دیپلمات ارشد پیشین آمریکا میگوید: «من صمیمانه آرزو میکردم که ایران و آمریکا میتوانستند اختلافات خود را حل و روابط را عادیسازی کنند، اما در شرایط کنونی و با حضور رهبران فعلی در تهران و واشنگتن، شانس وقوع چنین اتفاقی صفر است.» خبرآنلاین - شهاب شهسواری: تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران پس از بیش از ۱۰۰ روز با نهایی شدن سند تفاهمنامه اسلامآباد برای پایان جنگ میان ایران و آمریکا به پایان خود رسید. دو طرف اکنون در یک مرحله توقف تخاصم به امید موفقیت مذاکرات مستقیم ۶۰ روزه برای حل و فصل اختلافهای هستهای و پایان تحریمها قرار دارند. دیوار بیاعتماد میان دو کشور آنقدر بلند است، تعداد مسائل مورد اختلاف چندان زیاد، شکافها چنان عمیق و دشمنان توافق به حدی متعدد هستند، که پیشبینی موفقیت مذاکرات حتی در صورت عزم و اراده جدی دو طرف، بسیار مشکل است. در گفتوگو با مارک فیتزپاتریک تلاش کردیم تا از دلایل آغاز این جنگ توسط آمریکا و نتایج آن رمزگشایی کنیم. در این مصاحبه مارک فیتزپاتریک، دیپلمات پیشین آمریکایی و پژوهشگر ارشد موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS) که پیش از این به عنوان سرپرست معاونت دستیار وزیر امور خارجه آمریکا در امور عدم اشاعه فعالیت کرده است، به تحلیل ابعاد و پیامدهای آتشبس و آغاز مذاکرات میان ایران و ایالات متحده پس از یک جنگ ۱۰۰ روزه میپردازد. فیتزپاتریک با نگاهی واقعگرایانه و انتقادی، دستاوردهای ادعایی دولت دونالد ترامپ در این نبرد را زیر سؤال میبرد و معتقد است که واشنگتن نتوانسته به هیچیک از اهداف چهارگانه خود برسد. او همچنین با بررسی مفاد یادداشت تفاهم اخیر، به چالشهای پیشروی دو کشور در مهلت ۶۰ روزه مذاکرات، بنبستهای دیپلماتیک موجود به دلیل بیاعتمادی عمیق متقابل، تلاشهای اسرائیل برای کارشکنی در روند صلح از طریق تشدید تنش در لبنان و در نهایت، توازن قوای جدید در منطقه پس از این جنگ فرسایشی نگاهی دقیق میاندازد. در ادامه متن کامل گفتوگوی خبرآنلاین را با مارک فیتزپاتریک، دیپلمات پیشین آمریکا و پژوهشگر موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک را مطالعه میکنید. فشار اقتصادی عامل اصلی پایان جنگ بود *** چه عاملی باعث شد که ایران و ایالات متحده پس از بیش از ۱۰۰ روز جنگ، درگیری را متوقف کنند و پای میز مذاکره بازگردند؟ ترامپ هیچ دستاورد مثبتی از این جنگ به دست نیاورد. گرچه او هرگز منطق و دلیل شفافی را برای آغاز این جنگ ارائه نکردهر دو طرف با یک ضرورت اقتصادیِ بسیار حیاتی و کمرشکن برای ازسرگیری کشتیرانی بینالمللی در تنگه هرمز مواجه بودند. مسدود شدن این تنگه، فشار و آسیب بسیار شدیدی را به اقتصاد هر دو کشور و البته سراسر جهان وارد میکرد. از سوی دیگر، ترامپ به این محاسبات رسیده بود که میتواند بر انتقادهای سیاسی همحزبیهای خود نسبت به این توافق غلبه کند؛ البته اینکه آیا این ارزیابی او درست است یا نه، هنوز مشخص نیست، چرا که واکنشهای اولیه به این تصمیم تا حد زیادی انتقادی بوده است. ایران قدرتمندترین سلاح خود را از حالت بالقوه به حالت بالفعل تبدیل کرد *** آیا دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به اهدافی که برای این جنگ در نظر داشت رسید؟ این اهداف دقیقاً چه بودند؟ بازه زمانی ۶۰ روزه تعیینشده برای مذاکره جهت دستیابی به یک توافق نهایی، بسیار بسیار کوتاهتر از آن است که بتوان برای مجموعه پیچیده مسائل هستهای راهحلی پیدا کرد، چه رسد به شمار بیشمار مسائل دیگری که دو طرف را از هم جدا میکندترامپ هیچ دستاورد مثبتی از این جنگ به دست نیاورد. گرچه او هرگز منطق و دلیل شفافی را برای آغاز این جنگ ارائه نکرد، اما در مقاطع مختلف به چهار هدف اشاره کرده بود: تغییر حکومت، جلوگیری از ساخت سلاح هستهای توسط ایران، از بین بردن تهدید موشکی ایران و پایان دادن به حمایت این کشور از «گروههای نیابتی» در منطقه. ادعاهای او مبنی بر تحقق هر یک از این اهداف، به وضوح نادرست و خلاف واقع است. حاکمیت ایران از این تلاشها برای سرنگونی جان سالم به در برد و اکنون با رهبریِ سرسختتر و سپاه پاسداران مصممتر شدهای هدایت میشود. حرفها و ادعاها درباره کمک به مردم ایران برای «به دست گرفتن کنترل حکومت» نیز تنها یک بلوف توخالی از آب درآمد. ایران تمام توانمندیهای هستهای خود را که از حملات ژوئن ۲۰۲۶ جان سالم به در برده بودند، حفظ کرده است و چه بسا اکنون تمایل بیشتری هم برای داشتن گزینه سلاح هستهای پیدا کرده باشد. این کشور همچنین بیشتر تواناییهای پرتاب موشکهای بالستیک خود را حفظ کرده است. روابط ایران با حزبالله، انصارالله و دیگر گروههای شبهنظامی همچنان مستحکم است. مهمتر از همه اینکه ایران اصلیترین ابزار بازدارندگی خود، یعنی توانایی متوقف کردن کشتیرانی در تنگه هرمز را به مرحله اجرا و اثبات رسانده است. شانسی برای عادیسازی روابط ایران و آمریکا وجود ندارد *** برخی از تحلیلگران بر این باورند که مذاکرات فعلی که پس از اعمال فشار نظامی آمریکا شکل گرفته، فرصتی استثنایی برای تهران و واشنگتن است تا اختلافات خود را به طور دائم حل کنند و فصل جدیدی از روابط عادی را رقم بزنند. به نظر شما این مسئله تا چه حد شدنی است؟ افزون بر این، آیا فکر میکنید بازه زمانی ۶۰ روزه برای رفع بیاعتمادی ریشهدار و اختلافات شدید میان دو طرف کافی است؟ فناوری غنیسازی ایران اکنون بسیار فراتر از سطح سال ۲۰۱۵ پیشرفت کرده است و از بین بردن دانشی که دانشمندان ایرانی از آن زمان تاکنون کسب کردهاند، غیرممکن خواهد بودمن صمیمانه آرزو میکردم که ایران و آمریکا میتوانستند اختلافات خود را حل و روابط را عادیسازی کنند، اما در شرایط کنونی و با حضور رهبران فعلی در تهران و واشنگتن، شانس وقوع چنین اتفاقی صفر است. بهترین فرصت برای این کار در سال ۲۰۱۵ و پس از نتیجهرسیدن برجام بود؛ زمانی که رئیسجمهور اوباما امیدوار بود بتواند از این توافق هستهای به عنوان پایهای برای حل سایر مسائل