از نوشتههای استعماری هرتزل گرفته تا سگهای حملهور، گرازهای وحشی و زندانهای دارای خندقهای مملو از تمساح، حیوانات مدتهاست در خدمت پروژه صهیونیستی برای ایجاد رعب و وحشت در میان فلسطینیها به کار گرفته شدهاند. اسرائیل اینبار برای نگهبانی از زندانیان فلسطینی به سراغ تمساحهای نیل رفته است؛ اما پشت این تصمیم عجیب، سابقهای طولانی از استفاده از حیوانات برای سرکوب، تحقیر و بیرونراندن فلسطینیها از سرزمینشان وجود دارد؛ سابقهای که از گفتمان آغاز میشود. تمساحها به زندانهای اسرائیل میرسند ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، اوایل ماه جاری اعلام کرد که اسرائیل قصد دارد از تمساحهای نیل بهعنوان نگهبان زندانیان سیاسی فلسطینی استفاده کند؛ طرحی که قرار است از زندان «کتزیعوت»(Ketziot) در صحرای نقب آغاز شود؛ همان زندانی که در دوران انتفاضه اول هزاران فلسطینی در آن محبوس بودند و فلسطینیها آن را اردوگاه «انصار ۳» مینامیدند. برای اجرای این طرح، ایدیت سیلمان، وزیر حفاظت از محیط زیست اسرائیل، تمساح را در طبقهبندی جدیدی «حیوان وحشی پرورشی» اعلام کرده است. قرار است این خزندگان در خندقهای اطراف زندانهای اسرائیل رها شوند؛ زندانهایی که فلسطینیها در آنها نگهداری میشوند. اما اهمیت این ماجرا در خود تمساحها خلاصه نمیشود. این طرح بخشی از الگویی بزرگتر است؛ الگویی که در آن حیوانات نیز به ابزار اعمال قدرت علیه فلسطینیها تبدیل شدهاند. از «حیوانات انساننما» تا سلاحهای زنده تاریخ ادبیات سیاسی اسرائیل علیه فلسطینیها، مملو از تشبیه آنها به حیوانات است. «یوآو گالانت»، وزیر دفاع وقت اسرائیل، در آغاز جنگ غزه فلسطینیها را «حیوانات انساننما» خواند. پیش از او، موشه دایان فلسطینیها را «زنبور» و «سگ» نامیده بود؛ «مناخیم بگین» از «جانوران دوپا» سخن گفت و رافائل ایتان آنها را «سوسک» خواند. «اسحاق شامیر» نیز معترضان فلسطینی را «ملخ» توصیف کرد. اما مسئله فقط واژگان تحقیرآمیز نیست. در دهههای گذشته، حیوانات در میدان واقعی نیز وارد این جنگ شدهاند. نقطه آغاز این نگاه را میتوان حتی در نوشتههای «تئودور هرتزل»، بنیانگذار سازمان صهیونیستی، مشاهده کرد. او درباره جمعیت بومی فلسطین و حیوانات سرزمین نوشت که یهودیان میتوانند از بومیان برای نابودی حیوانات وحشی، از جمله مارها، استفاده کنند. این نگاه، بعدها در سیاستهای میدانی نیز بازتاب یافت. در دوران قیمومت بریتانیا، سگها علیه زندانیان فلسطینی به کار گرفته شدند. پس از ۱۹۶۷ نیز اسرائیل از سگها، گرازهای وحشی، گوسفند، گاو، گوزن، الاغهای وحشی و پرندگان در سیاستهای خود در قبال فلسطینیها استفاده کرد. طبیعتی که باید «یهودی» شود یکی از ابعاد مهم این سیاست، تلاش برای بازتعریف طبیعت سرزمین فلسطین بر اساس روایتهای کتاب مقدسی است. «آوراهام یوفه»، ژنرال ارتش اسرائیل و نخستین رئیس اداره طبیعت و پارکهای اسرائیل، پروژه «بازگرداندن» گونههایی را دنبال کرد که در کتاب مقدس از آنها نام برده شده بود. گورخر آسیایی و گوزن زرد ایرانی از جمله گونههایی بودند که به اسرائیل منتقل شدند. اما این «بازگشت» حیوانات برای فلسطینیهای بادیهنشین هزینه داشت. گورخرهای آسیایی وارد مناطقی شدند که شترهای فلسطینی در آنها رفتوآمد میکردند و صاحبان این شترها جریمه شدند. تنها در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، اسرائیل ۷۶ جریمه به ارزش مجموع ۵۴۴ هزار و ۳۰۰ شکل علیه بادیهنشینان فلسطینی وضع کرد. در کرانه باختری نیز گرازهای وحشی به ابزاری برای ایجاد رعب تبدیل شدند. طبق متن اصلی، در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲ شهرکنشینان گرازها را با کامیون به نزدیکی جوامع فلسطینی منتقل و رها کردند. در آوریل ۲۰۲۵ نیز ارتش اسرائیل ۱۸ گراز را در روستای «ایکتابا»، نزدیک اردوگاه «نور شمس»، رها کرد؛ در شرایطی که ساکنان منطقه اخراج شده و تخریب آن آغاز شده بود. سگها، زندانها و مرزهای فروپاشیده انسانیت شاید هولناکترین بخش این تاریخ به سگهای یگان «اوکتز»(Oketz) مربوط باشد. سگهایی که از کشورهای اروپایی وارد و برای عملیات علیه فلسطینیها آموزش داده میشوند. بر اساس متن اصلی، بین اکتبر ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، دستکم ۱۴۶ حمله توسط این یگان انجام شده است. در یکی از این حملات، محمد بحر، جوان ۲۴ ساله فلسطینی مبتلا به سندرم داون و اوتیسم، در خانه خود کشته شد. همچنین گزارشهایی درباره استفاده جنسی و تجاوزکارانه از این سگها علیه زندانیان فلسطینی منتشر شده است؛ ادعاهایی که نویسنده متن آنها را بخشی از روند گستردهتر شکنجه زندانیان میداند. در همین حال، غزه نیز شاهد نابودی گسترده حیوانات بوده است. طبق آمار مطرحشده در متن، بیش از ۹۷ درصد جمعیت حیوانی غزه، شامل گاو، گوسفند، بز، اسب، قاطر و الاغ، از آغاز جنگ از بین رفته و ۸۴ درصد پوشش گیاهی نیز نابود شده است. الاغهایی که برای انتقال آب، هیزم، محصولات کشاورزی، خبرنگاران و گروههای امدادی به کار میرفتند نیز در میان قربانیان قرار گرفتهاند. در چنین تصویری، پروژه بنگویر درباره تمساحها دیگر یک تصمیم عجیب و منفرد به نظر نمیرسد. آنچه پیش روی ماست، زنجیرهای از سیاستهایی است که در آنها طبیعت، حیوانات و حتی واژگان مربوط به حیوانات در خدمت سرکوب فلسطینیها قرار گرفتهاند. تمساحهای بنگویر شاید تازهترین حلقه این زنجیره باشند؛ اما داستان از آنها آغاز نشده و احتمالاً به آنها نیز ختم نخواهد شد. مسئله اصلی، حیوانات نیستند؛ مسئله، نظامی از قدرت است که در آن حتی طبیعت نیز میتواند به ابزار کنترل، تحقیر و ارعاب انسانها تبدیل شود.