رئال مادرید در تلاش بیشرمانه خود برای کسب توپ طلا برای کیلیان امباپه مضحک است. هیچ ظرافتی در کارزار فلورنتینو پرز برای تضمین توپ طلا برای کیلیان امباپه وجود ندارد. لابیگری فزاینده بیشرمانه رئیس باشگاه رئال مادرید، پیگیری ناامیدانه دیرهنگام باشگاه برای مارک کوکورلا قبل از جام جهانی را تداعی میکند، زمانی که داشتن یک ملیپوش اسپانیایی در ترکیبشان ناگهان به یک مسئله اهمیت سازمانی تبدیل شد. این واقعیت را نادیده بگیرید که رئال مادرید فصل گذشته بدون جام ماند، پرونده امباپه در نهایت بر یک فرض نسبتاً ساده استوار است: اینکه توپ طلا باید بهترین بازیکن جهان را به رسمیت بشناسد، نه صرفاً بازیکنی که بیشترین جام را برده است. «برای من، یکی هست که به صورت فردی، تاریخسازی کرده است.» خوزه مورینیو ماه گذشته به خبرنگاران گفت. «شما نمیتوانید توپ طلا را به بازیکنی صرفاً به این دلیل که قهرمان لیگ قهرمانان اروپا یا جام جهانی شده است، بدهید. «توپ طلا باید به یکی از آن بازیکنانی تعلق گیرد که وقتی بازنشسته میشوند، همیشه دلتنگشان خواهیم شد. مارادونا، رونالدینیو، رونالدو نازاریو، کریستیانو رونالدو، مسی، زیدان… «اگر میخواهیم لیگ قهرمانان اروپا را پاداش دهیم، پس به لوئیس انریکه بدهید. برای تیم ملی اسپانیا، به [لوئیس] د لا فوئنته بدهید. بهترین بازیکن جهان چیز دیگری است و او نه در پاریسن ژرمن است و نه در تیم اسپانیا.» مورینیو یک اپراتور سیاسی فوقالعاده است. جای تعجب نیست که پرز او را دوست دارد. او نهاد را درک میکند، میداند چگونه در جمع کار کند و مهمتر از همه، یک مرد شرکت واقعی است. و او استدلال قانعکنندهای ارائه میدهد. شاید باید به سادگی به رسمیت شناختن بهترین بازیکن روی کره زمین باشد. قطعاً زمانی اینطور بود، قبل از اینکه جایزه با سیاستبازی بیپایان درگیر شود. فلورنتینو پرز، البته، هرگز اهل این چیزها نبوده است. آهم. از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۶، حتی یک بار هم توپ طلا به بازیکنی که قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده بود، تعلق نگرفت. در سالهای ۱۹۹۴، ۲۰۱۰، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸، به برنده جام جهانی تعلق نگرفت. مورینیو درست میگوید: این جایزه نباید به طور پیشفرض به هر کسی که بزرگترین جامها را بالای سر برده، تعلق گیرد. وقتی کل دوره واجد شرایط بودن را در نظر میگیرید، دشوار است که استدلال کنید که هیچ بازیکنی از اسپانیا یا پاریسن ژرمن به اندازه کافی برای شایستگی آن انجام داده است. اما سخنان مورینیو عملاً بیفایده است. رودری و لامینه یامال در حاشیه هستند؛ خویچا کواراتسخلیا و عثمان دمبله شانسهای بسیار کمی دارند. هری کین نه جام جهانی را برد و نه لیگ قهرمانان اروپا، اما او به دلایل خوبی مدعی اصلی است. او کفش طلای اروپا را برد، به طور قاطعانه از بازیکن شماره ۱۰ رئال مادرید بیشتر گلزنی کرد، تیمش را به دوگانه داخلی رساند و در بزرگترین رقابتها مستقیماً به ضرر امباپه پیش رفت. مورینیو البته در مورد بازیکن خود صحبت میکرد. اما دوباره آن کلمات را بخوانید و سعی کنید نادیده بگیرید که چقدر عالی به کین مربوط میشوند. علیرغم این، خود امباپه با اشتیاق به این موج پیوسته است. او گفت: «فکر میکنم وقتی برای رئال مادرید، بهترین باشگاه جهان، بازی میکنید، مردم شما را با این جایزه مرتبط میدانند.» «افراد زیادی در مورد من و توپ طلا صحبت میکنند. البته من در مهمترین رقابت تاریخسازی کردهام. شاید سال خوبی برای این باشد اما مردم میتوانند طبق آنچه فکر میکنند رأی دهند.» تاریخسازی کردهای؟ تو مقام چهارم را کسب کردی، رفیق. رودری کاپیتان اسپانیا در این رقابتها بود و جایزه توپ طلای بهترین بازیکن را از آن خود کرد. لیونل مسی ۳۹ ساله، پس از هدایت آرژانتینِ به شدت محدود، تا آستانه قهرمانی در این رقابتها پس از یک تورنمنت انفرادی شبیه مارادونای ۸۶، پرونده قوی برای بردن این جایزه برای سومین بار داشت. بدون اینکه بخواهیم کنایه بزنیم، امباپه - البته - جام جهانی فوقالعادهای داشت. او بازیکن برجسته فرانسه بود و خروسها در راه رسیدن به نیمهنهایی هیجانانگیز بودند. اما او در نهایت توسط یک تیم اسپانیای فوقالعاده در لحظات حساس مهار شد. و این در همین جزئیات است که جایزه در نهایت تعیین میشود. داستان مشابهی در لیگ قهرمانان اروپا رخ داد، زمانی که امباپه در هر دو بازی رفت و برگشت در شکست مادرید مقابل بایرن مونیخ گلزنی کرد. کین نیز در هر دو بازی گلزنی کرد و در تیم پیروز بود. امباپه کفش طلای بهترین گلزن جام جهانی را از آن خود کرد، اما تفاوت بین او و مسی، دو گلی بود که در بازی دوستانه بیاهمیت برای مقام سوم مقابل انگلیس به ثمر رساند. آن را کنار بگذارید، او یک گل بیشتر در تورنمنت نسبت به ارلینگ هالند به ثمر رساند؛ ما هیچکس را نمیشنویم که برای آن نامزدی کمپین کند. در واقع، امباپه با تبدیل شدن به بهترین گلزن تاریخ جام جهانی «تاریخسازی» کرد. اما آن دستاورد به خودی خود برجسته است. این یک نقطه عطف قابل توجه در زمینه گستردهتر دوران حرفهای او است، اما توپ طلا در مورد عملکرد فردی در یک دوره زمانی مشخص است، نه جایگاه تجمعی یک بازیکن در تاریخ. یادتان هست وقتی میروسلاو کلوزه پس از صدرنشینی در جدول گلزنان تاریخ جام جهانی در سال ۲۰۱۴ توپ طلا را برد؟ ما هم همینطور. (خواننده، او حتی در لیست ۲۳ نفره هم نبود). یک سابقه برای این نوع چیزها در فوتبال وجود دارد - پیروزی مضحک رایان گیگز در سال ۲۰۰۹ به عنوان بهترین بازیکن سال PFA، اساساً نسخه فوتبالی از اینکه مارتین اسکورسیزی سرانجام اسکار بهترین کارگردان را برای رفتگان دریافت کرد. اما ما نمیتوانیم چنین نمونهای از جایزه دستاورد مادامالعمر را در تاریخ توپ طلا پیدا کنیم. امباپه ادامه داد: «من همیشه فکر میکنم بهترین [بازیکن جهان] هستم اما هر کس نظر خود را دارد.» «شاید مردم جور دیگری فکر کنند. فکر نمیکنم این بحثی باشد که لازم باشد داشته باشیم. البته امسال میتواند سا