به گزارش همشهریآنلاین، پرواز در ارتفاع چند ده متری، سکوت رادیویی و استفاده از عوارض زمین برای پنهان ماندن از دید دشمن؛ بخشی از تاکتیکهایی است که خلبانان جنگنده F-۵E تایگر برای نفوذ به مناطق دفاعشده به کار میگیرند. در این میان، پاپآپ (Pop-up) بهعنوان یک مانور حمله ارتفاع پایین، به خلبان اجازه میدهد در آخرین لحظه از پشت پوشش زمین خارج شود، حمله را انجام دهد و پیش از واکنش پدافند به منطقه امن بازگردد. در ارتفاعی نزدیک به سطح زمین، جایی میان عوارض طبیعی و خط دید رادارهای دشمن، یک فروند F-۵E تایگر ۲ (Tiger II) با سرعت بالا حرکت میکند. خلبان چشم از نشانگرها برنمیدارد؛ ارتفاع، سرعت و مسیر پرواز باید همزمان کنترل شود. کوچکترین خطا در این مرحله میتواند هواپیما را از مسیر مأموریت خارج کند. در مقابل، منطقه هدف قرار دارد؛ منطقهای که دشمن برای حفاظت از آن، شبکهای از رادارها، توپخانههای ضدهوایی و سامانههای موشکی زمین به هوا ایجاد کرده است. اما جنگنده هنوز در موقعیتی قرار دارد که بخشی از دید سامانههای دشمن خارج است. نه به دلیل پنهانکاری جادویی، بلکه به دلیل استفاده از یک اصل ساده در نبرد هوایی؛ استفاده از زمین برای پنهان شدن. لحظه نزدیک میشود؛ نقطهای که از پیش در برنامه مأموریت تعیین شده، فرا میرسد. خلبان دسته فرمان را عقب میکشد. تایگر از ارتفاع پایین جدا میشود و برای لحظهای کوتاه به سمت آسمان میرود. این همان لحظهای است که در تاکتیکهای حمله زمینی با عنوان حمله پاپآپ (Pop-up Attack) شناخته میشود؛ مانوری که هدف آن ایجاد یک پنجره کوتاه برای حمله و سپس بازگشت سریع به منطقه امن است. پشت این حرکت چندثانیهای، مجموعهای از محاسبات پیچیده قرار دارد؛ از مسیر نفوذ تا زمان اوجگیری، زاویه حمله و لحظه رهاسازی مهمات. پاپآپ؛ تاکتیکی برای حل یک تناقض در نبرد هوایی در حملات هوا به زمین، خلبان همیشه با یک تضاد اساسی روبهرو است. برای هدفگیری دقیق، ارتفاع بیشتر مزیت دارد؛ زیرا میدان دید بهتر است و سامانههای هواپیما فرصت بیشتری برای محاسبه مسیر مهمات دارند. اما ارتفاع بالا یک خطر بزرگ ایجاد میکند؛ دیده شدن. رادارهای زمینی، هواپیمایی را که در ارتفاع بالا پرواز میکند، آسانتر کشف میکنند و پدافند فرصت بیشتری برای واکنش خواهد داشت. از سوی دیگر، پرواز در ارتفاع پایین احتمال کشف را کاهش میدهد، اما کار خلبان را دشوارتر میکند؛ زیرا او باید در فاصلهای بسیار نزدیک از زمین، هم مسیر را حفظ کند و هم برای لحظه حمله آماده باشد. تاکتیک پاپآپ راهحلی برای همین مشکل بود؛ جنگنده بیشتر مسیر را در ارتفاع پایین طی میکند، اما فقط در آخرین مرحله برای اجرای حمله ارتفاع میگیرد. در واقع، هواپیما زمان دیده شدن خود را به حداقل میرساند. از نفوذ تا حمله؛ مسیر یک F-۵E در مأموریت ضربتی اجرای پاپآپ از لحظه اوجگیری آغاز نمیشود. بخش مهمتر، مرحلهای است که پیش از آن انجام میشود؛ یعنی رساندن هواپیما به نقطه مناسب بدون جلب توجه دشمن. این مرحله در تاکتیکهای هوایی مسیر ورود به منطقه هدف (Ingress) نام دارد. در این مرحله، خلبان F-۵E تلاش میکند با استفاده از پستیوبلندیهای زمین، هواپیما را از دید مستقیم رادارهای دشمن دور نگه دارد. این روش که پوشش عوارض زمین (Terrain Masking) نامیده میشود، یکی از اصول مهم حملات ارتفاع پایین است، اما، پرواز در چنین ارتفاعی ساده نیست. خلبان باید همزمان سرعت هواپیما را کنترل کند؛ فاصله از سطح زمین را حفظ کند؛مسیر از پیش تعیینشده را دنبال کند و زمان مناسب برای آغاز حمله را تشخیص دهد. در یک جنگنده تککابین مانند F-۵E، تمام این وظایف بر عهده یک نفر است. چرا F-۵E برای چنین مأموریتهایی اهمیت دارد؟ جنگنده F-۵E تایگر ۲ یکی از هواپیماهای مهم نیروی هوایی ایران در دوران دفاع مقدس بود؛ جنگندهای سبکتر از نمونههای سنگینتر مانند F-۴، اما با ویژگیهایی که آن را برای نبردهای سریع و چابک مناسب میکرد. این هواپیما با دو موتور جنرال الکتریک J۸۵ (General Electric J۸۵)، طراحی کوچک و توان مانور بالا، قابلیت انجام پروازهای تاکتیکی در ارتفاع پایین را داشت. ویژگیهای مهم F-۵E برای چنین مأموریتهایی اندازه کوچکتر نسبت به جنگندههای سنگین، واکنش سریع به فرمان خلبان، توانایی تغییر مسیر سریع، هزینه عملیاتی کمتر، مناسب بودن برای مأموریتهای ضربتی کوتاه است. اما مهمترین ویژگی آن در اجرای پاپآپ، نه فقط مشخصات فنی هواپیما، بلکه هماهنگی میان هواپیما و خلبان بود. یک جنگنده کوچک در دست خلبانی ماهر میتوانست از تاکتیکی استفاده کند که برای عبور از محیطهای پرخطر طراحی شده بود. کابین F-۵E؛ جایی که همه تصمیمها در چند لحظه گرفته میشود هواپیمای F-۵E یک جنگنده تککابین بود؛ یعنی برخلاف نمونه دوکابین F-۵F، خلبان به تنهایی مسئول مدیریت مأموریت بود. در یک حمله پاپآپ، خلبان باید همزمان چند تصمیم بگیرد: آیا هنوز باید در ارتفاع پایین باقی بماند؟ آیا زمان آغاز اوجگیری فرا رسیده است؟ آیا زاویه حمله مناسب است؟ آیا هواپیما در محدوده مناسب برای رهاسازی مهمات قرار دارد؟ این تصمیمها در شرایطی گرفته میشوند که سرعت بالا است و زمان واکنش محدود. در هواپیماهای دوخدمه، بخشی از وظایف میان خلبان و افسر سامانههای تسلیحاتی تقسیم میشود؛ اما در F-۵E، خلبان باید تمام این زنجیره را شخصاً مدیریت کند. به همین دلیل، مهارت خلبان و شناخت کامل از رفتار هواپیما، بخش جداییناپذیر موفقیت این تاکتیک بود. لحظه پاپآپ؛ جایی که هندسه پرواز سرنوشت حمله را تعیین میکرد پس از طی مسیر نفوذ، مهمترین مرحله مأموریت آغاز میشود؛ لحظهای که خلبان باید تصمیم بگیرد چه زمانی هواپیما را از پناه زمین خارج کند. این نقطه در تاکتیکهای حمله هوایی نقطه آغاز اوجگیری (Pull-up Point) نام دارد. انتخاب این نقطه یک تصمیم ساده نیست. اگر خلبان زودتر از زمان مناسب اقدام کند، جنگنده مدت بیشتر