یک روزنامه در سال ۱۳۳۷ با نگاهی خیالپردازانه و طنزآمیز، تصویری از ایران در سال ۱۴۰۰ ترسیم کرده بود؛ تصویری که در آن از افزایش شدید خودروها و وسایل پرنده تا تغییر سبک زندگی، مد و روابط اجتماعی سخن گفته میشد. تصور آینده همواره یکی از موضوعات جذاب برای نویسندگان و روزنامهنگاران بوده است. بیش یک روزنامه در سال ۱۳۳۷ با نگاهی خیالپردازانه و طنزآمیز، تصویری از ایران در سال ۱۴۰۰ ترسیم کرده بود؛ تصویری که در آن از افزایش شدید خودروها و وسایل پرنده تا تغییر سبک زندگی، مد و روابط اجتماعی سخن گفته میشد. تصور آینده همواره یکی از موضوعات جذاب برای نویسندگان و روزنامهنگاران بوده است. بیش از شش دهه پیش، نویسندهای با فاصله گرفتن از فضای واقعی جامعه آن روز، تلاش کرد زندگی ایرانیان در سال ۱۴۰۰ را پیشبینی کند. این گزارش که در سال ۱۳۳۷ منتشر شده، با زبانی طنز به موضوعاتی مانند ترافیک تهران، وسایل حملونقل آینده، پوشش و ظاهر مردم، موسیقی، رقص و ازدواج پرداخته است. برخی از این پیشبینیها امروز عجیب و دور از واقعیت به نظر میرسند و برخی دیگر، مانند گسترش ترافیک و افزایش تعداد خودروها، شباهتهایی جالب با شرایط امروز دارند. شما میتوانید این گزارش روزنامه را بخوانید: ایران در سال ۱۴۰۰ نمیدانم آیا هیچوقت در ساعاتی که از بیکاری توی اتاق طاقباز خوابیده و تیرهای سقف را میشمارید، دورنمای سالهای بعد را در نظر مجسم کردهاید یا نه؟ شکی نیست با تحولاتی که هر آن در شئون مختلف زندگانی بشریت به وجود میآید، زندگی یک سال بعد از لحاظ فرم و قیافه با زندگی امروز فرق زیادی خواهد داشت؛ ولی نباید فراموش کرد که این تغییر فرم و قیافه هرقدر هم زیاد باشد، باز بشر متمدن امروز استعداد پذیرش آن را دارد، چون فاصله زمان نسبتا زیاد است. سادهتر عرض کنم، اگر بشر امروز فاصله بین سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۴۰۰ را بهطور طبیعی طی کند، تحولی که در سال ۱۴۰۰ در دنیا به وجود میآید برای او چیز خارقالعادهای نخواهد بود، چون پابهپای تحول جلو میرود؛ اما اگر یک جهش سریع در بین باشد و مثلا فاصله بین امروز و هفتاد سال بعد را یکدفعه طی کند، همهچیز آن روز به نظر او غیرطبیعی جلوه خواهد کرد و حالا ما به این جهش خیالی جامه عمل میپوشانیم و ۶۳ سال به جلو میرویم تا ببینیم در آن سال، در تهران بزرگ چطور باید زندگی کرد و چه تحولاتی در مملکت ما به وجود آمده است؟ طبق محاسبه دقیقی که به عمل آمده، در سال ۱۴۰۰ تعداد اتومبیل در تهران بهقدری زیاد خواهد شد که اگر مثلا یک نفر بهطور طبیعی بخواهد از یک طرف خیابان اسلامبول به طرف دیگر برود، باید حداقل ۱۵ سال به انتظار بایستد تا چراغ قرمز چهارراه روشن گردد و اتومبیلها متوقف شوند! پر واضح است که این امر نهتنها کار عابرین، بلکه کار شهر بزرگی مثل تهران را مختل و فلج خواهد کرد. به این جهت مخترعین داخلی یا فرنگی وسیلهای اختراع خواهند نمود که انسان بهآسانی بتواند به هوا پریده و از یک طرف خیابان به طرف دیگر برود. این وسیله که اتوپرواز نام خواهد داشت، درست مثل اتومبیل مشمول مقررات راهنمایی میشود و هرکس در هوا تخلف کند، در همانجا او را به سینما میبرند و از طرف اداره راهنمایی به تماشای فیلم محکومش میکنند! لابد اطلاع دارید که کله یول برینری در دنیای امروز طرفدار زیادی دارد؛ ولی پیشبینی میشود که در سال ۱۴۰۰ این مدل عادی شود، چون همه سر خود را آنطور درست میکنند. منظور از لفظ همه در اینجا، زن و مرد و کودک و پیر و جوان میباشد و بهطوری که در این تصویر ملاحظه میفرمایید، یک زن و مرد یول برینری کله کودک خود را نیز به همان شکل درآوردهاند. منتها چون اوایل کار است و خانم قدری خجالت میکشد، یک شاخه گل مریم را به وسیله یک روبان به دور کلهاش پیچیده است که طاسی سرش معلوم نباشد. همچنین در این پیشبینیها آمده است که مردم آن ایام به رقص دلبستگی زیادی پیدا خواهند نمود و رقصهایی مانند چولاچوب که چوبی را لای چوب دیگر میگذارند و به وسیله آن میرقصند و نیز رقص بچسب و سوا نشو که مکمل رقص بچرخان و بجنبان امروز است، مد میشود. بدیهی است بر اثر علاقه زیاده از حد مردم به رقص، کار و بار صفحهفروشها سکه خواهد شد و چون در آن ایام هم مثل حالا بیکارهای پیدا نمیشود که شاگردی مغازههای صفحهفروشی را قبول نماید، از وجود فروشندههای ماشینی استفاده به عمل خواهد آمد و روی تمام اجناس اتیکت زده شده. البته اگر در آن سال عده مردها بیشتر از زنها بود و یا لااقل عده هردو یکسان بود، دخترها علاوه بر ملک و اتومبیل شخصی و پارک و ویلا و سایر چیزهایی که امروز مد است، از مرد بیچاره طیاره اتمی و کشتی هیدروژنی هم میخواهند؛ ولی چون طبق پیشبینیهایی که به عمل آمده، در سال ۱۴۰۰ به علت جنگ و تلفات، عده مردها به یک سوم عده زنها تقلیل مییابد، لذا دخترهای دمبخت برخلاف اجداد خود که روزهای چهارشنبهسوری از زیر توپ مروارید رد میشدند و به آن دخیل میبستند تا برایشان شوهر پیدا شود، تحمل نیاورده، بلندگوی ظریفی در دست میگیرند و مثل پاسبان راهنمایی، عابرین جوان و عزباوغلی را امر به توقیف میدهند و آمادگی خود را برای ازدواج با آنها اعلام میدارند! بدیهی است چون عده دختران داوطلب ازدواج خیلی بیشتر از پسرهایی است که باید به تور بیفتند، لذا همیشه بر سر این کار بین دخترها منازعه میشود و لنگهکفشها بهطور اتوماتیک از پای علیامخدرات بیرون آمده و بر مغز طرف مقابل میخورد!