ماریو بالوتلی در مصاحبه با روزنامه گاردین، با مرور دوران پر فراز و نشیبش، از افت فوتبال ایتالیا، نابودی فوتبال خیابانی، بازگشت روبرتو مانچینی به آتزوری و برنامههایش برای سالهای پایانی دوران حرفهای صحبت کرد. هر زمان نام ماریو بالوتلی، بهخصوص در ایتالیا، مطرح میشود، صحبتها تقریباً ناگزیر با حسرت همراه است. همان «اگر» همیشگی؛ حسرتی جمعی برای بازیکنی که استعداد خام و انکارناپذیری برای تبدیل شدن به یکی از بهترین بازیکنان جهان داشت، اگر فقط شرایط طور دیگری پیش میرفت. با این حال، وقتی روبهروی او مینشینید و لبخندش را میبینید، خیلی زود مشخص میشود که این مهاجم ۳۶ ساله به سطحی غیرمنتظره از خردمندی و بلوغ رسیده است؛ ویژگیهایی که در تحلیل روشن و دقیق او از مشکلات فعلی فوتبال ایتالیا و از بین رفتن فرهنگ فوتبال خیابانی بهخوبی نمایان است. وقتی بالوتلی درباره حرفی که میتوانست به خودش در دوران نوجوانی بزند فکر میکند، این احساس نیز به وجود میآید که سرانجام با گذشته پرتلاطم خودش به صلح رسیده و دیگر در تعقیب سایه انتظارات برآوردهنشده نیست. بالوتلی به الاتفاق امارات پیوست تا صرفاً از فوتبال لذت ببرد، شادی خالص حضور در زمین را تجربه کند و یکی از رویاهای قدیمی خانوادهاش را نیز محقق کند؛ رویای بازی کردن در کنار برادرش، اناک باروا. او میگوید: «اگر بخواهم حقیقت را بگویم، این ایده تقریباً در آخرین لحظه مطرح شد. رئیس باشگاه میخواست با من دیدار کند و با هم صحبت کردیم. پروژه برایم جذاب بود. همه همیشه میگویند: برای پول به دبی میروی، اما خدا را شکر، از نظر مالی کمبودی ندارم. بنابراین پول تنها هدفم نبود. پروژه واقعاً خوب و رقابتی بود. به این ایده علاقهمند شدم و تصمیم گرفتم آن را امتحان کنم.» واقعیتهای بازی در خاورمیانه تفاوت چشمگیری با تجربههای قبلی بالوتلی دارد. او میگوید: «از نظر زیرساختی، شرایط خیلی خوب است. ورزشگاهها زیبا هستند. مشکل، تماشاگران هستند؛ جمعیتی در ورزشگاهها حضور ندارد و این کمی ناراحتکننده است. سازماندهی هم کمی مشکل دارد، اما فکر میکنم با گذشت زمان این بخش را بهتر خواهند کرد. منظورم تمام تیمها و در مجموع کل مجموعه است.» او درباره همتیمی شدن با برادرش میگوید: «خیلی زیباست. از وقتی بچه بودیم، همیشه میگفتیم یک روز کنار هم بازی خواهیم کرد. او همیشه از من میپرسید: اگر برای اینتر، میلان یا منچسترسیتی بازی کنی، من چطور میتوانم کنارت بازی کنم؟ من هم به او میگفتم وقتی بزرگتر شدم، شاید برای تیمی در سطح کمی پایینتر بازی کنم و شاید آنها این فرصت را به ما بدهند. این همیشه یک رویا بوده و حالا دارد به واقعیت تبدیل میشود.» با وجود حضور در محیطی جدید، بالوتلی همچنان بهخوبی از مشکلات ریشهدار فوتبال کشورش آگاه است؛ بهخصوص پس از ناکامی ایتالیا در صعود به سه دوره متوالی جام جهانی. او درباره مشکلات فوتبال ایتالیا میگوید: «به نظر من مشکلات خیلی ساده هستند. ترجیح میدهم به جای توضیحات فنی، توضیحات عملی بدهم؛ بر اساس زندگی روزمره و چیزهایی که در ایتالیا میبینم. وقتی بچه بودیم، ساعتها و ساعتها فوتبال بازی میکردیم. یادم میآید مادرم از دستم عصبانی میشد، چون آنقدر بیرون میماندم تا هوا آنقدر تاریک میشد که دیگر نمیتوانستم توپ را ببینم. آنها تهدیدمان میکردند که اگر این کار را ادامه بدهیم، روز بعد اجازه نداریم بیرون برویم و بازی کنیم. اما امروز، وقتی در شهرهایی مثل برشا قدم میزنم، البته در دیگر شهرهای ایتالیا هم همین وضعیت را میبینم، پارکها خالی هستند. هیچکس آنجا نیست.» بالوتلی ادامه میدهد: «کامپیوترها، تلفنهای همراه و پلیاستیشن بخش زیادی از این شرایط را خراب کردهاند. مهمتر از همه، طرز فکر والدین تغییر کرده است. یک بچه هفتساله امروز ممکن است هر سه روز یکبار، دو ساعت فوتبال بازی کند. ما هم همان تمرینات منظم و برنامهریزیشده را داشتیم، اما علاوه بر آن، هر روز سه ساعت در پارک فوتبال بازی میکردیم؛ چیزی که به نظر تفریح میآمد، اما در واقع تمرین اضافه بود. واقعاً باور دارم استعدادها در خیابانها و پارکها شکل میگرفتند. زیاد بازی میکردید، چیزهای زیادی یاد میگرفتید و خودتان را مقابل بچههای بزرگتر محک میزدید. اگر خوب بودید، اجازه نمیدادند با بچههای همسنوسالتان بازی کنید؛ شما را مجبور میکردند با بزرگترها بازی کنید. آن آزمونها در بلندمدت خیلی به من کمک کردند. بازی کردن با افرادی بزرگتر از خودم همیشه یکی از مهمترین چیزها در دوران حرفهای من بوده است. امروز بچهها با تلفنهایشان سرگرم هستند. آنها با دیدن ویدیوهای رونالدینیو احساس میکنند مثل او هستند. من احساس میکردم مثل رونالدو هستم، چون واقعاً میتوانستم همان حرکات را در پارک انجام دهم. این دو شرایط خیلی متفاوت هستند.» با وجود نگاه بدبینانهاش به وضعیت فوتبال ایتالیا، بالوتلی که ۳۶ بازی ملی برای آتزوری انجام داده و ۱۴ گل به ثمر رسانده است، همچنان به آینده این تیم امیدوار است. او پیشبینی میکند: «بله، فکر میکنم نسلهای آینده شرایط بهتری خواهند داشت. شاید نه بلافاصله، اما در دو یا سه نسل آینده. طبیعی است که یک کشور دورههای افت داشته باشد، اما بعد دوباره به شرایط خوب بازمیگردد. اسپانیا، فرانسه و آلمان هم چنین دورههایی داشتهاند.» وقتی صحبت از تیم ملی ایتالیا میشود، نمیتوان نام روبرتو مانچینی را نادیده گرفت؛ مربیای که دوباره هدایت آتزوری را برعهده گرفته و علاوه بر این، در طول سالهای موفقیت بالوتلی، یکی از مربیان تأثیرگذار و چهرههای مهم دوران حرفهای او بوده است. بالوتلی فاش میکند: «او برای تولدم پیام فرستاد و من هم با شوخی به او گفتم: ببین، هنوز هم میتوانم بازی کنم! خیلی خوشحالم که او دوباره به تیم ملی برگشته است. علاقه زیادی به او دارم و برایش بهترینها را آرزو میکنم. در ایتالیا مردم تمایل دارند خیلی از مشکلات را گردن مربی