اینکه در اوایل فصل چلسی را بهترین مدعی برای رقابت با آرسنال میدانستند، اکنون بیش از حد خوشبینانه به نظر میرسد. دو پیروزی پر هرج و مرج که فصل را با آن آغاز کردند، همیشه دشوار بود: شاید امتیازات مفیدی در مسیر ساختار مستحکمتر به دست آورده باشند، یا شاید نشاندهنده مشکلات قابل توجهی بوده باشند. پس از سه بازی بدون پیروزی، به نظر میرسد که دومی درست باشد. اولین پیروزی برنتفورد در خانه مقابل چلسی از سال ۱۹۳۸ به این معنی است که آنها بدون شکست باقی ماندهاند، در رده سوم جدول قرار دارند، منسجم و با انضباط هستند. مقایسه ناگزیر است: در حالی که یک تیم در اوج هزینههای ساختاریافته دست و پا میزند، همسایه بسیار کمدرآمدتر آنها با برنامهای روشن و جهتگیری مشخص شکوفا میشود. وضعیت چلسی در نوسان دائمی است، به طوری که موعظههای معمول در مورد مزایای ثبات همیشه هنگام اعمال بر آنها کمی بیفایده به نظر میرسد. با ۱۱ خرید جدید در این تابستان که حس باشگاه را به عنوان یک مرکز تجاری حفظ کردهاند، یادگیری نام همه افراد در رختکن احتمالاً اولویت بیشتری نسبت به نگرانی بیش از حد در مورد درگیریهای هیئت مدیره داشته است، اما با این حال، اولین بازی آنها از زمانی که تاد بولی و مارک والتر توافق کردند تا سهام ۱۲.۸ درصدی خود را در باشگاه به سهامدار عمده کلیلیک کپیتال بفروشند، مهم به نظر میرسید. حداقل، هیئت مدیره هماهنگتر باید مفید باشد. بولی، برهمزننده بزرگ، که با خوشحالی به فوتبال انگلیس گفت که همه چیز را اشتباه انجام میدهد، با دستیابی به هیچ چیز جز خرج کردن ۳۰۰ میلیون پوند برای بازیکنانی که مناسب نبودند و دادن قرارداد ۳۲۵۰۰۰ پوند در هفته به رحیم استرلینگ در دوران آشفته خود به عنوان مدیر ورزشی بالفعل، رفته است. با این حال، با توجه به ۹۵۰ میلیون پوند پرداخت شده برای آن سهام، ارزش شرکت باشگاه به ۵ میلیارد پوند غیرقابل باور افزایش یافته است، بیش از دو برابر آنچه در سال ۲۰۲۲ برای آن پرداخت شد. چهار سال بعد، پس از ۶۰ ورودی، آیا چلسی بیشتر شبیه مدعیان عنوان قهرمانی به نظر میرسد تا آن زمان؟ در حقیقت، گفتن اینکه این چه شکلی بود، بسیار دشوار بود، جز تیمی که هنوز در حال ساخت و ساز است. جردن هندرسون اولین بازی کامل خود را در چلسی در مقابل باشگاه سابقش انجام داد، در حالی که دنی ولبک، پپ چاورییا و والنتین بارکو اولین بازی خود را در لیگ آغاز کردند. بارکو، که شادیهای بیش از حد او پس از پیروزی آرژانتین مقابل انگلیس در جام جهانی، باعث شد که جود بلینگهام او را پس از بازی سیلی بزند، با ثبات چشمگیر هواداران میزبان مورد تمسخر قرار گرفت. درس روشن بود: اگر قرار است با داشتن موهای مسی براق و متمایز، یک مزاحم بزرگ باشید، عواقبی خواهد داشت. امی مارتینز نیز به جرم آرژانتینی بودن مورد تمسخر قرار گرفت. در مقابل، هندرسون نسبتاً ملایم با او رفتار شد، تمسخر او به عنوان بازگشتی پراکنده و کمرنگ بود و بیشتر تشریفاتی به نظر میرسید. با چلسی، این حس همچنان باقی است که باشگاهی در حال ساخت و ساز است، حتی اگر اعتماد بیشتری به توانایی ژابی آلونسو برای انجام این کار نسبت به حداقل چند نفر از پیشینیانش وجود داشته باشد. الگوی آنها آشنا بود: شروعی سریع، که به چیزی کمی خراشیدهتر محو میشد. شروع، برای دومین بازی متوالی، گل زودهنگامی نداشت، اگرچه پدرو نتو اگر دخالت سریع کائومهن کلر نبود، در دقیقه نهم پیش افتاده بود. عدم گلزنی، یا حتی تهدیدهای بزرگ، قبل از نیمه وقت تا حدودی تعجبآور بود: این دو تیم از پرگلترین تیمهای لیگ بودند. چلسی در هر بازی گلزنی کرده و گل خورده بود، در حالی که برنتفورد در هر بازی گلزنی کرده بود و فقط یک کلین شیت داشت. نه اینکه هیچکدام محتاط باشند یا بازی به هیچ وجه بسته باشد. بلکه پرانرژی بود، با کرنرها و پرتابهای بلند که هرگز به جایی نمیرسیدند، پر از احتمال فرصتها به جای فرصتهای واقعی شوتزنی. با این حال، در دقیقه شصت بالاخره گل به ثمر رسید. شاید به طور اجتنابناپذیری، از یک ضربه ایستگاهی بود؛ آمار نشان میداد که برنتفورد در این فصل از ضربات ایستگاهی شانسهای بسیار بیشتری نسبت به آنچه به ثمر رسانده بود، ایجاد کرده بود. با توجه به روتینهای کرنر مدرن، همه چیز بسیار ساده به نظر میرسید، یانیک شوستر از روی بارکوی کوچک پرید تا کرنر مایکِل دامسگارد را به سمت دروازه برگرداند، جایی که جیدن آنتونی از فاصله نزدیک با ضربه سر گلزنی کرد، اولین گل او از زمان انتقال تابستانیاش از برنلی. چلسی با تأخیر مقداری فشار آورد، اما اگرچه دقایق پایانی عمدتاً در نیمه برنتفورد گذشت، آنها چیزی فراتر از کرنر ایجاد نکردند، زیرا برنتفورد آرامش و ساختار خود را حفظ کرد. گل دوم هفت دقیقه مانده به پایان بازی به ثمر رسید. دامسگارد، شاید منظمترین بازیکن لیگ، حمله را رهبری کرد و کوین شاده را به سمت دروازه فرستاد. مارتینز تلاش او را دفع کرد اما ایگور تیآگو توپ با جهش نامتعادل را به داخل دروازه فرستاد تا اولین گل فصل خود را به ثمر برساند. فابیو کاروالیو در وقت اضافه گل سوم را به ثمر رساند تا بدبختی چلسی را تشدید کند. در حالی که برنتفورد شروع به در نظر گرفتن اینکه صعود به اروپا یک احتمال واقعی است، چلسی همان چیزی باقی میماند که از زمان خرید باشگاه بوده است: یک کار در حال پیشرفت.