رسیدن به فینال جام ملتهای آسیا در جای خود قابل احترام است اما تمام آرزوی و آمال فوتبال ایران به شمار نمیرود. به گزارش مشرق، اشکال از بیرانوند نیست؛ مشکل، مسیری است که فوتبال ما طی کرده که حالا نباختن در جام جهانی با وجود صعود نکردن و رسیدن به فینال آسیا برای آن تبدیل به یک آرزو شده است. بیرانوند میگوید: «ما بدون باخت برگشتیم و این افتخار است» و در ادامه میگوید: «در این دوره از جام ملتهای آسیا ایران را در فینال میبینید.» اینکه فوتبال ایران سالهاست به فینال آسیا نرسیده، بحثی جداست، اما صادقانه باید گفت که جام ملتهای آسیا دیگر برای هیچ تیم مدعی در این قاره، نهایت آرزو و دستاورد محسوب نمیشود. این حرف به معنای کماهمیت دانستن مسابقات آسیایی نیست. هر جام و هر رقابتی در جایگاه خودش ارزش و اعتبار دارد، اما مسئله اینجاست که باید بدانیم در چه شرایطی و با چه نگاهی به این مسابقات وارد میشویم. اینکه در جام جهانی با سه بازی و سه تساوی از مسابقات کنار برویم و بعد در یک برنامه تلویزیونی، رسیدن به فینال جام ملتها به عنوان یک هدف بزرگ مطرح شود، نشان میدهد که تعریف ما از موفقیت نیاز به بازنگری دارد. اگر ما در جام جهانی یک بازی را میباختیم و یک مساوی و یک برد میگرفتیم و با ۴ امتیاز از گروهمان صعود میکردیم بهتر بود یا اینکه نبازیم و صعود نکنیم؟ تعریف ما از موفقیت کدام است؟ مسئله فقط رسیدن یا نرسیدن به فینال نیست؛ مسئله این است که با چه هزینهای و با چه دستاوردی به آن نقطه میرسیم. فوتبال ایران سالهاست در یک چرخه تکراری گرفتار شده است. خروجی فوتبال ما از نظر پرورش بازیکن، کاهش کیفیت نیروهای انسانی و حتی تربیت مربیان و مدیران توانمند، فاصله زیادی با استانداردهای مورد انتظار دارد. با این حال، با همین بضاعت هم همیشه یکی از تیمهای مدعی در مسابقات آسیایی بودهایم. تکرار این سؤال ضروری است؛ هدف واقعی فوتبال ایران چیست؟ رسیدن به فینال جام ملتها به خودی خود نمیتواند هدف نهایی تیم ملی در سالهای پیش رو باشد. باید مشخص کنیم که چه چیزی قرار است از این مسیر به دست بیاوریم. اگر با همین تیم باتجربه و بازیکنان پا به سن گذاشته به جام ملتها برویم و حتی قهرمان هم شویم، شاید این موفقیت بتواند برای مدتی مرهمی بر سالهای بدون جام فوتبال ایران باشد، اما آیا تمام خواستههای ما را برآورده میکند؟ باید صادق باشیم؛ فرقی نمیکند دروازه بان، مربی و هوادار و دیگر ارکان جامعه فوتبال؛ آیا اگر در جام جهانی از یک گروه سادهتر صعود میکردیم و به مرحله بعد میرسیدیم، آن را یک دستاورد بزرگ برای آینده فوتبال ایران میدانستیم؟ یا فقط یک موفقیت مقطعی و یک پیشرفت در بعضی از آمارهای رسمی بود؟ واقعیت این است که نتوانستهایم به یک بازیکن جوان میدان و بها دهیم. در بخشهای مختلف بازی نیز اگر واقعبینانه نگاه کنیم، نتوانستیم همیشه خواستههای فنی خود را به حریفان تحمیل کنیم. برای درک بهتر این موضوع کافی است نگاهی به مسیر تیمهایی مانند ژاپن و دیگر کشورهای در حال توسعه فوتبال بیندازیم؛ تیمهایی که حتی در زمان حضور در رقابتهای آسیایی، نگاهشان تنها به نتیجه همان تورنمنت محدود نمیشود، بلکه بخشی از یک برنامه بزرگتر برای آینده هستند. کاری به حرفهای بیرانوند نداریم که میتوان آن را از هر منظری دید و به آن پرداخت اما قول تلویحی دادن جلوی دوربین نکته بسیار مهمی است که نباید از آن به سادگی عبور کرد. ابعاد این حرف میتواند هر چیزی باشد غیر از آن تفکری که این موضوع را به راحتی عنوان میکند. اگر در جام ملتها به هر دلیل حذف شدیم در آن صورت نباید از سطح توقع بالای افکار عمومی گِله یا اینکه از نداشتهها صحبت کنیم اما از همه اینها مهمتر سقف آرزوی فوتبال ماست. رسیدن به فینال جام ملتها اگر نتیجه یک مسیر درست و یک برنامه اصولی باشد، قطعاً اتفاقی ارزشمند است اما اگر قرار باشد فقط ضعفهای موجود را برای مدتی پنهان کند، حتی قهرمانی هم نمیتواند ارزش واقعی خودش را داشته باشد. فوتبال ایران باید به جایی برسد که موفقیت فقط با نتیجه یک تورنمنت تعریف نشود. گاهی نرسیدن به فینال، اگر همراه با ساختن آینده و حرکت در مسیر درست باشد، میتواند ارزشمندتر از یک موفقیت کوتاهمدت باشد که هیچ چیزی برای سالهای بعد باقی نمیگذارد. بنابراین مسئله اصلی حرف بیرانوند نیست. مسئله این است که چرا در فوتبال ایران هنوز رسیدن به فینال آسیا، به جای اینکه یکی از مراحل یک مسیر بزرگتر باشد، تبدیل به سقف رؤیاها شده است.