اندیشکده آمریکایی «شورای امنیت آمریکا» نتایج چهارمین دور نظرسنجی خود را از میان رأیدهندگان یهودی اسرائیلی منتشر کرد. اگرچه این مؤسسه خود را «غیرحزبی، غیرانتفاعی و آموزشی» معرفی میکند، اما سابقه طولانی حمایت آشکار آن از اتحاد آمریکا-اسرائیل و توافقهای ابراهیم، نشان میدهد این نظرسنجی بیشتر شبیه یک برگه امتیازدهی به روایت رسمی اسرائیل و افکار توسعهطلبانه در این رژیم است.ارقام این نظرسنجی بهوضوح واقعیتی هشداردهنده را آشکار میکند: افکار عمومی اسرائیل نه تنها بهطور کامل حق ملت فلسطین را نادیده میگیرد، بلکه آشکارا از اشغال مستقیم نظامی نوار غزه توسط اسرائیل حمایت میکند. این موضعگیری عریان توسعهطلبانه، چالشی آشکار بر ضد قوانین بینالمللی و قطعنامههای سازمان ملل است و نشان میدهد رژیم اشغالگر قدس قصد دارد با پوشش «افکار عمومی»، نقشه الحاق کامل سرزمینهای فلسطینی را پیش ببرد. نکته جالبتر درباره این نظرسنجی اینکه اتفاقاً افکار عمومی در میان اشغالگران دوست دارد در مسیر هضم کامل فلسطین کمترین مزاحمت را از سمت کشورهای عربی داشته باشد! اسرائیلیها با راهحل دو دولت مخالفاند براساس این نظرسنجی، ۶۳درصد از پاسخدهندگان یهودی اسرائیلی با تشکیل دولت مستقل فلسطین مخالفت کرده و تنها ۲۲درصد از آن حمایت میکنند. نگرانکنندهتر اینکه این ارقام در چهار دور نظرسنجی طی دو سال گذشته همواره تقریباً ثابت مانده، نرخ مخالفت هرگز زیر ۶۳درصد و نرخ حمایت هرگز بالای ۲۲درصد نبوده است. این یعنی انکار حق تعییننفس ملت فلسطین، دیگر موضع جناحی خاص در اسرائیل نیست، بلکه به «اجماع ملی» در سراسر طیف سیاسی این رژیم تبدیل شده است. نسل جوان اشغالگر افراطیتر است دادهها نشان میدهد در میان اسرائیلیهای زیر ۴۴ سال، ۶۶درصد با راهحل دو دولت مخالفاند و تنها ۱۷درصد از آن حمایت میکنند. این نسل در سایه اشغال و محاصره رشد یافته و نسبت به حقوق فلسطینیها حتی بیتفاوتتر و گاه خصمانهتر است. این یعنی با گذشت زمان، فضای عمومی اسرائیل در قبال مسئله فلسطین سختتر و افراطیتر خواهد شد و هرگونه چشمانداز صلح، نسل به نسل در برابر توسعهطلبی رنگ میبازد. آینده غزه؟ اکثریت طرفدار حاکمیت مستقیم اسرائیل در مورد آینده نوار غزه، ۴۱درصد از پاسخدهندگان از اداره مستقیم غزه توسط اسرائیل در سالهای آینده حمایت کردند و ۲۵درصد خواهان مدیریت یک ائتلاف بینالمللی با مشارکت کشورهای عربی شدند. اما حمایت از تشکیلات خودگردان فلسطین، سازمان ملل یا هر نهاد فلسطینی دیگر برای مدیریت غزه، همگی زیر ۷درصد بود. به عبارت دیگر، در نگاه افکار عمومی اسرائیل، هیچ راهکاری برای آینده غزه وجود ندارد که خارج از کنترل مستقیم اسرائیل باشد. در میان پاسخدهندگان زیر ۴۴ سال، این رقم حتی به ۵۴درصد میرسد، یعنی اکثریت قریببهاتفاق جوانان اسرائیلی نه تنها با تشکیل دولت فلسطین مخالفاند، بلکه از اشغال مستقیم نظامی غزه نیز استقبال میکنند. این دیگر بحث «دفاع» یا «امنیت» نیست؛ این یک ادعای عریان برای ضمیمه کردن سرزمینهای فلسطینی است. از یک سو خواهان صلح، از سوی دیگر خواستار اشغال نظرسنجی همزمان نشان میدهد ۸۱درصد از اسرائیلیها از توافقهای ابراهیم حمایت میکنند، ۷۸درصد طرفدار عادیسازی روابط با عربستان سعودی، ۷۲درصد خواهان توافق با لبنان و ۶۴درصد طرفدار توافق با سوریه هستند. این ارقام، تناقضی خطرناک را آشکار میکند: مردم اسرائیل از دست دادن و همآغوشی با کشورهای عربی استقبال میکنند و از مزایای همگرایی منطقهای بهره میبرند، اما در عین حال از اعطای ابتداییترین حق تعییننفس به فلسطینیهایی که در همسایگی آنان زندگی میکنند، سر باز میزنند. آنان میخواهند جهان عرب، رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد، اما نمیپذیرند که فلسطینیها بر سرزمین خود دارای حاکمیت باشند. این «صلحخواهی بدون عدالت، عادیسازی بدون رفع اشغال» دقیقاً همان نقطه اوج گستاخی رژیم اشغالگر است: از تمام منطقه میخواهد مشروعیت آن را بپذیرد، اما از به رسمیت شناختن ابتداییترین حقوق مردم بومی سرزمینهای اشغالی سر باز میزند. تاریخ جدید از ۷ اکتبر آغاز میشود در گزارش این نظرسنجی و اغلب پوششهای رسانهای، نقطه آغاز روایت، ۷ اکتبر ۲۰۲۳ قرار داده شده و پیشینه طولانیتر مسئله فلسطین بهکلی نادیده گرفته شده است. مردم فلسطین طی قرنها در این سرزمین زیستهاند. در دوران امپراتوری عثمانی، شهرها، روستاها و قبایل فلسطین ساختاری اجتماعی و هویتی پایدار داشتند. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در پی جنگ جهانی اول، فلسطین تحت قیمومت بریتانیا درآمد، اما ساکنان آن عملاً دارای «ملیت» به معنای نوین آن بودند؛ زبانی مشترک، دین، فرهنگ، هویت سرزمینی و سازمان اجتماعی مشخص. با این حال، تأسیس رژیم صهیونیستی در ۱۹۴۸ با «نکبت» (فاجعه) همراه بود که طی آن بیش از ۷۵۰هزار فلسطینی از خانههای خود آواره شدند و صدها روستا با خاک یکسان شد. جنگ ۱۹۶۷ نیز کرانه باختری، نوار غزه و قدس شرقی را زیر اشغال نظامی اسرائیل برد که تا امروز – بیش از نیم قرن – ادامه دارد. این نظرسنجی با استفاده از «دادههای علمی»، پیامی نگرانکننده به جهان مخابره میکند: افکار عمومی اسرائیل نه تنها به نظریه دو دولت اعتقادی ندارد، بلکه معتقد است ملت فلسطین حتی حق تعیین سرنوشت خود را ندارد. «اجماع افکار عمومی» در رژیم اشغالگر، چیزی جز خودتوجیهی توسعهطلبانه در پوشش دادههای آماری نیست، حال آنکه میلیونها فلسطینی وجود دارند که حقوق مسلمشان – از جمله حق بازگشت، حق تعییننفس و حق تشکیل دولت – بهطور نظاممند پایمال میشود. هر صلح واقعی باید بر پایه به رسمیت شناختن حقوق غیرقابلانکار ملت فلسطین بنا شود، نه بر پایه نظرسنجیهایی که اشغالگران برای سرگرمی و فریب افکار عمومی طراحی کردهاند.