چهار سال جنگ در اوکراین، تنها موازنه میدان نبرد را تغییر نداده است. در سایه حمایتهای گسترده نظامی و اطلاعاتی غرب از کییف، روند دیگری نیز بهآرامی در حال شکلگیری است؛ همگرایی راهبردی روسیه و چین در حوزههای دفاعی و فناورانه که اسناد تازه منتشرشده، ابعاد جدیدی از آن را آشکار میکند. سه دهه پساز پایان جنگ سرد، آمریکا و متحدانش با گسترش ناتو به شرق، توسعه سامانههای دفاع موشکی، حفظ برتری فناوری و گسترش حضور نظامی در مناطق مختلف جهان، در پی تثبیت برتری خود در نظام بینالملل بودهاند. در مقابل، روسیه و چین به این جمعبندی رسیدهاند که ایجاد توازن در برابر این روند، بدون همکاری عمیقتر در حوزههای دفاعی، فناوری و امنیتی ممکن نیست.مجله آلمانی اشپیگل، وبسایت The Insider و روزنامه Le Monde تحقیق مشترکی منتشر کردهاند که باید آن را فراتر از یک افشاگری رسانهای دانست. این تحقیق تصویری از روند همگرایی دو قدرت شرقی ارائه و نشان میدهد روابط مسکو و پکن به همکاریهای مقطعی محدود نمیشود، بلکه در حال شکلدهی به یک شراکت راهبردی چندلایهاند؛ روندی که موازنه امنیتی جهان را به زیان غرب دگرگون خواهد کرد. فراتر از «شراکت بدون محدودیت»زمانی که ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ در فوریه ۲۰۲۲ از روابط دو کشور با عنوان «شراکت بدون محدودیت» یاد کردند، بسیاری از تحلیلگران غربی این عبارت را بیشاز آنکه نشانه یک برنامه عملیاتی بدانند، نوعی پیام سیاسی علیه آمریکا و ناتو تلقی کردند. اما تحولات سهسال گذشته، بهویژه جنگ اوکراین، نشان داد این شراکت بهتدریج از سطح شعارهای سیاسی فاصله گرفته و بهسمت همکاریهای عملی و ساختاری حرکت کرده است.تحقیق اشپیگل از وجود سازوکاری حکایت دارد که در آن فرماندهان نظامی، صنایع دفاعی، مراکز تحقیقاتی و نهادهای دولتی دو کشور بهصورت مستمر درحال هماهنگی هستند. اسناد منتشر شده در این تحقیق نشان میدهد، روابط روسیه و چین صرفاً به همکاری در حوزه صادرات تسلیحات یا برگزاری رزمایشهای مشترک محدود نمیشود، بلکه اقدام برای ایجاد یک زیرساخت مشترک دفاعی و فناورانه را دربرمیگیرد.تقسیم کار راهبردی؛ پاسخی به فشارهای غربشاید مهمترین نکتهای که در گزارش اشپیگل به آن اشاره شده، شکلگیری نوعی تقسیم کار راهبردی میان روسیه و چین باشد؛ روندی که نمیتوان آن را جدا از تحولات چهارسال گذشته در جنگ اوکراین و نحوه مداخله غرب در این بحران تحلیل کرد.از نگاه مسکو، جنگ اوکراین دیگر صرفاً رویارویی با کییف نیست، بلکه تقابلی مستقیم با مجموعه ظرفیتهای نظامی، اطلاعاتی و فناورانه ناتو است. طی این سالها، آمریکا و متحدان اروپایی با ارسال مستمر تسلیحات پیشرفته، ارائه اطلاعات ماهوارهای، آموزش نیروهای اوکراینی و آزمایش عملی نسل جدیدی از تجهیزات نظامی، این جنگ را به عرصهای برای نمایش و ارزیابی توان دفاعی خود تبدیل کردهاند. در چنین شرایطی، طبیعی است که روسیه نیز برای حفظ موازنه و کاهش فشارهای ناشی از تحریمها و محدودیتهای فناوری، بیشاز گذشته به ظرفیتهای صنعتی و فناورانه متحدان خود از جمله چین روی بیاورد. در مقابل، چین که طی دهههای گذشته سرمایهگذاری گستردهای در حوزه صنایع پیشرفته، هوشمصنوعی، نیمههادیها، ارتباطات و تولید تجهیزات دفاعی انجام داده، اکنون میتواند بخشی از این توانمندی را در قالب همکاریهای مشترک در اختیار شریک راهبردی خود قرار دهد.براین اساس، آنچه امروز میان مسکو و پکن شکلگرفته، بیش از آنکه یک اتحاد نظامی باشد، تلاشی برای ایجاد موازنه در برابر برتری فناورانه و نظامی غرب است. روسیه تجربه میدانی خود را که در مواجهه مستقیم با تجهیزات و تاکتیکهای ناتو بهدست آورده، به اشتراک میگذارد و چین نیز با توان صنعتی و فناورانه خود، این تجربیات را به پروژههای مشترک دفاعی تبدیل میکند؛ الگویی که هدف آن افزایش تابآوری دو کشور در برابر فشارهای فزاینده غرب ارزیابی میشود. اوکراین؛ آزمایشگاه رقابت قدرتهای بزرگ بنابراین جنگ اوکراین دیگر تنها یک بحران منطقهای نیست، بلکه به صحنه رقابت مستقیم قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. در چهارسال گذشته، حجم گسترده کمکهای تسلیحاتی آمریکا و ناتو، ارسال سامانههای پیشرفته، ارائه اطلاعات لحظهای و آزمایش عملی فناوریهای جدید، این جنگ را به میدانی برای سنجش کارآمدی تسلیحات غربی نیز تبدیل کرده است.در چنین فضایی، طبیعی است روسیه و چین نیز این تحولات را صرفاً از منظر جنگ اوکراین ارزیابی نکنند، بلکه آن را بخشی از رقابت بلندمدت با غرب بدانند. از این منظر، بررسی فناوریهایی مانند استارلینک یا سامانههای ارتباطی نوین، نه اقدامی تهاجمی، بلکه تلاشی برای شناخت ابزارهایی است که در سالهای اخیر نقش تعیینکنندهای در افزایش توان عملیاتی ارتش اوکراین ایفا کردهاند.این موجبشده دو کشور درباره راهکارهای مقابله با چنین فناوریهایی از جمله جنگ الکترونیک، عملیات سایبری و سامانههای ضدماهوارهای بیشازپیش به یکدیگر نزدیک شوند. این نزدیکی را میتوان واکنشی به تغییر ماهیت جنگهای معاصر دانست؛ جنگهایی که در آن، برتری تنها با تعداد تانکها یا جنگندهها تعیین نمیشود، بلکه شبکههای ارتباطی، زیرساختهای فضایی، داده و فناوریهای نوین، به عناصر اصلی بازدارندگی و قدرت نظامی تبدیل شدهاند. پروژه مشترک پدافند هوایی؛ موازنه در برابر برتری غرب توسعه مشترک سامانههای دفاع هوایی و موشکی یکی از مهمترین ابعاد این همکاری است. به گفته گزارش دو کشور در حال طراحی سامانهای هستند که بتواند با موشکهای بالستیک مانورپذیر و تسلیحات فراصوت مقابله کند. با عملیاتی شدن این طرح، یکی از پیشرفتهترین سامانههای دفاعی جهان وارد عرصه خواهد شد.از نگاه مسکو و پکن، چنین پروژهای تنها یک برنامه دفاعی نیست، بلکه پاسخی به سالها گسترش سامانههای موشکی آمریکا، توسعه سپر دفاع موشکی و استقرار تجهیزات نظامی ناتو در مناطق پیرامونی آنهاست. روسیه و چین معتقدند این روند تواز