میگوید ترامپ با کشوری روبهرو شده که حاضر نیست بر اساس قواعد ذهنی او بازی کند؛ قواعدی که بر مبنای اعمال فشار، گرفتن امتیاز و وادار کردن طرف مقابل به عقبنشینی شکل گرفته است. به اعتقاد او، تهران برخلاف بسیاری از بازیگران بینالمللی، حاضر نشده برای کاهش فشارها صرفاً در برابر خواستههای واشنگتن تسلیم شود و همین مسئله، مهمترین تفاوت این بحران با سایر پروندههای سیاست خارجی ترامپ است. در چنین شرایطی، آنچه قرار بود نمایش دیگری از قدرت رئیسجمهور آمریکا باشد، به یکی از پیچیدهترین آزمونهای دوران دوم ریاستجمهوری او تبدیل شده؛ آزمونی که نه تنها آینده جنگ با ایران، بلکه اعتبار راهبرد «فشار برای امتیازگیری» در سیاست خارجی آمریکا را نیز با پرسشهای جدی روبهرو کرده است. جنگی که قرار بود «کوتاه» باشد؛ چرا محاسبات کاخ سفید درباره ایران شکست خورد؟ در قلب گزارش نیویورکتایمز، یک پرسش اساسی دیده میشود؛ آیا کاخ سفید از همان ابتدا ایران را درست ارزیابی کرده بود؟ پاسخ بسیاری از مقامهای سابق امنیتی و سیاست خارجی آمریکا که با این روزنامه گفتوگو کردهاند، منفی است. به باور آنان، واشنگتن نه تنها درباره میزان تابآوری ایران دچار خطای محاسباتی شد، بلکه تصور میکرد مجموعهای از حملات نظامی، فشار اقتصادی و تهدیدهای سیاسی میتواند در زمانی کوتاه تهران را وادار به پذیرش شروط آمریکا کند؛ تصوری که اکنون، با گذشت چندین ماه از آغاز جنگ، بیش از هر زمان دیگری زیر سؤال رفته است. جان هانا، مشاور پیشین امنیت ملی دیک چنی، از جمله چهرههایی است که هرچند در گذشته از اقدام محدود نظامی برای جلوگیری از پیشرفت برنامه هستهای ایران حمایت کرده بود، اما اکنون معتقد است دولت ترامپ در همان گام نخست د