آتشبس هرمز نه بهدلیل اختلاف بر سر اصل توافق، بلکه بهدلیل ابهامهای حقوقی، برداشتهای متضاد و بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن به بحران تازهای کشیده شد. به گزارش تجارت نیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی مدعی شد: در توافقهای صلح و آتشبس، جزئیات اهمیت حیاتی دارند. البته این اصل درباره هر توافق بینالمللی صدق میکند، اما زمانی که پای درگیری مسلحانه در میان است، فقدان اعتماد یا حسننیت میان طرفها، تقریبا هیچ فضایی برای خطا، ابهام یا برداشتهای متفاوت باقی نمیگذارد. در این میان حتی اگر متن یک توافق هرگز در برابر یک مرجع قضایی قرار نگیرد، همین سند امضاشده تنها راهی است که میتواند مشخص کند طرفها بر سر چه چیزی توافق کردهاند. هزینه اختلاف در تفسیر متن تفاهم اسلامآباد این نشریه در ادامه آورد: پیش از ادامه بحث، باید یک نکته مهم را یادآور شد. همانطور که در بسیاری از توافقهای بینالمللی رخ میدهد، مسائل مربوط به ترجمه میتواند چالشبرانگیز باشد. بر اساس تصاویری که رسانههای دولتی ایران منتشر کردهاند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، هر دو نسخه انگلیسی و فارسی متن توافق را امضا کردهاند. ارزیابی حاضر بر اساس نسخه اسکنشده متن انگلیسی امضاشده ای است که کاخ سفید منتشر کرده است. با این حال، در نبود بندی که خلاف آن را تصریح کند، هر دو نسخه از اعتبار رسمی برخوردارند و بدون مقایسه دقیق دو متن توسط مترجمی متخصص، نمیتوان مشخص کرد که آیا تفاوتی میان آنها وجود دارد و این تفاوتها تا چه اندازه مهم هستند. حتی در یک زبان واحد نیز تفاوتهای کوچک در واژهگزینی، ساختار جمله یا ترتیب عبارات میتواند پیامدهایی حیاتی و حتی مرگوزندگی داشته باشد. هرگونه ابهام، راه را برای اختلاف بر سر تفسیر باز میکند. برای نمونه، در توافق سال ۲۰۲۰ میان آمریکا و طالبان، طالبان متعهد شد «تا سقف پنج هزار زندانی» را آزاد کند. این گروه سپس بهسرعت حملات خود را افزایش داد تا شمار بیشتری زندانی برای آزادی در اختیار داشته باشد. غیرمعمول نیست که تیمهایی متشکل از مذاکرهکنندگان باتجربه، متخصصان حقوقی و کارشناسان موضوعی، ماهها درباره هر ویرگول و نقطهویرگول در متن یک توافق صلح یا آتشبس مذاکره کنند. برای نمونه، توافق جامع صلح سال ۲۰۰۵ میان سودان و جنبش/ارتش آزادیبخش خلق سودان، سندی ۲۵۹ صفحهای بود که یک پیوست ۵۰ صفحهای درباره سازوکار اجرای آتشبس و ترتیبات امنیتی داشت. این سطح از دقت، حاصل درسهایی است که از تجربههای سخت گذشته آموخته شده؛ درسهایی که در روند مذاکرات منتهی به توافق ایران و آمریکا نادیده گرفته شد. گام پرهزینه آمریکا فارین پالسی در ادامه آورد: از هر زاویهای که به این متن نگاه کنیم، این توافق سندی عمیقا ناقص است. متن آن بسیار کوتاه؛ نسخه رسمی انگلیسیِ امضاشده تنها کمی بیش از دو صفحه دارد و در بخشهای مختلف، مبهم، چندپهلو و حتی گاه غیرقابل فهم است.نخستین واژههای این توافق خود نشانهای از مشکلاتی است که در ادامه پدیدار شد. فارغ از اینکه طرفها چه نامی برای آن انتخاب کردهاند، این سند در معنای واقعی کلمه یک «یادداشت تفاهم» نیست؛ زیرا یادداشت تفاهم، طبق تعریف، سندی غیرالزامآور است که امضاکنندگان قصد ندارند آن را بهعنوان تعهدی حقوقی اجرا کنند. اگرچه برخی بخشهای توافق شفاف هستند، اما ابهامات و عبارات تقریبا غیرقابل تفسیر، حتی مهمترین بخشهای آن را نیز دربر گرفتهاند. عناصری که معمولا برای چنین توافقهایی حیاتی محسوب میشوند ــ مانند سازوکارهای نظارت، راستیآزمایی و حل اختلاف ــ یا کاملا حذف شدهاند یا آنقدر مختصر به آنها پرداخته شده که عملا حضور چندانی در متن ندارند. از همین رو دقیقا نمیتوان دانست در ذهن مذاکرهکنندگان، امضاکنندگان یا مشاوران آنها چه میگذشته است. با این حال، به نظر میرسد ایران در مذاکرات بهطور مشخص تلاش کرده بندی را وارد توافق کند که به این کشور امکان دهد نوعی نقش مدیریتی بر تنگه هرمز اعمال کند و سپس نیز برای اجرای آن اقدام کرده است. بخش کلیدی توافق در بند پنجم آمده است: «جمهوری اسلامی ایران با استفاده از تمام تلاشهای خود، ترتیبات لازم برای عبور امن کشتیهای تجاری را فراهم خواهد کرد؛ این ترتیبات تنها برای مدت ۶۰ روز و بدون دریافت هزینه خواهد بود». به نظر میرسد مذاکرهکنندگان و مقامهای آمریکایی درک درستی از این جزئیات نداشتند ــ یا شاید اهمیت چندانی برای آنها قائل نبودند ــ و همین مساله به تلاشهای متناقض دو طرف برای کنترل تنگه انجامید. ایران سپس برای اجرای ترتیبات مورد نظر خود به قدرت سخت متوسل شد؛ اقدامی که میتوان استدلال کرد در چارچوب متن توافق قرار میگرفت. آمریکا نیز در واکنش، توافق را نقض کرد. اکنون هر دو طرف، دستکم بهطور موقت، توافق را کنار گذاشتهاند و حملات متقابل از راه دور را از سر گرفتهاند؛ وضعیتی که آنها را بیش از گذشته از دستیابی به یک راهحل پایدار دور کرده است. ایران میتواند استدلال قابل قبولی ارائه کند که مفاد توافق را نقض نکرده؛ دستکم تا زمانی که آمریکا حملات علیه اهدافی در داخل خاک ایران را آغاز نکرده بود. هیچ بندی در توافق وجود ندارد که ایران را موظف کند اجازه عبور همه کشتیهای تجاری از تنگه را بدهد. حتی عبارت مربوط به «تناسب» در بند چهارم توافق، بهطور ضمنی نشان میدهد که ایران ممکن است چنین اجازهای را صادر نکند؛ دستکم در ۳۰ روز نخست اجرای توافق. بند پرحاشیه تفاهم به نوشته این نشریه، این توافق تنها از ایران میخواهد که طبق بند پنجم، ترتیباتی برای عبور امن کشتیهای تجاری ایجاد کند. این عبارت با بندی که در بند چهارم، آمریکا را ملزم میکند «بهطور کامل» محاصره بنادر ایران را پایان دهد، تفاوت مهمی دارد. برخلاف برخی بندهای دیگر توافق، در اینجا هیچ الزامی برای توافق یا رضایت متقابل درباره این ترتیبات وجود ندارد. متن همچنین هیچ توضیح بیشتری درباره ماهیت ا