حسن روحانی در روایتی کمسابقه، خاطرات بیش از پنج دهه همراهی خود با آیتالله سیدعلی خامنهای را بازگو کرده است؛ از نخستین دیدارها در مشهد و جلسات فکری پیش از انقلاب تا نقشآفرینی در ارتش، جنگ، جانشینی امام، پرونده هستهای و تصمیمهای حساس جمهوری اسلامی. رویداد۲۴| حسن روحانی، رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم، در سخنانی مفصل و تاریخی به مرور خاطرات، دیدارهای صمیمانه و همکاریهای فشرده خود با آیتالله سیدعلی خامنهای از سال ۱۳۴۱ تا سالهای دفاع مقدس پرداخته است. این روایت جامع، زوایایی کمتر شنیدهشده از ابعاد علمی، علایق فرهنگی، ماجراهای شب تصرف سفارت آمریکا و مأموریتهای سرّی لجستیک جنگ را بازگو میکند. نخستین دیدارها؛ از مدرسه حجتیه تا تابستان گرم مشهد سرآغاز آشنایی حسن روحانی با آیتالله خامنهای رهبر شهید انقلاب به سال ۱۳۴۱ در مدرسه حجتیه قم بازمیگردد؛ روزگاری که برای نخستینبار چهره ایشان به عنوان یکی از فضلای برجسته حوزه به وی معرفی شد. با این حال، سرآغاز ارتباط و آشنایی عمیقتر آنان به تابستان سال ۱۳۴۷ در مشهد مقدس بازمیگردد. روحانی در آن ایام برای شرکت در دروس اساتید بزرگی، چون آیتالله میلانی به مشهد سفر کرده بود و همراه با یکی از دوستانش به منزل آیتالله خامنهای رفت. این دیدار، سنگبنای دیدارهای مستمری شد که تا پیش از پیروزی انقلاب به طور منظم ادامه یافت. دوران سربازی با لباس نظامی در گعده فقهی مسجد گوهرشاد بخش جذابی از این خاطرات روحانی مربوط به سال ۱۳۵۲ است؛ زمانی که او دوران خدمت سربازی خود را به عنوان افسر وظیفه در استان خراسان سپری میکرد. وی روایت میکند که روزی با همان لباس نظامی و افسری، غروبهنگام وارد گعده علمای مسجد گوهرشاد شد؛ جایی که آیتالله خامنهای به همراه جمعی از فضلا از جمله آیتالله فاضل لنکرانی حضور داشتند. آیتالله خامنهای ابتدا به دلیل لباس نظامی او را بازنشناخت، اما به محض شنیدن صدا، با تعجب و صمیمیت از وی استقبال کرد. روحانی در ادامه میگوید: «همان شب به منزل آقا رفتم. پیرمردی که در را باز کرد، با دیدن لباس نظامی من نگران شد و گمان کرد برای دستگیری آمدهاند، اما به او اطمینان دادم که از دوستان هستم. وقتی وارد شدم، آقا فرمودند چرا با این لباس آمدی؟ برایت دردسر میشود و اذیتت میکنند.» این دوستی تا جایی پیش رفت که در همان دوران، آیتالله خامنهای به دلیل سفرهای تبلیغی خود، منبر سخنرانی یکی از شهرستانهای خراسان را به حسن روحانی واگذار کرد. نکته جالب دیگر در همسویی فکری این دو چهره، تمرکز همزمان و بدون هماهنگی قبلی هر دو بر موضوع «امامت» در سخنرانیهای خود در شهرهای مختلف کشور نظیر اصفهان، یزد و رفسنجان بود. ابعاد علمی و علایق فرهنگی؛ از تدریس مکاسب تا توصیه به خواندن بینوایان روحانی با تأکید بر جایگاه علمی و حوزوی آیتالله خامنهای پیش از انقلاب، ایشان را یک «صاحبنظر و متفکر دینی و اسلامی» معرفی میکند. روحانی به خاطرهای در سال ۱۳۵۲ اشاره میکند که در دوران خدمت سربازیاش، در کلاس درس استدلالی «مکاسب محرمه» ایشان در مسجدی در مشهد نشست. علاوه بر دروس رسمی حوزه، کلاسهای ویژه پنجشنبههای ایشان در مسجد امام حسن (ع) با محوریت تفسیر نهجالبلاغه، تاریخ اسلام و خطبههای امیرالمؤمنین (ع)، به قدری پویا و جذاب بود که جمعیت انبوهی از دانشجویان و طلاب جوان انقلابی در آن شرکت میکردند. در لابهلای این روابط، مباحث فرهنگی متعددی شکل میگرفت. روحانی به خاطرهای در سال ۱۳۵۳ اشاره میکند که در آن، آیتالله خامنهای بخشی از رمان معروف «بینوایان» اثر ویکتور هوگو را نقل کرده و وقتی با پاسخ منفی روحانی درباره مطالعه این کتاب مواجه میشود، تعجب کرده و توصیه میکند حتماً این شاهکار ادبی را بخواند؛ چرا که خودشان تا آن زمان سه بار این کتاب را از ابتدا تا انتها مطالعه کرده بودند. همچنین در حوزه جریانشناسی فکری آن دوران، بحثهای مفصلی درباره آثار دکتر علی شریعتی میان آنها جریان داشته و روحانی به نگاه علاقهمندانه آیتالله خامنهای به آثاری، چون «سیمای محمد» اشاره میکند. روحانی همچنین به دیدارهای منظم دوشنبهشبهای خود با ایشان در دوران ریاستجمهوریشان اشاره میکند که در یکی از این شبها در ماه رمضان، آیتالله خامنهای به بیان خاطرات و سختیهای دوران اسارت خود در سه ماه رمضانی که در زندانهای شاه کارزار کرده بودند، پرداختند. پس از پیروزی انقلاب؛ مأموریت در ارتش و جلسات سرّی سران با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، فصل جدیدی از همکاریهای این دو آغاز شد. روحانی که ابتدا قصد داشت تمام وقت خود را در حزب جمهوری اسلامی و در کنار شهید بهشتی بگذراند، با پیشنهاد مستقیم آیتالله خامنهای مسیر دیگری را برگزید. آیتالله خامنهای که مأمور ساماندهی ارتش شده بود، با اشاره به پیشینه سربازی روحانی، از او خواست تا به ستاد مشترک ارتش بیاید. از فروردین ۱۳۵۸، روحانی به ستاد مشترک ارتش رفت تا در کنار آیتالله خامنهای به تحولات فکری و سیاسی ارتش پرداخته و با نفوذ گروههای چپ و منافقین مقابله کند. روحانی در این دوران مأموریتهای سنگینی را برای شکستن تحصنهای تحریکی در پایگاههای هوانیروز اصفهان، کرمانشاه، تبریز و پادگانهای تهران با موفقیت به سرانجام رساند. این تاریخ شفاهی نشاندهنده روابط بسیار نزدیک و خانوادگی میان سران انقلاب است. روحانی به جلسات هفتگی و سهشنبهشبهای سران انقلاب (شامل آیتالله بهشتی، آیتالله خامنهای، آیتالله هاشمی رفسنجانی، آقای ناطق نوری و گاه شهید باهنر) اشاره میکند که به صورت چرخشی در منازل یکدیگر برگزار میشد. علاوه بر این، روابط خانوادگی صمیمانهای نیز برقرار بود؛ به طوری که در سال ۱۳۵۸، این دو خانواده به همراه چهار فرزندشان چند نوبت برای تماشای فیلمهای سینمایی روز (همچون فیلم «محمد رسولالله» و فیلم «بینوایان») به صورت مشترک گردهم میآمدند. ماجرای سفر حج سال ۵۸ و شب تصرف سفارت آمر