درآمدهای طلایی و ادعاهای تازه درباره فعالیت در آفریقا واگنر یک شرکت نظامی خصوصی روسی بود، یعنی یک ارتش خصوصی که از سال ۲۰۱۴ توسط تاجر روس یوگنی پریگوژین (Yevgeny Prigozhin) تأسیس شد. این گروه به روسیه اجازه میداد بدون آنکه رسماً ارتش خودش را وارد جنگهای دیگر کشورها کند، از طریق نیروهای این شرکت در سوریه، اوکراین و چند کشور آفریقایی نفوذ و منافعش را پیش ببرد. به گزارش تابناک، پریگوژین که به «آشپز پوتین» معروف بود، چون رستورانها و شرکتهای تشریفاتش به کرملین خدمات میدادند، در ژوئن ۲۰۲۳ علیه فرماندهان ارتش روسیه شورش کرد، اما دو ماه بعد، در بیست و سوم آگوست همان سال، در سانحه سقوط هواپیمایش کشته شد. بسیاری از تحلیلگران این سانحه را انتقام کرملین از آن شورش میدانند. پس از مرگ او، پسرش پاول پریگوژین (Pavel Prigozhin)، که در سال ۱۹۹۸ به دنیا آمده و در آن زمان تنها بیست و پنج سال داشت، رهبری گروهی از اعضای نیروهای واگنر را در دست گرفت. ماجرا از کجا شروع شد: تقسیم میراث واگنر بعد از مرگ پریگوژین پدر، دولت روسیه تصمیم گرفت نیروهای واگنر در کشورهای مختلف را زیر کنترل مستقیم وزارت دفاع خودش دربیاورد، در قالب نهاد جدیدی به نام «سپاه آفریقا» (Africa Corps). این اتفاق در بیشتر کشورها، مثل مالی، افتاد. اما در جمهوری آفریقای مرکزی، کشوری کوچک و فقیر در قلب آفریقا که با اقتصاد ضعیف، اما معادن طلا و الماس غنی شناخته میشود، ماجرا فرق کرد. جمهوری آفریقای مرکزی یکی از فقیرترین کشورهای جهان است، اما موقعیت ژئوپلیتیکی مهمی دارد. این کشور در مرکز آفریقا قرار گرفته و منابعی مانند طلا، الماس، اورانیوم و چوب دارد. حضور واگنر در این کشور فقط یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه الگویی از «امنیت در برابر منابع طبیعی» بود، مدلی که روسیه در بخشهایی از آفریقا دنبال کرده است. رئیسجمهور این کشور، فاستین توادرا (Faustin Touadéra)، از سال ۲۰۱۸ برای مقابله با شورشیان داخلی از واگنر کمک گرفته بود و پرداختش به آنها هم نقدی نبود، بلکه به شکل امتیاز معادن طلا و الماس بود؛ چیزی که برایش صرفه اقتصادی بیشتری داشت تا مدل جدید سپاه آفریقا که خواهان پرداخت نقدی ماهانه چند میلیون دلاری بود. به همین دلیل او تا مدتها مقاومت کرد و سرانجام در ماه مارس ۲۰۲۶ بود که بهطور رسمی پذیرفت نیروهای روس در کشورش زیر پرچم سپاه آفریقا فعالیت کنند. اما نکته مهم و کمتر گفتهشده این است: این انتقال رسمی همه نیروهای واگنر در آن کشور را در بر نگرفت. حدود پانصد نفر از نیروهای وفادار به پاول پریگوژین حاضر به پیوستن به سپاه آفریقا نشدند. آنها در منطقهای دورافتاده در شمال کشور، در امتداد رودخانه اوبانگی (رودخانهای که مرز طبیعی میان جمهوری آفریقای مرکزی و کشور همسایه کنگو را تشکیل میدهد)، مستقر شدند و مستقل از فرماندهی مسکو به کار خودشان ادامه دادند. این گروه، که موضوع اصلی یک تحقیق تازه وال استریت ژورنال است، همان کسانی هستند که این گزارش دربارهشان صحبت میکند. درآمد اول: طلای معدن نداسیما این گروه پانصدنفره کنترل بزرگترین معدن طلای کشور به نام نداسیما (Ndassima) را در دست دارد؛ معدنی که ارزش ذخایرش بیش از یک میلیارد دلار تخمین زده میشود. درباره اینکه دقیقاً چقدر پول از این معدن به جیب این گروه میرود، منابع مختلف رقمهای متفاوتی میدهند: برخی رسانهها رقم پانصد میلیون دلار در سال را ذکر کردهاند، اما گزارش رسمی و مستندتر یک نهاد پژوهشی مستقل به نام «ابتکار جهانی علیه جرایم سازمانیافته» (Global Initiative)، رقم محتاطانهتری در حدود صد و هشتاد میلیون دلار در سال را برآورد کرده است. نکته جالب توجه این گزارش این است که صادرات طلای این کشور طی سه سال گذشته چهار برابر شده، جهشی که به گفته این نهاد از ظرفیت واقعی معادن سنتی و دستی این کشور بیشتر است و نشان میدهد بخشی از این طلا از استخراج صنعتی خود همین گروه میآید، نه از معدنکاران محلی. درآمد دوم: قاچاق قرصهای مسکن قوی منبع درآمد دوم این گروه، قاچاق ترامادول است؛ یک داروی مسکن قوی که بهطور قانونی برای درد شدید تجویز میشود، اما وقتی در دوز بسیار بالا مصرف شود، مثل یک ماده محرک عمل میکند و در آفریقا به آن «کوکائین فقرا» میگویند. ماجرا اینطور کار میکند: این دارو ابتدا در هند بهطور کاملاً قانونی تولید و صادر میشود، به کشور همسایه، جمهوری دموکراتیک کنگو، میرسد. از آنجا قاچاقچیان آن را به یک شهر مرزی به نام زونگو منتقل میکنند و سپس با عبور از همان رودخانه اوبانگی، وارد بازارهای بانگی، پایتخت جمهوری آفریقای مرکزی، میشود. دوز طبیعی و درمانی این دارو باید بین پنجاه تا صد میلیگرم باشد، اما در بازار این کشور قرصهای دویست میلیگرمی و حتی بیشتر آزادانه فروخته میشود. این تجارت فوقالعاده پرسود است: یک محمولهای که داخل کشور حدود هفت هزار دلار میارزد، وقتی به کشور همسایه کامرون قاچاق شود، تا بیست و یک هزار دلار میفروشد. تقاضا آنقدر بالا رفته که قیمت این قرصها در یک سال گذشته سه برابر شده است. خریداران اصلی این قرصها سه گروهاند: کارگرانی که در معادن طلای همین گروه کار میکنند و برای تحمل ساعتهای طولانی کار از آن استفاده میکنند، نیروهای همین گروه که پیش از رفتن به عملیات نظامی آن را مصرف میکنند تا ترسشان کم شود، و همچنین افرادی که در تظاهرات حمایت از روسیه شرکت میکنند. اخیراً این شبکه گسترش پیدا کرده و حتی محافظان شخصی رئیسجمهور و یک گروه شبهنظامی جوان طرفدار دولت به نام «کوسهها» را هم پوشش میدهد. این گروه علاوه بر قرص، مشروبات الکلی تقلبی و خطرناکی هم تولید میکند که با همین ترامادول ترکیب شده است. چرا هیچکس جلویشان را نمیگیرد؟ دلیل اصلی این نیست که پلیس یا ارتش جمهوری آفریقای مرکزی ضعیف است — گرچه همینطور هم هست — بلکه این است که افراد وابسته به این شبکه در درون خود دولت نفوذ کردهاند. طبق یک گزارش