توافق ایران و آمریکاو آینده بعد از جنگ 40 روزه بسیاری گمان داشتند فضای «تعلیق» بالاخره از بین می رود و ایران و آمریکا «تصمیم» می گیرند که به مشکلاتشان «پایان» دهند اما تفاهم دو ماهه به نحوی منعقد شده که به نظر می رسد این فضا همچنان بر روابط ایران و آمریکا حکمفرما خواهد بود. به گزارش خبر فوری، تفاهم ایران و آمریکا به امضاء رسید و حالا دو طرف وارد یک دوره دو ماهه جدید می شوند؛ دو ماهی که احتمالا شاهد سیکل «مذاکره، تنش، تهدید، نرمش و مجددا مذاکره» در آن باشیم. بسیاری معتقدند اتفاقات مهم و سرنوشتسازی در دو ماه جاری رخ خواهد داد اما برخی دیگر معتقدند این مذاکرات با مشکلات همیشگی اش مواجه است و ممکن است به نتیجه مطلوب نرسد (اینجا و اینجا بخوانید). گروه دوم کسانی هستند که احتمالا معتقد به تداوم دوره پیشاجنگ در دو ماه جاری خواهند بود. مهم ترین ویژگی حاکم بر فضای سیاسی و اقتصادی ایران در دوران پیشاجنگ «تعلیق» بود. تعلیق مفهومی است که حالا روز به روز مهم تر می شود و می توانیم به آن بار معنوی و سیاسی خاصی بدهیم. پیش از این، مقالات زیادی در باب مفهوم «تعلیق» و حکومتش بر فضای سیاسی ایران، به خصوص در عصر پسابرجام نوشته شده است (دو نمونه از این مقالات را اینجا و اینجا بخوانید). تعلیق به نحوی «موجودیت سیاسی» یافته است؛ موجودیتی که ایران را از دهه 80 تا کنون به خود درگیر کرده و حداقل چند ماه دیگر نیز میهمان فضای سیاسی –اقتصادی ایران خواهد بود. پدیدارشناسی تعلیق اما تعلیق چیست؟ پیش از پرداختن به این مساله در عصر کنونی، بهتر است این مفهوم را «پدیدارشناسی» کنیم تا به ویژگی های اصلی اش دست یابیم. تعلیق فضایی است که فرد یا گروه با آینده ای نامعلوم مواجه می شوند و به همین دلیل، قادر به تصمیم گیری، آینده نگری و پیش بینی نیستند. مهم ترین ویژگی فضای تعلیقگونه، عدم تعین و پیش بینی ناپذیری اش است. این ویژگی سبب می شود فرد نتواند تصمیمات طولانی مدت بگیرد، استراتژی و تاکتیک را رها می کند و ترجیح می دهد در بازه زمانی کوتاه مدت و فقط برای رفع مشکلات سطحی و «کنونی» وارد عمل شود. به همین دلیل، عدم پیشرفت و عدم بلندنظری نتیجه تعلیق خواهد بود. برای مثال، فردی را تصور کنید که دارای شغل ثابتی نیست و رئیسش نیز تضمینی در رابطه با بقای شغل او نداده و حتی به او هشدار داده که هر لحظه ممکن است او را اخراج کند. این فرد هرگز به شغلش به عنوان یک حرفه نگاه نمی کند. او نمی تواند به شغل و مزایایش اتکا کند، علاقه ای به پیشرفت در شغلش ندارد، چرا که می داند بقایی در کار خود نخواهد داشت. او حتی نمی تواند به حقوق و مزایایش اتکا کرده و مثلا تصمیمات بلندمدت بگیرد و به فکر آرزوهای دور و درازش باشد. برای مثال، ترجیح می دهد به ازدواج، خرید مسکن، سفر طولانی مدت و ... (ولو با داشتن حقوق خوب) فکر نکند، چرا که می داند به زودی مجبور است شغلش را ترک کند و به همین دلیل، ترجیح می دهد پول خود را نگه دارد و فقط احتیاجات ضروری و کوتاه مدت خود را برطرف کند. او به معنی واقعی کلمه با «تعلیق» و تبعاتش دست و پنجه نرم می کند و می توان زندگی او را یک زندگی «تعلیقگونه» دانست. تعلیق و ایران چنددهه اخیر ویژگی های بالا سبب شکل گیری فضای سیاسی – اقتصادی و حتی اجتماعی ایران در دهه های اخیر شده است. رابطه ایران و غرب و مساله هسته ای دهه ها است که «حل نشده» باقی مانده است. این مساله یا بحران هر از چند گاهی «موقتا» حل می شود و مجددا همچون آتش زیر خاکستر زبانه می کشد. گفتگوهای طولانی مدت و بی حاصل، تحریم های بلندمدت و سنگین، توافق های موقت و کم مایه و دوره های طولانی تنش و تهدید، همه و همه فضای سیاسی – اقتصادی این سالها را تشکیل دادند و نتیجه آن هم عدم سرمایه گذاری اقتصادی، نگرانی بازار از فعالیت آزاد، محدودیت های سیاسی و سایر نتایج مضری است که علی الاصول «تعلیق» می آفریند. «تعلیق» و دو ماه پیش رو بعد از جنگ 40 روزه بسیاری گمان داشتند فضای «تعلیق» بالاخره از بین می رود و ایران و آمریکا «تصمیم» می گیرند که به مشکلاتشان «پایان» دهند اما تفاهم دو ماهه به نحوی منعقد شده که به نظر می رسد این فضا همچنان بر روابط ایران و آمریکا حکمفرما خواهد بود. تفاهم دو ماهه (آنطور که از ظاهر امر بر می آید) نه می تواند تحریم های ایران را کاملا برطرف کند، نه قادر است پول های بلوکه شده ایران را آزاد کند، نه در مورد بحران هسته ای برنامه ای دارد و نه حتی می تواند جنگ لبنان را برای همیشه به پایان برساند (همانطور که در چند روز اخیر نیز شاهدش بودیم). مذاکرات ایران و آمریکا احتمالا در دو ماه اخیر پر از چالش، دست انداز و بگو و مگو باشد و این دقیقا چیزی است که می تواند فضای سیاسی را به سمت «تعلیق» پیش ببرد. در این فضا، بازار منتظر نتیجه مذاکرات خواهد بود از فعالیت آزادانه و بلندمدت اجتناب می کند، سرمایه گذاری ها حداقلی می شوند، نگرانی از آینده بر بازرگانان و تولیدکنندگان حکمفرما می شود و در نتیجه، فضای کشور از «تفکر بلندمدت» یا «استراتژی» دور می ماند و این دقیقا چیزی است که می توان از آن با اسم «سندروم تعلیق» یاد کنیم.