عباس عراقچی گفت: اگر هرگونه نگرانی یا مشکلی وجود دارد، کافی است ۱۵ روز دیگر صبر کنند و ببینند آیا ایران بهطور کامل به تعهدات خود عمل میکند یا خیر. به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرارو، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در گفتگویی درباره ابهامات بند ۵ تفاهمنامه اخیر ایران و آمریکا اظهار کرد: این بند هیچ ابهامی ندارد و همهچیز در آن بهروشنی بیان شده است. در این بند آمده که ایران ترتیباتی اتخاذ میکند تا تنگه هرمز ظرف یک ماه بازگشایی شود. علت در نظر گرفتن این بازه زمانی یکماهه نیز این است که عملیات مینزدایی و اقدامات مشابه باید انجام شود. متن کامل گفتگو را در ادامه بخوانید: یکی از مهمترین انتقادهایی که پس از انتشار تفاهمنامه ایران و آمریکا مطرح شد، بهبند پنجم آن، یعنی موضوع تنگه هرمز بازمیگردد. منتقدان، هم در فضای سیاسی و رسانهای داخل کشور و هم در محافل بینالمللی، معتقد هستند که متن این بند با ابهام تنظیم شده و همین ابهام، زمینه را برای برداشتها و تفسیرهای متفاوت از سوی هر دو طرف فراهم کرده است. حتی برخی کارشناسان حقوق بینالملل و دیپلماسی در گفتوگوهایی که با آنها داشتیم، این پرسش را مطرح میکردند که چرا در موضوعی به این میزان حساس و راهبردی، از ابتدا موضعی شفاف، صریح و غیرقابل تفسیر اتخاذ نشد تا چند روز بعد شاهد اختلاف برداشت، تشدید تنشهای سیاسی و حتی افزایش احتمال رویارویی نظامی نباشیم. با توجه به این انتقادات، پاسخ شما چیست؟ از نظر ما این بند هیچ ابهامی ندارد و همهچیز در آن بهروشنی بیان شده است. در این بند آمده که ایران ترتیباتی اتخاذ میکند تا تنگه هرمز ظرف یک ماه بازگشایی شود. علت در نظر گرفتن این بازه زمانی یکماهه نیز این است که عملیات مینزدایی و اقدامات مشابه باید انجام شود. همچنین در ادامه تأکید شده که خدمات به مدت ۶۰ روز بهصورت رایگان ارائه خواهد شد. پس از آن نیز ایران و عمان درباره نحوه اداره آینده تنگه هرمز و خدماتی که قرار است ارائه شود، با یکدیگر گفتوگو خواهند کرد. بنابراین، این بند از نظر ما هیچ ابهامی ندارد و کاملاً روشن است. اگر موضوع تا این اندازه شفاف بوده، چه عاملی باعث شد این مشکلات شکل بگیرد؟ آیا از ابتدا پیشبینی نمیشد که موضوع تعیین کریدور شمال مطرح شود و عمان برای پیشبرد این روند وارد عمل شود؟ ببینید، وقتی در بند ۵ گفته میشود «ایران ترتیباتی اتخاذ میکند»، یعنی این ایران است که مسیر و سازوکار لازم را تعیین میکند؛ به عبارت دیگر، کریدور را مشخص میکند تا ظرف یک ماه، میزان تردد به سطح پیش از جنگ بازگردد. بنابراین متن کاملاً روشن است. اینکه آمریکاییها مسیر جداگانهای را باز کردند، با مفاد این بند همخوانی ندارد. آنها میتوانستند با ایران مشورت کنند تا اگر قرار بود کریدوری اضافه یا حذف شود، این تصمیم در چارچوب مشورت با ایران و مطابق ماده ۵ اتخاذ شود. بر اساس این بند، این ایران است که ترتیبات لازم را تعیین میکند و تضمین میدهد که پس از یک ماه، تردد به وضعیت پیش از جنگ بازگردد، اگر یک ماه سپری میشد و تردد به سطح قبل از جنگ بازنمیگشت، آن زمان انتقادها میتوانست وارد باشد. اما استدلال ما دقیقاً این بود که هنوز فقط دو هفته از آغاز اجرای توافق گذشته بود و دو هفته دیگر تا پایان مهلت باقی مانده بود. در چنین شرایطی، چرا باید مسیرهای جدید باز میشد؟ چرا کشتیها تشویق میشدند از مسیرهایی غیر از مسیری که ایران تعیین کرده بود عبور کنند؟ مسیری که ایران مشخص کرده بود نیز بر مبنای ملاحظات امنیتی و ایمنی تعیین شده بود، زیرا منطقه مینگذاری شده بود و عملیات مینزدایی باید انجام میشد. اتفاقاً در بند ۵ نیز تصریح شده که مسئولیت مینزدایی بر عهده ایران است. بنابراین، واقعاً نمیتوان هیچ نقطه ابهامی در بند ۵ پیدا کرد. پیش از آنکه این تنشها ابعاد گستردهتری پیدا کند و با وجود اینکه پیشتر هم شلیکهایی میان طرفین صورت گرفته بود، چرا کانالهای مشورت و رایزنی زودتر فعال نشد؟ اتفاقاً این اقدام، یعنی استفاده از مسیر جنوبی، حدود ۱۰ روز پس از بازگشایی تنگه آغاز شد. از نظر ما این اقدام واقعاً مغرضانه بود. آنها میتوانستند اجازه دهند مفاد بند ۵ روند طبیعی خود را طی کند و سپس در پایان مهلت تعیینشده، ارزیابی کنند که آیا شرایط بهصورت منظم و مطابق توافق پیش رفته است یا خیر. اتفاقاً پس از آنکه بهدنبال همین مداخلات، دو یا سه مورد درگیری رخ داد، در نشستی که در سوئیس برگزار شد، تصمیم گرفته شد یک خط تماس مستقیم برقرار شود که از آن با عنوان «Communication Line» یاد میکردند. هدف از ایجاد این خط تماس، جلوگیری از بروز همین سوءتفاهمها بود؛ یعنی اگر واقعاً مسأله، سوءتفاهم بود، میشد از طریق این کانال ارتباطی آن را برطرف کرد. اما آنچه برای ما روشن شد، این بود که موضوع فراتر از یک سوءتفاهم است. به نظر میرسید آنها اصرار داشتند که در کنار مسیری که ایران برای تأمین عبور و مرور ایمن و آزاد تعیین کرده بود، مسیرهای دیگری نیز ایجاد کنند. آمریکاییها کشتیها را از مسیر تعیینشده از سوی ایران دور میکردند و در عمل آنها را به استفاده از مسیر دیگری هدایت میکردند. به نظر شما چه اهدافی در پشت این اقدام دنبال میشد و چه ملاحظاتی باعث شد چنین مسیری انتخاب شود؟ ما هیچ حسن نیتی در رفتار آمریکا ندیدیم. باز کردن یک مسیر جدید و اصرار بر اینکه کشتیها از آن مسیر استفاده کنند، برای ما قابل تأمل بود. حتی مستنداتی از تماسهای دریایی وجود دارد که با کشتیهایی که قصد داشتند از مسیر تعیینشده توسط ایران عبور کنند، برقرار میشد و آنها را ترغیب میکردند که از مسیر جنوبی استفاده کنند. این در حالی بود که خودشان نیز میدانستند مسیری که ایجاد کرده بودند، هم کندتر بود و هم نسبت به مسیری که ایران تعیین کرده بود، مخاطرات بیشتری داشت. به همین دلیل، واقعاً نسبت به نیت آنها دچار تردید شدیم. ما چندین بار از طریق همان کانال ارتباطی یا «خط ت