در یک مطالعه علمی جدید، روند تغییرات مرگومیر قلبی و تأثیر آن بر افزایش طول عمر ایرانیان بررسی شده تا جایگاه کشور در مسیر تحولات جهانی سلامت مشخص شود. مرگومیر یکی از مهمترین شاخصهایی است که وضعیت سلامت هر جامعه را نشان میدهد. در طول تاریخ، جوامع انسانی از دورههایی با مرگومیر بسیار بالا و غیرقابل پیشبینی عبور کرده و به دورههایی با ثبات بیشتر و طول عمر بالاتر رسیدهاند. به گزارش ایسنا، این تغییرات ابتدا در کشورهای صنعتی غربی از قرن هجدهم و نوزدهم آغاز شد و بعدها در قالب نظریههایی مانند «گذار جمعیتی» و «گذار اپیدمیولوژیک» توضیح داده شد. بر اساس این نظریهها، با بهبود تغذیه، گسترش آموزش، توسعه واکسیناسیون، پیشرفتهای پزشکی و ارتقای بهداشت عمومی، مرگهای زودرس ناشی از بیماریهای عفونی کاهش یافت و امید به زندگی افزایش پیدا کرد. با این حال، در نیمه دوم قرن بیستم اتفاقی رخ داد که پیشبینیهای قبلی را تغییر داد. انتظار میرفت با غلبه بیماریهای مزمن مانند بیماریهای قلبی و عروقی، روند افزایش امید به زندگی متوقف شود. اما از دهه ۱۹۷۰ میلادی در بسیاری از کشورهای پیشرفته، مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبی به طور چشمگیری کاهش یافت؛ پدیدهای که «انقلاب قلبی عروقی» نام گرفت. این تحول نه تنها نتیجه پیشرفتهای پزشکی مانند داروهای کنترل فشارخون، کاهش کلسترول و جراحیهای قلب بود، بلکه به تغییر سبک زندگی، کاهش مصرف دخانیات و افزایش آگاهی عمومی نیز مربوط میشد. در ایران نیز طی نیم قرن اخیر امید به زندگی از حدود ۴۵ سال در دهه ۱۳۳۰ به بیش از ۷۵ سال در سالهای اخیر رسیده است و اکنون این پرسش مطرح است که آیا کشور وارد مرحلهای مشابه شده است یا خیر. محمد ساسانیپور، پژوهشگر موسسه تحقیقات جمعیت کشور، در مطالعهای با تمرکز بر بررسی آغاز احتمالی یک تحول قلبی–عروقی در ایران، تلاش کرده است با تحلیل روندهای مرگومیر، جایگاه کشور را در مسیر گذار سلامت مشخص کند. او با بررسی تغییرات امید به زندگی و سهم بیماریهای قلبی و عروقی در مرگومیر، تصویری از تحولات اخیر سلامت در ایران ارائه داده است. در این پژوهش، دادههای مرگومیر ثبتشده به تفکیک سن، جنس و علت فوت افراد مورد استفاده قرار گرفتند. این اطلاعات از مطالعه «بار جهانی بیماریها» استخراج شده است. برای تحلیل دادهها از «جدول عمر» استفاده شد؛ ابزاری آماری که نشان میدهد افراد یک نسل فرضی به طور متوسط چند سال زندگی میکنند. همچنین با استفاده از روش «تجزیه»، سهم هر علت مرگ در تغییر امید به زندگی محاسبه شد. به زبان ساده، پژوهشگر بررسی کرد که کاهش یا افزایش مرگ در هر گروه بیماری چه اثری بر طول عمر کلی جمعیت داشته است. نتایج نشان دادند که طی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۸، امید به زندگی در بدو تولد برای مردان ایرانی ۴.۴ سال و برای زنان ۲.۴ سال افزایش یافته است. نکته مهم این است که حدود ۴۹ درصد از افزایش امید به زندگی مردان و ۶۳ درصد از افزایش امید به زندگی زنان به کاهش مرگهای ناشی از بیماریهای قلبی و عروقی مربوط بوده است. این یافته بیانگر آن است که اگرچه این بیماریها همچنان مهمترین علت مرگ در کشور هستند، اما شدت اثر آنها بر طول عمر کاهش یافته است. بررسیها همچنین نشان میدهند که ایران از نظر روند کاهش مرگهای قلبی، مسیری مشابه کشورهای توسعهیافته را طی میکند، هرچند این فرایند هنوز در حال شکلگیری است. در ایران، نقش مداخلات درمانی مانند دسترسی بهتر به خدمات تخصصی قلب و فناوریهای پزشکی پررنگتر بوده، در حالی که تغییرات رفتاری و پیشگیرانه مانند اصلاح رژیم غذایی و افزایش فعالیت بدنی هنوز به طور کامل نهادینه نشده است. این یافتهها که در «فصلنامه جمعیت» وابسته به سازمان ثبت احوال کشور منتشر شدهاند، نشان میدهند ایران پس از عبور از مرحله کنترل گسترده بیماریهای عفونی، اکنون وارد مرحله دوم گذار سلامت یعنی انقلاب قلبی عروقی شده است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، بیماریهای عفونی هنوز سهم بالایی در مرگومیر دارند، اما ایران توانسته است این مرحله را پشت سر بگذارد. با این حال، چالشهایی مانند شیوع چاقی، دیابت، مصرف دخانیات و آلودگی هوا همچنان تهدیدی جدی برای سلامت عمومی محسوب میشوند و میتوانند روند کنونی را کند کنند. بر اساس این پژوهش، تداوم افزایش امید به زندگی در ایران نیازمند سیاستهای جامعتری در حوزه پیشگیری است. تجربه کشورهای صنعتی نشان داده است که ترکیب مداخلات پزشکی با تغییرات اجتماعی و فرهنگی، مانند ترویج سبک زندگی سالم، کاهش نابرابریهای سلامت و افزایش آگاهی عمومی، نقش کلیدی در پایداری این تحول دارد. بنابراین، اگرچه نشانههای آغاز انقلاب قلبی عروقی در ایران دیده میشود، تثبیت آن مستلزم برنامهریزی بلندمدت و توجه همزمان به درمان و پیشگیری است.