رزو پنجم محرم به نام حبیب بن مظاهر و حضرت عبدالله بن حسن کودک 8 ساله امام حسن محتبی نامگذاری شده است به همین مناسبت مجموعه ای از سوزناک ترین متن های نوحه شب پنجم ماه محرم را ارائه کرده ایم که می توانید برای مداحی مراسم روضه ایام محرم به کار ببرید. *** حال دل خیلی خرابه، کار دل ناله و آهه شب پنجم محرم، دل ما تو قتلگاهه چقدر تیر، چقدر سنگ، چقدر نیزه شکسته روی خاک، تو موجی از خون، یوسف زهرا نشسته یا حسن غریب مادر اون کیه میره تو گودال، گمونم یه نوجونه مثه بچه شیر میمونه، وقتی که رجز میخونه میگه من هنوز نمردم، که عمومو دوره کردید سی هزار گرگ دور یک شیر، به خدا خیلی نامردید از امامش مثه مادر، تو بلا دفع خطر کرد جلوی طوفان شمشیر، لاله دستشو سپر کرد یا حسن غریب مادر توی خون داره میخنده، عمو جون دیدی که مَردَم اگه تو خیمه میموندم، جون عمه دق میکردم خدا رو شکر نمیمونم، تو غروب قتل و غارت مثه بابام نمیبینم، سوی ناموسم جسارت سید مهدی میرداماد ****** اولین بار مگه یادم میره که نگام به پرچم افتاد مادرم اسم تو خوند تو گوشم پدرم سینه زدن یادم داد عمریه فکر روز و شب من شده تو چیزی نمیخوام از تو به غیر از خود تو من تو رو دارم چجوری دلم مردد شه من تو رو دارم همه دنیا هم با من بدشه من تو رو دارم من تو رو دارم تو رو میشناسم از اون روزی که شنیدم اسمتو گریه کردم یادته چه حالی داشتم آقا چی میشه به اون روزا برگردم من نتونستم اون که تو دوست داری بشم لحظه به لحظه از تو خجالت میکشم من تو رو دارم نوکری هم عالمی داره من تو رو دارم دل مگه غمی داره من تو رو دارم من تو رو دارم یادته شبای تنهاییمون شدی مهمون دل ویرونم همه رفتند تو برا من موندی زندگیمو به تو من مدیونم عمریه آقا سایه ی تو رو سرمه اینم دعای خیر پدر مادرمه من تو رو دارم حال من کنار تو خوبه من تو رو دارم بی تو باشم دلم آشوبه من تو رو دارم من تو رو دارم یادگار حسن تشنه لب عبداله ام جان نثار ره مکتب ثاراله ام در هوای عمو، جان فدای عمو وا شهیدا وا غریبا یا حسن یا حسین، یا حسن و حسین وا شهیدا وا غریبا میشوم من فدا به راه دین خدا نشوم لحظهای من ز عمویم جدا این من و جان من، عهد و پیمان من وا شهیدا وا غریبا جای بابا بکش دست نوازش سرم که دلم خون شده ز دوری دلبرم خسرو عالمین، ای عمو جان حسین وا شهیدا وا غریبا یا حسن یا حسین، یا حسن و حسین وا شهیدا وا غریبا حاج محمد صمیمی متن نوحه عبدالله بن حسن (ع) عمه رهایم کن روم سوی میدان یاری عمو کنم همچون شهیدان واویلا واویلا واویلا واویلا هل من معین گوید او وای از غریبی نباشد بر ماندنم دیگر شکیبی واویلا…. ابن الحسن باشم و عبداللهم من بعد از پدر مدیون ثاراللهم من واویلا… سایه ی روی سرم جانم فدایت آمده ام تا دهم دستم برایت حرف از غریبی مزن ای نور عینم منهم چو قاسم فدایی حسینم واویلا…. دستش جدا گشت وعمو را صدا کرد مرغ روحش را عدو از تن رها کرد عمو گرفتش او را بر روی سینه ناله زد یا جداّ رو سوی مدینه واویلا.. عمه زینب، بین عمویم،مانده تنها،بین میدان دیده گریان،با تنی زار بر لبش نام شهیدان ای عمو جان،ای عمو جان، ای عمو جان، ای عمو جان سایه ی او،بعد بابا،هر زمان رو،ی سرم بود وقت سختی،پدرانه، همچو بابا، در برم بود ای عمو جان…. یک نفر باشد عمویم دشمنان دو رش فراوان طاقت ماندن ندارم کن رهایم سوی میدان ای عمو جان… ای عمو جان آمدم که،چون سپر باشم برایت تا کنم هم،چون برادر، جان نا قابل فدایت ای عمو جان…. بر روی صدر عمویش، جان او از، تن رها شد آخرین سرباز دینش این یتیم مجتبی شد ای عمو جان… ماه بلندم حالا دیدی عزیز دل عمو چه داغی رو قلبم گذاشتی چی به سرت اومد زیر سم مرکب روی خاک اخه تو که جوشن نداشتی دیگه جونی نمونده برات که بگیرم تو بغلت که ببوسی روی منو با لب غرق عسلت با لبای خشکیده تنت از هم پاشیده یادگاری حسنم پاشو که بابا رسیده عطر تن تو میگه دیگه روا شده حاجتت که تو بغل مجتبیی کاشکی عزیزم نبینه مادرت از خیمه ها که زیر سم مرکب هایی حالا تو آغوش منی چقدر عین حسنی سرتو میبوسم و تو داری دست و پا میزنی مثل شاخ شمشاده که رو خاکا افتاده بخدا که این همه زخم برای بدن زیاده با لبای خشکیده تنت از هم پاشیده یادگاری حسنم پاشو که بابا رسیده جوری صدام کردی که تموم حرم زار زدند حال حرمم رو ندیدی لحظه به لحظه تا که برسم بالا سرت جلو چشم من قد کشیدی شهدا خون گریه کنید به امانت داری من حسنم اومد کمکم واسه ی دلداری من مثل برگ پاییزه داره اعضات میریزه کی میدونه که این بدن چقدر برام عزیزه با لبای خشکیده تنت از هم پاشیده یادگاری حسنم پاشو که بابا رسیده به خاک شهیدان راه تو به خون غلام سیاه تو ایشالا منم بشم سیاهی سپاه تو به روح بلند زهیر تو به آه عمیق بریر تو نمی خوام تو دنیا هیچ کسی رو به غیر تو حسین جان من از تو دل نمیکنم حسین جان جدا بشه سر از تنم حسین جان بدون سر برا تو سینه میزنم به روحی به نفسی به قلبی فداک هلاکم برا تو هلاکم هلاک میخونم به نیت شهید بی پلاک لبیک یا حسین حسین حسین حسین به نام خدا و به نام تو به شوق جواب سلام تو ایشالا منم میشم یه روزی پیر غلام تو بیا و به دستم علم بده بیا و به نوکر حرم بده بیا و خودت میان سینه زن ها دم بده حسین جان قسم به موج پرچمت حسین جان به روضه ی معظمت حسین جان بگیر تو جان مارا تو محرمت نوحه شهادت عبدا..بن حسن (ع) خواهم روم من روسوی میدان تا جان دهم در راه عمو جان عمه عمویم بین میدان مانده تنها با چشم گریان دیده دارد بر حرمها عبداللهم عبداللهم ابن الکریمم دور عمویم سگها فراوان ترسم عمویم ناگه دهد جان در موج غم افتاده ویاری ندارد باید روم، دلدار،دلداری ندارد عبداللهم…… از دست عمه دستش رها شد عازم بسوی خون خدا شد بر او هدف میدان وآغوش عمو شد شیر حسن آماده ی جنگ عدو شد عبداللهم….. در راه مولا دستش جدا شد بر سینه ی او جانش فدا شد یک یا عمو گفت وزاین دنیا رها شد با تیر کین حرمله سوی خدا شد عبداللهم…… متن غمگین شب پنجم محرم به اسم