زمانی که قانون CLARITY تصویب و اجرا شود، انتظار میرود علاوهبر بیتکوین و اتریوم، بعضی آلتکوینها و شبکههای بلاکچینی هم از این شفافترشدن قوانین و افزایش حضور سرمایهگذاران سازمانی سود زیادی ببرند. کارشناسان میگویند این قانون میتواند با ایجاد شفافیت بیشتر در مقررات داراییهای دیجیتال، مسیر ورود سرمایهگذاران سازمانی به بازار را هموارتر کند. اگرچه انتظار میرود بیتکوین و اتریوم مقصد اصلی این سرمایهها باشند، برخی آلتکوینها نیز بهدلیل جایگاه خود در بازار، شانس بالایی برای بهرهمندی از این تحول خواهند داشت. مهمترین فاکتور تاثیرگذار در اینجا، احتمال توسعه بیشتر صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) و کاهش ابهامهای قانونی است که میتواند دسترسی سرمایهگذاران سازمانی به طیف گستردهتری از ارزهای دیجیتال را فراهم کند. ارزهای دیجیتالی که از قانون CLARITY بیشترین بهره را میبرند، در دو دسته کلی «دارای پتانسیل ETF» و «کاربردپذیری سازمانی» قرار میگیرند که در ادامه به آنها پرداختهایم. ارزهای دیجیتال با پتانسیل راهاندازی ETF این دسته شامل ارزهای دیجیتالی است که هماکنون پروندههای ETF، محصولات سرمایهگذاری یا زیرساختهای معاملاتی مناسبی برای جذب سرمایهگذاران سازمانی و موسسات مالی دارند. سولانا (SOL): اکوسیستم سولانا قابلیتهای سازمانی زیادی را پیاده کرده و چندین پرونده راهاندازی ETF را هماکنون در جریان دارد؛ از این حیث، یکی از قویترین رقبای بیتکوین و اتریوم محسوب میشود. ریپل (XRP): شفافیت قانونی بیشتر و توسعه ETF در بازارهای مختلف، توجه سرمایهگذاران سازمانی را بهطور کامل به ارز دیجیتال ریپل و زیرساختهای این پروژه جلب کرده است. لایتکوین (LTC): لایتکوین سابقه طولانی در بازار داشته و از نظر عملکرد طبق قوانین نیز وضعیت مناسبی دارد. همین ۲ ویژگی کافی است که یکی از کاندیدای اصلی برای راهاندازی ETF های مختلف باشد. دوجکوین (DOGE): بازار دوجکوین نقدشوندگی بالایی داشته و هماکنون چند درخواست راهاندازی ETF در جریان دارد. شاید درحالحاضر، این تنها میمکوینی باشد که سازمانها به سرمایهگذاری در آن علاقهمندند. کاردانو (ADA): افزایش علاقه سرمایهگذاران سازمانی و حضور در چند محصول سرمایهگذاری متنوع، چشمانداز بلندمدت کاردانو و قیمت ADA را بهشدت تقویت کرده است. هدرا (HBAR): همکاری با شرکتهای بزرگ و ارائه پیشنهادهای مختلف برای راهاندازی ETF، هدرا را به یکی از گزینههای موردتوجه سرمایهگذاران سازمانی تبدیل کرده است. شبکههای بلاکچینی با کاربردهای سازمانی به گفته کارشناسان، شفافیت مقررات میتواند پذیرش فناوری بلاکچین در حوزههایی مانند توکنسازی داراییها، استیبلکوینها و خدمات مالی غیرمتمرکز را هم تسریع کند. در ادامه، مهمترین شبکههایی که در این بخش موردتوجه قرار میگیرند را آوردهایم. آوالانچ (AVAX): برخورداری از معماری Subnet (شبکههای زیرمجموعه)، یکی از گزینههای محبوب برای پروژههای حوزه داراییهای دنیای واقعی (RWA) و راهکارهای سازمانی است. بایننس (BNB): اکوسیستمی بزرگ از قراردادهای هوشمند که از پروژههای دیفای، پرداختها و توکنسازی داراییها پشتیبانی میکند. آربیتروم (ARB): بزرگترین شبکه لایه ۲ اتریوم که با کارمزد پایین و سرعت بالا، زیرساخت مناسبی برای خدمات مالی در سطح سازمانی فراهم میکند. بیس (Base): شبکه توسعهیافته توسط شرکت کوینبیس که با هدف اتصال خدمات مالی سنتی به برنامههای آنچین، به سرعت در حال گسترش است. هایپرلیکویید (HYPE): اکوسیستمی کامل برای معاملات مشتقات بهصورت غیرمتمرکز که بهواسطه زیرساخت معاملاتی خود، توجه نهادهای بزرگ را جلب کرده است. کانتون (CC): شبکهای که بهطور اختصاصی برای مؤسسات مالی طراحی شده و از توکن اوراق بهادار و اوراق قرضه و ارائه زیرساخت در بازار سرمایه پشتیبانی میکند. کدام ارز دیجیتال را بخریم؟ طبیعتا قرار نیست قانون CLARITY همه ارزهای دیجیتال را به یک اندازه رشد دهد. احتمالا بیشترین سود نصیب پروژههایی شود که از زیرساخت سازمانی قوی، راهاندازی ETF یا کاربردپذیری واقعی در حوزه خدمات مالی و توکنسازی داراییها برخوردار هستند. در کنار بیتکوین و اتریوم، رمزارزهایی که در اینجا معرفی کردیم میتوانند با اجرای موفق این چارچوب قانونی، سرمایهگذاران سازمانی زیادی را به بازار خود جذب کنند. مثل همیشه، توصیه میکنیم تصمیم برای سرمایهگذاری را بر اساس محتوای این مطلب نگیرید و تنها پس از انجام تحقیقات کامل بهصورت شخصی، اقدام کنید. بازار ارز دیجیتال ریسکهای زیادی دارد که بدون آگاهی درباره آنها، سرمایهگذاری شما ممکن است با شکست مواجه شود. آخرین اخبار ارز دیجیتال را در وبلاگ صرافی ارز دیجیتال او ام پی فینکس بخوانید.