کرینولین به سبب سبکی و آزادیِ حرکت محبوب بود، اما حجیم، دستوپاگیر و بسیار آتشگیر نیز به شمار میآمد. در سال ۱۸۵۸، روزنامه نیویورک تایمز از میانگین سه مرگ در هفته گزارش داد و کرینولین را به یکی از خطرناکترین گرایشهای تاریخ بدل کرد. همگام ماندن با تازهترین گرایشهای دنیای مد، گاهی به این معناست که فرد برای شیکپوشی، سلامت و آسایش خود را قربانی کند. روندهای مدرنِ مد، ازجمله گنهای بسیار تنگ و خفهکننده، کفشهای بالهایِ نازک و بیدوام، و کیفهای بزرگ و جادار، برای بسیاری از استفادهکنندگان دردسر و رنج به همراه داشتهاند. با این حال، این گرایشها در مقایسه با بسیاری از مُدهای زودگذر تاریخ، نسبتاً بیخطر به نظر میرسند؛ مُدهایی که برخی از آنها حتی مرگبار بودهاند. ۱. کفشهایی سرگیجهآور و خطرناک ابداع کفش پاشنهسوزنی در دهه ۱۹۵۰ با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. برای برخی، این کفش به نمادی از زنانگی و توانمندی بدل شد و بسیاری نیز از قد اضافهای که به آنها میداد لذت میبردند؛ اما بعضی از زنان، راه رفتن با پاشنهسوزنی را ناراحتکننده و دشوار میدانستند. دیری نپایید که نگرانیها درباره ظرفیت این کفشها برای آسیبرسانی بالا گرفت. در سال ۱۹۵۳، مجله بریتانیایی Picture Post که در حوزه فتوژورنالیسم فعالیت میکرد، مطلبی با عنوان «خطرات کفش پاشنهسوزنی» منتشر کرد. در این گزارش، به هشدارهای پزشکان درباره خطرات قریبالوقوع پوشیدن این کفشها اشاره شده بود؛ از پیچخوردگی مچ پا گرفته تا شکستگی استخوان. چند دهه بعد نیز نگرانیها درباره ماهیت آسیبزای کفشهای پاشنهبلند همچنان ادامه دارد. پژوهشها نشان دادهاند که میان پوشیدن کفش پاشنهبلند و آسیبهای اسکلتی-عضلانی، رابطهای مستقیم وجود دارد. با این حال، تنها پوشیدن پاشنهسوزنی نیست که میتواند آسیبزا باشد. روزنامه The Telegraph در سال ۲۰۱۶ گزارش داد که از کفشهای پاشنهسوزنی در صدها مورد حمله، به عنوان سلاح استفاده شده است. در سال ۲۰۱۳، آنا تروخیو، شهروند آمریکایی که به «قاتل پاشنهسوزنی» شهرت یافته بود، به دلیل وارد کردن ۲۵ ضربه به دوستپسرش با یک کفش پاشنهسوزنی جیر آبی، به حبس ابد محکوم شد. ۲. نیمتنههای مرگبار کرست (نیمهتنه) پیشینهای طولانی و غالباً مناقشهبرانگیز دارد که ریشههای آن به قرنها پیش بازمیگردد. از قرن شانزدهم میلادی، کرست به عنوان جامه زیرینی شناخته میشد که از استخوان نهنگ و گاهی فولاد ساخته شده و برای شکل دادن به کمر مورد استفاده قرار میگرفت. اما با گذشت سالها، نگرانیها درباره آسیبهای احتمالی پوشیدن کرست — بهویژه بر اثر عادتِ «بستنِ بسیار سفتِ بندها» (Tight Lacing) — به شکلی فزاینده بالا گرفت. به عنوان نمونه، در سال ۱۷۹۳، «ساموئل توماس وون زومرینگ»، پزشک و کالبدشناس آلمانی، کتابی منتشر کرد و در آن به بررسی نگرانیهای خود درباره عوارض بستن طولانیمدت و سفتِ کرست پرداخت. او در این اثر مینویسد که این کار میتواند موجب فشردگی دندهها و سایر اندامهای داخلی شده و ناهنجاریهایی را در قفسه سینه ایجاد کند. در ژوئن ۱۸۹۰، نشریه معتبر پزشکی The Lancet نیز مقالهای منتشر کرد که در آن به آثار ویرانگرِ بستن سفتِ بندها — ازجمله شکستگی دندهها، آسیب به اندامهای داخلی، دشواریهای تنفسی، تغییر شکل بدن و حتی مرگ — روشنی میبخشید. اگرچه امروزه رغبت به پوشیدن کرستهای بسیار تنگ کاهش یافته است، اما همچنان نگرانیهایی درباره تأثیر نسخههای مدرنتر (در قالب گنهای لاغری یا Shapewear) بر بدن وجود دارد. پژوهشها نشان دادهاند که پوشیدن لباسهای چسبان، مانند گنها، میتواند آثار مخربی بر سیستم تنفسی داشته باشد. ۳. پیراهنهای مسموم در دوران ویکتوریا، گرایشی مرگبار به رنگ خاصی از «سبز زمردین» پدید آمد که برای پارچهها، لوازم منزل و دنیای مُد بسیار محبوب شد؛ اما تولید رنگ سبز در آن زمان چالشی بزرگ بود. از این رو، خیاطان و تولیدکنندگان لباس برای دستیابی به این طیف رنگیِ درخشان و پرطرفدار، از رنگ خاصی به نام «سبز شیل» (Scheele’s green) استفاده میکردند که سرشار از «آرسنیک» بود. عموم مردم از میزان آسیبزایی این لباسهای آغشته به آرسنیک بیاطلاع بودند، تا اینکه در سال ۱۸۶۲، شیمیدان مشهور، «ای. دبلیو. هافمن»، مقالهای تحت عنوان «رقص مرگ» منتشر کرد و پرده از سمی بودنِ خطرناکِ این رنگ سبز برداشت. هفته بعد، نشریه طنز و مشهور Punch کارتونی با عنوان «والس آرسنیک» منتشر کرد که در آن اسکلتی با لباس مجلسی به تصویر کشیده شده بود. برای دستیابی به طیفِ سبزِ زمردین، لباسها را با رنگِ حاویِ آرسنیک رنگآمیزی میکردند. آثار مرگبار پوشیدن این لباسها شامل مواردی چون زخمهای پوستی، نارسایی اندامهای داخلی و درنهایت مرگ بود. همچنین، زنان جوانی که در کارخانهها این پیراهنها را میدوختند، علائمی نظیر جراحات باز، تشنج، استفراغ و حتی مرگ را تجربه میکردند. ۴. لوازم آرایشی سمی ملکه الیزابت اول به داشتن پوستی مانند چینی (سفید و شفاف) مشهور بود که در آن زمان، نشانهای از زیبایی و جایگاه اجتماعی والا محسوب میشد؛ اما آرایشی که ملکه الیزابت برای دستیابی به این ظاهر به کار میبرد، درواقع ماسکی بود که جای زخمهای ناشی از بیماری «آبله» را روی پوست او میپوشاند. ملکه این چهره رنگپریده و سفید را با استفاده از «سفیداب ونیزی» (Venetian Ceruse) به دست میآورد؛ نوعی ماده آرایشی بر پایه سرب که باور بر این است که درنهایت منجر به مرگ او شده است. پژوهشهای اخیر نشان دادهاند که آرایش سفید ملکه الیزابت اول، درواقع ترکیبی از سرب و سرکه سفید بوده است؛ فرمولی که اجازه میداد مقادیر بسیار بیشتری از سرب، نسبت به سایر دستورالعملهای سفیداب ونیزی، جذب بدن شود. همانند بسیاری از دیگر گرایشهای مد، آرایشهای مبتنی بر سرب نیز پیشینهای طولانی دارند. کلئوپاترای، ملکه مصر، از خط چشم سرمهایِ حاوی سرب استفاده میکرد؛ ماده