به مناسبت پنجاهوچهارمین سالگرد درگذشت: در همین سفر بود که حاج حسین آقا نسخهای از دیوان ابنیمین فریومدی، شاعر سده ششم هجری، را یافت و در طول پانزده روز اقامت، از روی آن نسخهای برای خود نوشت. به روایت خودش: «از آن پس این فکر در من قوت گرفت که یک کتابخانه بزرگ دایر کنم» در تاریخ معاصر ایران، مردانی پا به عرصه گذاشتهاند که نامشان با مفاهیمی چون وقف، نیکوکاری و فرهنگدوستی گره خورده است. در میان این شخصیتهای برجسته، نام حاج حسین آقا ملک به عنوان بزرگترین واقف تاریخ معاصر ایران میدرخشد. مردی که ثروت بیکران موروثی را در راه پاسداری از فرهنگ، تاریخ و تمدن این سرزمین به کار بست و میراثی جاودانه برای نسلهای آینده بر جای گذاشت. کتابخانه و موزه ملی ملک، موقوفه آستان قدس رضوی، نهتنها گنجینهای از نسخههای خطی و آثار تاریخی است، بلکه روایتی زنده از عشق بیپایان یک انسان به سرزمین و فرهنگش محسوب میشود. این مجموعه ارزشمند، یکی از غنیترین کتابخانههای ایران به شمار میآید و با بیش از ۱۹ هزار عنوان نسخه نفیس خطی و حدود ۱۰۰ هزار کتاب چاپی، همراه با نسخههای سنگی و جراید، پذیرای پژوهشگران و دوستداران فرهنگ است (کتابخانه و موزه ملی ملک). ریشهها؛ از تبریز تا بازار تهران حاج حسین آقا ملک در شب ۱۱ ربیعالاول ۱۲۸۸ هجری قمری برابر با ۱۰ خرداد ۱۲۵۰ خورشیدی در منزل پدری خود، واقع در بازار بینالحرمین تهران، چشم به جهان گشود (مرتضوی قصابسرایی، ۱۳۹۰). خانوادهاش اصالتاً تبریزی و مجتهدزاده بودند، اما پدربزرگش آقا مهدی راهی متفاوت از اجداد روحانی خود در پیش گرفت. آقا مهدی در جنگهای ایران و روس به قشون دولتی پیوست و تا درجه سرهنگی ارتقا یافت. پس از جنگ، به تجارت روی آورد و از دوستی با میرزا تقیخان امیرنظام [امیرکبیر بعدی]، بهرهمند شد. امیرنظام که پیشکار ناصرالدین میرزای ولیعهد در آذربایجان بود، هنگام درگذشت محمدشاه قاجار، صد هزار تومان از آقا مهدی قرض گرفت تا ولیعهد را از تبریز به تهران بیاورد و بر تخت بنشاند. آقا مهدی نیز به تهران آمد و به پاس این خدمات، لقب ملکالتجاری را از شاه دریافت کرد (مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی). پدر حاج حسین آقا، حاج محمدکاظم ملکالتجار، ویژگیهای رفتاری متفاوتی از پدر خود داشت. در جوانی ورزشکار و شاگرد پهلوان ابراهیم یزدی بود، سپس مانند پدر وارد تجارت شد. از سیاست نیز بیبهره نبود و در سرودن شعر دستی داشت. او از راه تجارت و بهویژه املاک گستردهای که در خراسان خریده بود، ثروتی انبوه برای فرزندانش بر جای گذاشت (خبر ایران). مادر حاج حسین آقا، عزیز خانم، دختر علیعباس بیک پیشخدمتباشی ناصرالدینشاه بود. حاج حسین آقا با دو برادر و سه خواهر در چنین خانوادهای پرورش یافت (کتابخانه و موزه ملی ملک). حاج محمدکاظم ملکالتجار به مدارس جدید با دیده تردید مینگریست و آنها را مخل دیانت میدانست. از این رو، حسین را به مدارس دارالشفا و صدر تهران فرستاد تا به فراگیری علوم قدیمه بپردازد (مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی). استادان او در این دوره سید محمدعلی مازندرانی و میرشهابالدین نیریزی بودند. همچنین گفتهاند که او با میرزا ابوالحسن جلوه حکیم بزرگ عصر ناصری نیز صمیمیت داشت. حاج حسین آقا صرف و نحو، منطق، فلسفه، ریاضی، نقاشی و زبان فرانسه را آموخت. نکته جالب توجه اینکه او دور از چشم پدر به مدرسه فرانسوی آلیانس میرفت تا زبان فرانسه را بیاموزد. در آنجا با کسانی چون محمدعلی فروغی، ادیب و نخستوزیر سالهای بعد، همکلاس بود (همان منبع). میلیاردری که کتابدار شد نقطه عطف زندگی حاج حسین آقا ملک در سال ۱۳۱۷ هجری قمری رخ داد. در این سال، همراه با پدرش برای دیدن املاک خراسان به مشهد سفر کرد. در بازگشت، در نیشابور نیرالدوله حاکم شهر از آنها استقبال باشکوهی به عمل آورد (مرتضوی قصابسرایی، ۱۳۹۰). در همین سفر بود که حاج حسین آقا نسخهای از دیوان ابنیمین فریومدی، شاعر سده ششم هجری، را یافت و در طول پانزده روز اقامت، از روی آن نسخهای برای خود نوشت. به روایت خودش: «از آن پس این فکر در من قوت گرفت که یک کتابخانه بزرگ دایر کنم» (همان منبع). در این سفر، حاج میرزا محمد عتیقی که با اوقاف عتیقی آستان قدس رضوی آشنا بود، حسین و برادرش را مکرر به آستان قدس میبرد و خطوط حکشده بر سنگهای مقابر و کتیبههای حرم را برایشان توضیح میداد. همچنین درس هیأت و نجوم را نزد آقاملا منجمباشی آستان قدس و طب را نزد آقا میرزا طاهر طبیب فرا گرفت (کتابخانه و موزه ملی ملک). حاج حسین آقا ملک از حدود سال ۱۲۸۷ خورشیدی، کتابخانهاش را در مشهد بنیانگذاشت. شش سال پس از نخستین اندیشه، در سال ۱۲۹۳ خورشیدی کتابخانه شیخ عبدالحسین فرزند شیخ عبدالرحیم بروجردی را خریداری کرد. پس از آن، کتابهای میرزا ارسطو منشی کنسولگری روس را نیز به دست آورد. از آن پس، هر کجا میشنید که کتاب خطی وجود دارد، به سراغش میرفت. به قول خودش: «هر کس هر چه کتاب داشت میخریدم» (مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی). پس از درگذشت پدر در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، کتابها را به خانه پدری در بازار بینالحرمین تهران منتقل کرد و در اختیار اهل فضل و دانش قرار داد. نکته قابل توجه اینکه به گفته خودش: «کتابها را تا نخواندهام به کتابخانه تحویل ندادهام» (همان منبع). نخستین موزه خصوصی ایران حاج حسین آقا ملک در سال ۱۳۱۴ خورشیدی نخستین موزه خصوصی ایران را بنیاد گذاشت. درباره انگیزه تأسیس این موزه چنین گفته است: «محققین خارجی که به کتابخانه مراجعه میکردند، سؤال میکردند که سکههای قدیم ایران و خطوط تاریخی و قلمدانها را که نشانه تمدن کهن ماست، کجا میتوانند تماشا کنند. من برای سهولت کار آنها و نیز استفاده ملت ایران دست به ایجاد این موزه زدم» (خبر ایران). این موزه شامل مجموعههای ارزشمندی از سکه، تمبر، فرش، آثار لاکی، خوشنویسی، نقاشی و نگارگری بود. در میان آثار کتابخانه و موزه ملی ملک، نسخهای خطی از کتاب «م