رئیس فرهنگستان علوم پزشکی با روایت خاطراتی از چند دهه همراهی با رهبر شهید انقلاب، از نگاه راهبردی ایشان به حوزه سلامت، اولویت پیشگیری بر درمان، حمایت از شبکه بهداشت، تولید داخلی دارو و تأکید بر عدالت در دسترسی به خدمات درمانی سخن گفت. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا، «سید علیرضا مرندی» رئیس فرهنگستان علوم پزشکی، وزیر اسبق بهداشت و سرپرست تیم پزشکی رهبر شهید انقلاب با تشریح خاطرات و ناگفتههایی از همراهی چند دههای خود با رهبر شهید از نگاه راهبردی ایشان به حوزه سلامت سخن میگوید؛ نگاهی که در آن، اولویت پیشگیری بر درمان، عدالت در دسترسی به خدمات بهداشتی، حمایت از تولید داخلی دارو و واکسن و تقویت شبکه بهداشت، از مهمترین ارکان حکمرانی در نظام سلامت به شمار میرفت. سلامت در نگاه رهبر شهید انقلاب، تنها به معنای درمان بیماری یا توسعه مراکز درمانی نبود بلکه یکی از مهمترین ارکان امنیت ملی، عدالت اجتماعی و پیشرفت کشور به شمار میرفت. ایشان بارها تأکید داشتند که دسترسی عادلانه مردم به خدمات بهداشتی و درمانی، از وظایف اساسی حکومت است و هیچ ایرانی نباید به دلیل مشکلات مالی از دریافت خدمات سلامت محروم بماند. بر همین اساس، حمایت از نظام سلامت، تقویت زیرساختهای درمانی و ارتقای کیفیت خدمات پزشکی، همواره در زمره اولویتهای مورد تأکید ایشان قرار داشت. قائد امت، سرمایه اصلی نظام سلامت را نیروی انسانی متخصص میدانستند و از دیدگاه ایشان، پزشکان، پرستاران، پژوهشگران و فعالان حوزه سلامت، سرمایههای راهبردی کشور محسوب میشدند که نقش آنان تنها به درمان بیماران محدود نمیشود بلکه در ارتقای سرمایه اجتماعی، افزایش امید به زندگی و حفظ امنیت جامعه نیز اثرگذار است. از این رو، با نگاه راهبردی ایشان، توسعه آموزش پزشکی، حمایت از پژوهشهای علمی و تقویت توان داخلی در تولید دارو و تجهیزات پزشکی، بخشی از مسیر تحقق استقلال کشور در حوزه سلامت تلقی میشود. در منظومه فکری ایشان، عدالت در سلامت جایگاهی ویژه داشت. گسترش خدمات درمانی در مناطق محروم، کاهش نابرابری در دسترسی به امکانات پزشکی، حمایت از اقشار آسیبپذیر و توجه به پیشگیری پیش از درمان، از جمله محورهایی بود که همواره بر آنها تأکید داشتند. این نگاه، سلامت را نه یک کالای اقتصادی، بلکه حقی عمومی و از مهمترین مسئولیتهای حاکمیت در قبال مردم معرفی میکرد. امروز نیز میراث فکری رهبر شهید در حوزه سلامت، در تأکید بر خودکفایی علمی، تقویت نظام بهداشت و درمان، توسعه فناوریهای پزشکی و ارتقای تابآوری کشور در برابر بحرانهای سلامت قابل مشاهده است. بررسی ابعاد این رویکرد و تأثیر آن بر سیاستگذاریهای حوزه سلامت، موضوع گفتوگوی پیش رو با دکتر مرندی است؛ شخصیتی که سالها در عرصه پزشکی، آموزش و سیاستگذاری سلامت حضور داشته و از نزدیک دیدگاههای رهبر شهید انقلاب آشنا بوده است. در این گفتوگو سیدعلیرضا مرندی رئیس فرهنگستان علوم پزشکی، وزیر اسبق بهداشت و سرپرست تیم پزشکی رهبر شهید انقلاب، از لحظه آشنایی و نخستین دیدار با قائد امت تا لحظهای که خبر شهادت ایشان را شنیده، روایت کرده است و به نگاه ویژه رهبر انقلاب در سالهای متمادی در حوزه سلامت پرداخته است. نخستین آشنایی شما با رهبر شهید چطور شکل گرفت و این آشنایی در بستر زمان به چه سمتی رفت؟ دکتر مرندی: اولین باری که من ایشان را به تنهایی زیارت کردم، در اواخر معاونت بهداشت من در وزارت بهداری بود و دکتر منافی در مجلس، رای اعتماد کسب نکرده و شایعه شده بود که امکان دارد من را به عنوان وزیر بهداشت معرفی کنند. من از آقای نخست وزیر و آقای رئیس جمهور که حضرت آقا بودند، بلافاصله وقت ملاقات گرفتم و به هر دو گفتم که من به عنوان وزیر بهداشت انتخاب نشوم زیرا شایستگی این کار را در جمهوری اسلامی ندارم. ایشان اصرار روی این قضیه داشتند. این اولین آشنایی من با ایشان بود و واقعا تعارف نمیکردم. البته قبل از خود ایشان، همسرشان را زیارت کرده بودم؛ قبل از اینکه معاون بهداشت باشم چون سکته قلبی کرده بودم، از وزارتخانه استعفا دادم و به دانشگاه رفتم و در دو سالی که در دانشگاه بودم، بعدازظهرها در بیمارستان میثاقیه یا بیمارستان شهید مصطفی خمینی، حدود دو ساعت نوزادان را ویزیت میکردم. بسیاری از بزرگان، فرزندان خود را به آن بیمارستان میآوردند و من نمیشناختم؛ یکی از افرادی که نمیشناختم، خانم حضرت آقا بودند که دخترشان که در جریان جنگ اخیر به شهادت رسیدند و در آن زمان به دنیا آمده بودند را به بیمارستان میآوردند. یک روز بعدازظهر که در همان بیمارستان در مطب بودم، یک خانم آمد و بچهاش را آورد و گفت وقت گرفتن از شما بسیار مشکل است چون تا ساعت یک بعدازظهر جواب تلفن را نمیدهند و ساعت یک تا یک و دو دقیقه هم تلفن مشغول است و بعد هم میگویند که وقت تمام شده است. من بسیار از این حرف شرمنده شدم و البته ایشان را نمیشناختم؛ گفتم که به دلیل سکته قلبی، پزشکان من را برای کار بسیار محدود کردهاند. در این مدت کوتاه که صحبت میکردیم، چهره ایشان به دلیل چادری بودن، مشخص نبود اما گوشه عینک ایشان یک ویژگی داشت که در ذهن من ماند؛ وقتی ایشان رفتند و نفر بعدی آمد، گفت که «خانم خامنهای هم بچهاش را اینجا میآورد؟» گفتم نه. گفت «همین خانم بود.» گفتم که اسم ایشان در پرونده، حسینی ثبت شده است. آن خانم گفت که «من ایشان را میشناسم.» خلاصه از او اصرار و از من انکار. چند هفته بعد، همان خانم دوباره مراجعه کرد و از گوشه عینک، ایشان را شناختم. همین طور که فرزندشان را معاینه میکردم، پرسیدم که شما خانم آیت الله خامنهای هستید؟ کمی جا خوردند و گفتند «بله چطور؟» گفتم آن بار که شما درباره وقت گرفتن صحبت کردید، من شما را نمیشناختم. چرا نگفتید که ترتیبی بدهیم و بدون دردسر مراجعه کنید؟ گفتند که «نه، من فکر کردم که شاید راه وقت گرفتن را بلد نیستم. من هم مثل بقیه مردم هستم و زنگ میزنم و اگر نتوانستم وقت بگیرم، پشت در مطب