بازدید:۲۳۹قرار بود اولین برگ دفتر زندگیشان در بینالحرمین ورق بخورد، قرار بود جاده رشت تا کربلا، مسیر ماه عسل دو جوانی باشد که عشق را با یاد شهدا آغاز کرده بودند، اما سحرگاه دهم اسفند، دست تقدیر «محمد» را به بهشت شهادت فراخواند حالا «سما میرزایی» همسرِ پاسدار شهید «محمد مومنی» روایتگر زندگی کوتاهی است که پایانش نه به خانه بخت که به آغوش سیدالشهدا (ع) ختم شد. سمیه اقدامی؛ در تاریخ پرغصه کربلا، نام زنان با صبر و رسالت گره خورده است، آنان تنها شاهدانِ یک واقعه نبودند بلکه راویان بزرگ حقیقت بودند. در میان آتش و اندوه، در میان غربت و عطش، این زنها بودند که ایستادند تا پیام عاشورا خاموش نماند؛ تا خون شهیدان در هیاهوی زمان گم نشود. حضرت زینب کبری (س) با قامت استوارش، معنای مقاومت را به تاریخ آموخت و زنانی، چون رباب، سکینه وامکلثوم با اشک و صبوری نشان دادند که زن میتواند در سختترین لحظات زندگی، تکیهگاه حقیقت باشد. کربلا فقط میدان شهادت نبود؛ میدان بزرگی روح زنانی بود که درد را به پیام و اشک را به ماندگاری تبدیل کردند. امروز در محضر بانویی هستیم که دلش با داغی بزرگ آشنا شده است؛ تازهعروسی که هنوز روزهای آغازین زندگی را در خاطر دارد، اما همسرش به شهادت رسیده و او در میان اندوهی عمیق، قامت صبر را برپا داشته است. گفتوگوی ما با ایشان روایتی است از ایستادگی، وفاداری، عشق و ادامه دادن راهی که زنان عاشورایی قرنها پیش برای ما روشن کردهاند. باشد که این گفتوگو یادآور این حقیقت باشد که در برابر سنگینی مصیبت گاهی این دلهای مؤمن و صبور زناناند که پرچمِ امید را برافراشته نگه میدارند. روایت همسر شهید «محمد مومنی» از زندگی، مجاهدت و شهادت پاسدار جوان جنگ رمضان همسر شهید «محمد مومنی» با روایت زندگی مشترک کوتاه، اما سرشار از ایمان، ایثار و دلدادگی به آرمانهای انقلاب اسلامی، از ویژگیهای شخصیتی، فعالیتهای جهادی، روحیات معنوی و آخرین روزهای زندگی این شهید والامقام سخن گفت. سما میرزایی همسر پاسدار شهید محمد مومنی در گفتوگو با دفاعپرس با اشاره به نحوه آشنایی خود با این شهید اظهار داشت: من دانشجوی رشته علوم قضایی دانشگاه آزاد رشت هستم. شهید محمد مومنی متولد سوم اسفند ۱۳۷۷ بود. ایشان تنها پسر خانواده و دارای یک خواهر بودند و بنده نیز یک برادر به نام امیرمهدی دارم. وی افزود: آشنایی ما از طریق یک معرف شکل گرفت. نخستین بار یکدیگر را در مسجد محل ملاقات کردیم و دومین دیدارمان در یکی از یادوارههای شهدا رقم خورد. در همان دیدار، شهید مومنی درباره زندگی، علایق و برنامههای آینده خود صحبت کرد. ایشان از علاقه فراوان خود برای پیوستن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سخن گفت و در عین حال، صادقانه سختیها، مخاطرات و مسئولیتهای این مسیر را برای من تشریح کرد. همسر شهید مومنی با اشاره به فضای معنوی زندگی مشترکشان گفت: مهریه ما به نیت چهارده معصوم (ع)، چهارده سکه بهار آزادی تعیین شد. از همان ابتدا تصمیم داشتیم زندگی خود را با توسل به اهلبیت (ع) و شهدا آغاز کنیم. محمد ارادت ویژهای به شهدا داشت؛ بهویژه به شهید سیدجواد موسوی از شهدای دفاع مقدس که مزار ایشان در روستای شنبهبازار فومن قرار دارد. هر زمان که در زندگی با مشکلی مواجه میشد، به این شهید متوسل میشد و اعتقاد داشت که حاجت خود را از این مسیر دریافت میکند. وی ادامه داد: حضور در گلزار شهدا، شرکت در یادوارهها و برنامههای فرهنگی مرتبط با شهدا از مهمترین علایق او بود. حتی در دوران آموزشهای نظامی که بخشی از آن در تهران و یزد سپری شد، به همراه دوستان و همرزمان خود به زیارت مزار سردار شهید حاج قاسم سلیمانی رفت. از آن سفر، تابلویی از تصویر شهید سلیمانی برای خانه تهیه کرد تا فضای زندگیمان با یاد شهدا معطر باشد. همچنین قطعهای سنگ متبرک از حرم حضرت عباس (ع) را به عنوان سوغات برای من آورد. میرزایی با اشاره به آغاز زندگی مشترک خود با شهید مومنی بیان کرد: مراسم عقد ما با حضور دو خانواده برگزار شد. خانواده شهید، خانوادهای مذهبی، ارزشی و متعهد بودند و از نظر اعتقادی اشتراکات فراوانی با خانواده ما داشتند. از آنجا که پدر من نیز نظامی بود، با سختیهای این مسیر آشنا بودم و با آگاهی کامل پذیرفتم که همسر یک پاسدار شوم. وی افزود: شهید مومنی سه ماه پس از عقد برای گذراندن دورههای آموزشی اعزام شد. بخشی از این دورهها در تهران و بخشی دیگر در یزد برگزار شد. او دانشآموخته رشته مهندسی کامپیوتر بود و پس از پایان آموزشها در مجموعه هوافضای سپاه مشغول خدمت شد. همسر این شهید والامقام خاطرنشان کرد: از ابتدا حامی و پشتیبان او بودم. همواره به او میگفتم که با خیال آسوده به انجام مسئولیتهایش بپردازد و نگران من نباشد. محمد فردی بسیار مردمدار، خیرخواه و اهل خدمت بود. کمک به نیازمندان، رسیدگی به مشکلات مردم و حضور در فعالیتهای اجتماعی و جهادی از ویژگیهای برجسته اخلاقی او به شمار میرفت. وی ادامه داد: نماز جماعت و نماز جمعه برای او اهمیت ویژهای داشت. تقریباً هر روز برای اقامه نماز جماعت به مسجد حضرت امیرالمؤمنین (ع) حافظآباد رشت میرفتیم و این حضور مستمر بخش مهمی از سبک زندگی او بود. میرزایی با اشاره به آرزوهای مشترکشان گفت: ما حدود یک سال در دوران عقد بودیم و هنوز زندگی مشترک را آغاز نکرده بودیم. قرار بود پس از زیارت کربلا و حرم مطهر امام حسین (ع)، مراسم عروسی برگزار کنیم و زندگیمان را آغاز کنیم. همیشه آرزو داشتیم نخستین روزهای زندگی مشترکمان با زیارت سیدالشهدا (ع) همراه باشد. وی با بیان اینکه شهید مومنی از دوران نوجوانی در بسیج فعال بود، اظهار داشت: او همواره در فعالیتهای جهادی و کمک به خانوادههای نیازمند مشارکت میکرد و روحیهای کاملاً انقلابی و مردمی داشت. همسر شهید مومنی درباره پیشینه خانوادگی وی گفت: محمد فرزند دوم خانواده بود. پدرش حمزه نام دارد و خواهرش حدود ده سال از او بزرگتر است. خانواده