تخلیه کامل بیمارستان تخصصی شهید بقایی اهواز در کمتر از ۱۲ ساعت، اگرچه از سوی وزارت بهداشت به عنوان یک عملیات موفق مدیریت بحران توصیف شد، اما همزمان پرسشی بزرگتر را پیش روی نظام سلامت ایران قرار داده است؛ اگر درگیریها ادامه یابد یا همزمان چند مرکز درمانی مرجع در جنوب کشور از چرخه خدمت خارج شوند، آیا شبکه درمان، انتقال خون و تأمین دارو توان حفظ تداوم خدمات را خواهد داشت؟ به گزارش سلامت نیوز در روزهایی که جنوب ایران بار دیگر با حملات نظامی و انفجار در برخی مناطق روبهرو شده است، بیمارستان بقایی اهواز، مرکز تخصصی درمان کودکان مبتلا به سرطان و بیماریهای خونی، برای ساعاتی از مدار خدمت خارج شد. وزارت بهداشت اعلام کرد تمامی بیماران بدون آسیب و در کمتر از ۱۲ ساعت به بیمارستانهای دیگر منتقل شدند و پس از رفع شرایط خطر، این مرکز فعالیت خود را از سر گرفت. در نگاه نخست، این عملیات نمونهای از واکنش سریع نظام سلامت در شرایط بحران بود. اما تجربه جنگهای معاصر نشان میدهد آنچه پس از تخلیه یک بیمارستان رخ میدهد، اهمیت بیشتری از خود عملیات تخلیه دارد. در اوکراین، غزه و لبنان، بسیاری از بیمارستانها پس از حملات مستقیم یا غیرمستقیم، نه به دلیل تخریب کامل ساختمان، بلکه به علت قطع زنجیره تأمین دارو، تجهیزات پزشکی، خون، برق، سوخت و نیروی انسانی با کاهش یا توقف خدمات روبهرو شدند. سازمان جهانی بهداشت در بحران لبنان ناچار شد محمولههای اضطراری دارو، تجهیزات جراحی، کیتهای تروما و اقلام بانک خون را از هاب منطقهای خود برای حفظ خدمات درمانی ارسال کند. کارشناسان مدیریت بحران سلامت معتقدند در جنگهای امروز، هدف تنها تخریب زیرساخت نیست؛ بلکه مختل کردن توان خدمترسانی است. به همین دلیل، تابآوری نظام سلامت بیش از هر زمان دیگری به وجود شبکههای پشتیبان وابسته است. بیمارستانها؛ مراکزی که نباید هدف جنگ باشند حمایت از بیمارستانها و کارکنان درمان، یکی از اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه است. بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو و پروتکل الحاقی اول، مراکز درمانی غیرنظامی، آمبولانسها، بیماران و کارکنان سلامت از حمایت ویژه برخوردارند و نباید هدف حمله قرار گیرند، مگر در شرایط کاملاً استثنایی و با رعایت الزامات سختگیرانه حقوقی از جمله اخطار قبلی و اصل تناسب. با این حال، گزارشهای سازمان جهانی بهداشت و کمیته بینالمللی صلیب سرخ نشان میدهد حمله به مراکز درمانی در سالهای اخیر به یکی از نگرانکنندهترین روندهای جنگهای معاصر تبدیل شده است؛ روندی که آثار آن اغلب ماهها و حتی سالها پس از پایان درگیری ادامه دارد. بقایی؛ موفقیت امروز، آزمون فردا انتقال سریع بیماران بیمارستان بقایی بدون تلفات انسانی، بدون تردید یک موفقیت عملیاتی بود، اما این رخداد پرسشهایی را ایجاد میکند که پاسخ به آنها برای مدیریت بحرانهای احتمالی آینده ضروری است. اگر همزمان دو یا سه بیمارستان مرجع جنوب کشور از مدار خارج شوند، بیماران سرطان، تالاسمی، دیالیز، مراقبتهای ویژه نوزادان و بخشهای ICU به کدام مراکز منتقل خواهند شد؟ ظرفیت تختهای جایگزین در استانهای جنوبی چقدر است؟ آیا بیمارستانهای معین از پیش تعیین شدهاند و امکان پذیرش همزمان صدها بیمار را دارند؟ در صورت بسته شدن مسیرهای زمینی یا اختلال در حملونقل، خون، فرآوردههای خونی، داروهای بیماران خاص، اکسیژن پزشکی و تجهیزات مصرفی از چه مسیر جایگزینی تأمین خواهد شد؟ این پرسشها صرفاً سناریوهای فرضی نیستند؛ بلکه در تمام بحرانهای سلامت ناشی از جنگ، به عوامل تعیینکننده میزان مرگومیر و تداوم درمان تبدیل شدهاند. حلقهای که کمتر درباره آن صحبت میشود در مدیریت بحران، بیمارستان تنها یکی از اجزای نظام سلامت است. پشت هر تخت بیمارستان، شبکهای از انتقال خون، انبارهای دارویی، سامانههای حملونقل، زنجیره سرد دارو، تجهیزات پزشکی، سوخت، برق اضطراری و نیروی انسانی قرار دارد. آسیب به هر یک از این حلقهها میتواند عملکرد بیمارستانی را که از نظر فیزیکی سالم مانده نیز مختل کند. از همین رو، بسیاری از کشورها پس از تجربه جنگ یا بلایای گسترده، به جای تمرکز صرف بر بازسازی ساختمانها، شبکهای از انبارهای منطقهای دارو، مراکز پشتیبان درمان، بیمارستانهای معین و مسیرهای جایگزین لجستیکی ایجاد کردهاند. آیا جنوب ایران به هاب پشتیبان درمانی نیاز دارد؟ با توجه به موقعیت راهبردی استانهای جنوبی و تجربه اخیر اهواز، اکنون شاید زمان آن رسیده باشد که وزارت بهداشت، سازمان غذا و دارو، سازمان انتقال خون و دانشگاههای علوم پزشکی، جزئیات بیشتری از برنامههای پدافند غیرعامل حوزه سلامت را منتشر کنند. پرسشهایی مانند اینکه بیمارستانهای مرجع جایگزین در جنوب کشور کداماند، ظرفیت واقعی پذیرش بیماران فوقتخصصی چقدر است، ذخایر راهبردی دارو و تجهیزات برای چند روز پاسخگوست و سناریوی انتقال خون و دارو در صورت اختلال مسیرهای ارتباطی چیست، تنها دغدغه رسانهها نیست؛ بلکه بخشی از الزامات افزایش تابآوری نظام سلامت در شرایط بحران محسوب میشود. انتشار این اطلاعات، بدون ورود به جزئیات امنیتی، میتواند علاوه بر افزایش اعتماد عمومی، تصویری روشن از میزان آمادگی کشور برای مدیریت بحران ارائه دهد. آزمون اصلی نظام سلامت جنگ ممکن است یک ساختمان را از مدار خارج کند، اما آزمون واقعی نظام سلامت، حفظ تداوم درمان است. تخلیه موفق بیمارستان شهید بقایی۲ زمانی به یک موفقیت کامل تبدیل خواهد شد که هیچ بیمار مبتلا به سرطان، تالاسمی، نارسایی کلیه، بیماریهای قلبی یا نوزاد نیازمند مراقبت ویژه، در روزها و هفتههای آینده به دلیل اختلال در تأمین خون، دارو یا تجهیزات درمانی، از ادامه درمان باز نماند. در نهایت، تجربه جنگهای اخیر نشان میدهد تابآوری نظام سلامت نه با تعداد ساختمانهای باقیمانده، بلکه با توانایی آن در حفظ زنجیره درمان سنجیده میشود؛ زنجیرهای که از تخت بیمارستان آغاز نمیشود و به درِ بیم