حمله اوکراین به یک شناور ایرانی در دریای خزر را میتوان فراتر از یک اقدام تاکتیکی و در چارچوب بازآرایی جبهههای فشار علیه تهران ارزیابی کرد. روزنامه شرق گفتگوئی را با دکتر ژند شکیبی منتشر کرده است: حمله اوکراین به یک شناور ایرانی در دریای خزر را میتوان فراتر از یک اقدام تاکتیکی و در چارچوب بازآرایی جبهههای فشار علیه تهران ارزیابی کرد. اگر تاکنون جنگ تحمیلی علیه ایران به جبهه تقابل با آمریکا در خاک خود و دیگر کشورهای عربی و نیز به جبهه دریای سرخ و تنگه بابالمندب کشیده شده است، اقدام اخیر کییف این احتمال را مطرح میکند دریای خزر نیز به جبهه جدید برای اعمال فشار بر ایران تبدیل شود. در این صورت، تهران با وضعیتی مواجه خواهد شد که فشارهای ژئوپلیتیکی از جنوب، غرب و شمال بهصورت همزمان بر آن وارد میشود. هرچند هنوز نمیتوان از شکلگیری یک راهبرد هماهنگ میان بازیگران مختلف سخن گفت، اما تکرار چنین اقداماتی میتواند نشانهای از گشودهشدن «جبهه سوم» علیه ایران باشد؛ جبههای که بیش از آنکه صرفا نظامی باشد، در خدمت افزایش هزینههای راهبردی تهران و پیوندزدن پرونده ایران با جنگ اوکراین قرار میگیرد. در راستای واکاوی ابعاد ژئوپلیتیکی حمله بیسابقه ارتش اوکراین به شناور تجاری ایرانی در دریای خزر و سنجش پیامدهای آن بر موازنههای امنیتی منطقه، بهویژه در بستر جنگ تحمیلی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران و همزمانی این رخداد با تداوم جنگ روسیه و اوکراین طی گپوگفتی، دیدگاههای دکتر ژند شکیبی را جویا شدهایم. دکتر شکیبی، روسشناس و ایرانشناس برجسته و استاد سیاست تطبیقی، دانشآموخته کارشناسی ارشد روسیهشناسی و دکتری سیاست تطبیقی از مدرسه اقتصاد لندن (LSE) و کارشناسی ارشد تاریخ روسیه از دانشگاه دولتی سنپترزبورگ است. او پژوهشگر دانشگاه ایالتی نیویورک (NYU) بوده و پیشتر در مدرسه اقتصاد لندن به تدریس و پژوهش اشتغال داشته است. همچنین به عنوان پژوهشگر مؤسسه IDEAS دانشگاه LSE و استاد مدعو گروه روسیهشناسی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران فعالیت میکند. از جمله آثار مهم او میتوان به «روسیه و غربانگاری»، «خاتمی و گورباچف» و «ایران پهلوی و سیاست غربانگاری» اشاره کرد. در روزهای اخیر برای نخستینبار شاهد حمله مستقیم اوکراین به یک کشتی ایرانی بودهایم؛ اقدامی که بنا بر گزارشها با یک کشته و مجروحانی نیز همراه بوده و بسیاری از تحلیلگران آن را رخدادی بیسابقه در روابط تهران و کییف ارزیابی کردهاند. با توجه به اینکه طی حدود دو ماه گذشته به نظر میرسد دولت زلنسکی از راهبرد عمدتا دفاعی به سمت سیاستی تهاجمیتر حرکت کرده و حملات موشکی و پهپادی مستقیم به خاک روسیه و مسکو را نیز در دستور کار قرار داده است، آیا میتوان این اقدام علیه کشتی ایرانی را نیز در چارچوب همین تغییر راهبرد نظامی و سیاست آفندی دولت اوکراین تحلیل کرد؟ به نظر میرسد حمله به این کشتی ایرانی نشان میدهد زلنسکی در پی آن است به ترامپ اثبات کند او میتواند در موضوع ایران نیز برای ایالات متحده نقشآفرینی کند. همانگونه که میدانیم، زلنسکی طی یک تا دو سال گذشته همواره تلاش کرده حمایتهای مالی و نظامی بیشتری از آمریکا دریافت کند. روابط میان اوکراین و ایالات متحده نیز در این مدت همواره با فراز و فرود همراه بوده است. از سوی دیگر، به نظر میرسد مسئله ایران برای ترامپ پیچیدهتر از گذشته شده و او هنوز به جمعبندی روشنی درباره نحوه مواجهه با این موضوع نرسیده است. بنابراین زلنسکی میخواهد این پیام را منتقل کند که اگر حمایت مالی و تسلیحاتی بیشتری در اختیار او قرار گیرد، قادر خواهد بود همزمان جبههای جدید علیه ایران نیز بگشاید. علاوه بر این، دولت اوکراین از ابتدای جنگ همواره مدعی بوده است که ایران در معادلات ژئوپلیتیکی این منطقه از جهان، از جمله از طریق حمایت از روسیه، نقشآفرینی میکند؛ در حالی که از نگاه ایران، اساسا منافع مستقیمی در این منطقه وجود ندارد. ولی برخی معتقدند این اقدام را میتوان از دو منظر تحلیل کرد؛ نخست اینکه زلنسکی درصدد انتقامگیری از ایران است و دوم، شاید مهمتر از آن، تلاش دارد به ترامپ نشان دهد او میتواند در سیاستهای آمریکا علیه ایران نیز یک متحد مؤثر باشد. از سوی دیگر، پس از حملات اخیر آمریکا به ایران، برخی تحلیلگران بر این باور بودند که فشار بر سواحل جنوبی ایران و حملات صورتگرفته، بخشی از راهبرد افزایش محاصره ژئوپلیتیکی ایران بوده است. آیا میتوان حمله اوکراین در دریای خزر به کشتی ایرانی را مکمل حمله هجدهم تیرماه آمریکا به پل آقتکهخان در شهرستان آققلا در گلستان دانست؟ به نظر من، اگر این تحلیل درست باشد، اقدام اوکراین بیش از هر چیز یک آزمون است؛ پیامی به دولت آمریکا که نشان دهد اوکراین قادر است جبههای دیگر نیز علیه ایران بگشاید. ولی باید پرسید کییف قادر است دو جبهه همزمان با مسکو و تهران را مدیریت کند؟ از نگاه اوکراین و شخص زلنسکی، چون روسیه به ایران کمک میکند، پس اوکراین نیز میتواند از مسیر دریای خزر فشار بیشتری بر ایران وارد و در کنار آمریکا زمینه افزایش فشار بر جمهوری اسلامی را فراهم کند. یعنی زلنسکی در پی آن است که بار دیگر توجه ترامپ را به خود معطوف و این تصور را القا کند اوکراین توانایی آن را دارد که بهطور همزمان در دو جبهه، یعنی مقابله با روسیه و افزایش فشار بر ایران، برای آمریکا نقشآفرینی کند. با این حال و در پاسخ به سؤال قبلی شما، اینکه زلنسکی و ترامپ از پیش درباره چنین اقدامی هماهنگی کاملی داشتهاند و اینکه تحلیل کنیم حمله اوکراین در دریای خزر به کشتی ایرانی مکمل حمله آمریکا به پل آققلا باشد، به نظر من احتمال چندان بالایی ندارد. چرا؟ چون عملکرد ترامپ نشان داده معمولا تصمیمگیریهای او از یک برنامهریزی بلندمدت و منسجم پیروی نمیکند؛ گاهی مواضعی اتخاذ میکند و چند روز بعد از آن فاصله میگیرد. اما اگر به اصل موضوع بازگردیم، واق