کرواسی 7-0 به انگلیس باخت. سنگینترین باخت تاریخ کرواسی و بهترین برد انگلیس در 118 سال اخیر! به گزارش ورزش سه، رییکا امشب قاعدتا باید صحنه یک نبرد بزرگ میبود؛ کرواسی با لوکا مودریچ، ایوان پریشیچ، یوشکو گواردیول و ماتئو کواچیچ در خانه ایستاده بود و انگلیس هم با هری کین، جود بِلینگام، بوکایو ساکا و آنتونی گوردون آمده بود تا یکی از سختترین بازیهای مرحله گروهی لیگ ملتها را پشت سر بگذارد. البته این چیزی بود که اکثر ما فکر میکردیم. ولی الهه فوتبال تصمیم دیگری گرفته بود. قرار بود یک ابرقدرت فوتبال غرش کند و حریف مقتدرش را در خانه تحقیر. آن هم نه با سه چهار گل: با هفت گل! انگلیس آمد، فشار آورد، گل زد، دوباره فشار آورد، دوباره گل زد و در نهایت وقتی داور سوت پایان را زد، روی تابلوی ورزشگاه عددی دیده میشد که باور کردنش برای هر کسی سخت بود: کرواسی صفر، انگلیس هفت. این سنگینترین شکست تاریخ تیم ملی کرواسی بود. رکورد قبلی در اختیار اسپانیا بود؛ تیمی که فقط چهار روز قبل کرواسی را 4-1 شکست داده بود. حالا انگلیس با یک 7-0، نه فقط آن برد بزرگ اسپانیا را تحتالشعاع قرار داد، بلکه بزرگترین شکست تاریخ فوتبال ملی کرواسی را به آنها تحمیل کرد. و عجیبتر اینکه این اتفاق در رییکا افتاد؛ جایی که کرواسی پیش از این مسابقه هرگز در یک بازی رسمی شکست نخورده بود. یک قلعه قدیمی، یک شب بدون تماشاگران معمولی (فقط کودکان کروات میتوانستند در ورزشگاه باشند) و در نهایت ویرانهای که انگلیس از این قلعه باقی گذاشت. پرده اول؛ اولین اشتباه، امید را کشت ورزشگاه به دلیل محرومیت کرواسی از حضور تماشاگران عادی باید خالی میبود، اما استثنای یوفا اجازه داد حدود ۶ هزار کودک از مدارس و آکادمیهای فوتبال منطقه وارد ورزشگاه شوند. نزدیک به ۱۰۰ هوادار انگلیسی هم در گوشهای از ورزشگاه حضور داشتند. کودکانی که آمده بودند ستارههایشان را ببینند، درست روی صندلیهایشان جاگیر نشده بودند که اولین ضربه وارد شد. دقیقه 8. یوشکو گواردیول توپ را در میانه زمین لو داد. جود بلینگام همان لحظه فهمید چه اتفاقی افتاده است. پاس را گرفت، هری کین را درون محوطه دید و مهاجم انگلیس با آرامشی عجیب توپ را از بالای سر دومینیک لیواکوویچ عبور داد. یک بر صفر. کلید درِ قلعه کرواسی همانجا چرخید. انگلیس بعد از گل عقب ننشست. اصلاً چنین قصدی نداشت. گوردون در دقیقه 9 فرار کرد و لیواکوویچ مجبور شد یکی از اولین واکنشهای مهمش را نشان بدهد. چند دقیقه بعد ساکا توپ را وارد دروازه کرد، اما پرچم کمکداور بالا رفت و گل آفساید اعلام شد. کرواسی هنوز فرصت نکرده بود بفهمد چه بلایی به سرش آمده است. پرس انگلیس از همه جای زمین مثل آوار روی سر کرواتها فرود میآمد. مدافعان کروات تحت فشار بودند، هافبکها نمیتوانستند توپ را از نیمه خودی بیرون ببرند و هر بار که انگلیس توپ را پس میگرفت، حمله بعدی فقط چند ثانیه بعد از راه میرسید. تا دقیقه 20، بازی عملاً در یک نیمه زمین جریان داشت. بلینگام؛ مردی که همه درها را باز کرد دقیقه 21 رسید. این بار نوبت جود بلینگام بود. ساکا از سمت راست توپ را جلو برد. پاس او کمی بلند به نظر میرسید، اما آنتونی گوردون با یک کنترل فوقالعاده توپ را از هوا پایین آورد، چرخید و توپ را به بلینگام رساند. ستاره رئال مادرید یک ضربه زمینی زد و توپ از کنار دست لیواکوویچ وارد دروازه شد. دو بر صفر. گوردون بعد از آن پاس شبیه بازیکنی بود که تازه فهمیده بود هیچچیز قرار نیست جلویش را بگیرد. دقیقه 25، خودش میتوانست گل سوم را بزند. فرار کرد، تکبهتک شد، اما ضربهاش را مستقیم به لیواکوویچ کوبید. یک گل از دست رفت. بعدی قرار بود کی زده شود؟ خیلی زود. کرواسی دنبال نفس گرفتن، انگلیس دنبال شکار دقیقه 32، انگلیس همچنان داشت با پرس خود کرواسی را خفه میکرد. بازیکنان کروات حتی فرصت نمیکردند دو پاس متوالی با آرامش ردوبدل کنند. دقیقه 34، یک اشتباه از جردن پیکفورد به کرواسی فرصت داد. پریشیچ سانتر کرد و دروازهبان انگلیس با خروجی نهچندان مطمئن توپ را دفع کرد. برای چند ثانیه انگار کرواسی بالاخره میخواست از زیر آوار بیرون بیاید. اما این فقط یک وقفه بود.چهار دقیقه بعد، انگلیس دوباره ضربه زد. جرل کوانسا از سمت راست جلو کشید و سانتری دقیق به محوطه فرستاد. گوردون با یک ضربه سر از فاصله نزدیک توپ را به تور چسباند. سه بر صفر. حالا دیگر حتی صدای آن چند هزار کودک هم نمیتوانست چیزی را عوض کند. آنها همچنان تیم محبوبشان را تشویق میکردند، اما روی زمین، کرواسی دیگر شبیه تیمی که میشناختیم نبود. و لحظهای رسید که میتوانست مسیر داستان را عوض کند. دقیقه 41. الیوت اندرسون در نزدیکی محوطه خودی توپ را از دست داد. کواچیچ توپ را گرفت، وارد محوطه شد، از سد پیکفورد گذشت و فقط دروازه خالی مقابلش بود. اما ضربهاش بیرون رفت. کواچیچ صورتش را با دست پوشاند.شاید اگر آن توپ وارد دروازه میشد، کرواسی میتوانست برای چند دقیقه دوباره به زندگی برگردد. اما فوتبال گاهی بیرحمتر از این حرفهاست. چند لحظه بعد، انگلیس گل چهارم را زد. 45 دقیقهای که میتوانست 7-0 تمام شود به دقیقه 45 رسیده بودیم. گوردون یک توپ مرده را در سمت چپ تعقیب کرد و به آن رسید. توپ را به بلینگام سپرد. بلینگام از کنار مودریچ عبور کرد، سانتر زمینی فرستاد و ساکا در فاصلهای نزدیک به دروازه، کاملاً تنها، توپ را به تور رساند. 4-0 نیمه تمام شد. اما نکته عجیب اینجا بود: 4-0 حق انگلیس در نیمه اول نبود. آنها باید با اختلاف بیشتری میبردند. گوردون یک موقعیت تکبهتک را از دست داده بود، ساکا یک بار موقعیت داشت، اندرسون موقعیت داشت و انگلیس بارها با پرس خود توپ را در مناطق خطرناک پس گرفت. اگر نیمه اول با پنج یا شش گل تمام میشد، کسی در رییکا تعجب نمیکرد. توخل حتی بعد از 4-0 هم ترمز را نکشید نیمه دوم شروع شد و شاید خیلیها انتظار داشتند توماس توخل سرعت بازی را کم کند. اما چرا باید این