شبی بود که در آن کوسکو کانون توجه را از موتور گردشگری خود به فوتبال تغییر داد. در استادیومی که به نام گارسیاسو د لا وگا - که به خاطر تاریخنگاریهایش درباره امپراتوری اینکاها تجلیل میشود - نامگذاری شده بود، حدود ۳۰,۰۰۰ نفر برای تماشای چیزی بسیار فوریتر از ماچو پیچو در نزدیکی، که شاید شناختهشدهترین سایت باستانشناسی در قاره آمریکا باشد، گرد هم آمدند. بزرگترین تیم کوسکو، سیینسیانو، قرار بود در بازی رفت مرحله یک چهارم نهایی جام سودامریکانا شرکت کند، ۲۳ سال پس از آنکه اولین باشگاه پروئیایی شد که یک جام بینالمللی را بالای سر برد. ویکتور استرادا، ۴۴ ساله، با دست زدن تبآلود در حالی که یازده بازیکن اصلی سیینسیانو برای گرم کردن وارد زمین شدند، گفت: «آیا داستانی را دوست ندارید که به شما یادآوری کند زمانی بهترینِ بهترینها بودید؟» «این فقط درباره فوتبال نیست. این درباره این است که ما که هستیم؛ شما نمیتوانید اهل کوسکو باشید و هوادار سیینسیانو نباشید. ما به عنوان یک باشگاه کوچک متولد شدیم، اما با سیینسیانو و جام سودامریکانا همه چیز ممکن است.» همانطور که در بخش بزرگی از آمریکای لاتین در مورد فوتبال صدق میکند، مهاجران بریتانیایی نقش زیادی در پیدایش سیینسیانو داشتند. یک انگلیسی به نام ویلیام نیوئل، فوتبال را به دانشآموزان خود در مدرسه ملی علوم و هنر کوسکو معرفی کرد که اندکی پس از استقلال پرو از اسپانیا افتتاح شد. آنها آنچه را که اکنون سیینسیانو است تأسیس کردند و این باشگاه اولین بازی خود را در سال ۱۹۰۲ انجام داد. این باشگاه تا دهه ۱۹۷۰ در بخشهای آماتور و منطقهای باقی ماند و سپس وارد لیگ حرفهای کشور شد. چند ساعت قبل از اینکه سیینسیانو، که استادیوم خانگیاش در ارتفاع ۱۱,۰۳۰ فوتی (۳,۳۵۳ متری) قرار دارد، بازی یک چهارم نهایی خود را در مقابل مونتهویدئو سیتی تورک اروگوئه آغاز کند، مدرسهای که الهامبخش نام این باشگاه بود، خالی ایستاده بود. دیوارهای آن یادآور این بود که این یکی از قدیمیترین مدارس دولتی پرو از دوران جمهوری است. نقاشیهای دیواری جامهای سودامریکانا و بازیکنانی را که در حال زدن توپ فوتبال بودند، به تصویر میکشیدند. بیرون مدرسه، هواداران فوج فوج میآمدند. آنها طبل و پرچمهای بزرگی حمل میکردند که روی آنها نوشته شده بود پاپا دِ آمریکا (پدر قاره آمریکا). این گروههای کوچک لا فوریه روخا را تشکیل میدادند، یا خشم سرخ، عنوان رسمی بارا براوا آن. پیراهنهای قرمز سیینسیانو با نمای پلاسترِ کلیسای سان فرانسیسکو و آسمان ابری پشت سرشان تضاد داشت. برخی از هواداران گفتند که آنها آنقدر جوان بودند که کمپین جام سودامریکانای ۲۰۰۳ سیینسیانو را به یاد بیاورند. دیگران با شنیدن داستانهایی درباره یک باشگاه شکستناپذیر از کوسکو بزرگ شده بودند. در شهری که تاریخ و عرفان در هم آمیختهاند، این افسانه حقیقت داشت: فدراسیون بینالمللی تاریخ و آمار فوتبال، سیینسیانو را به عنوان بهترین تیم جهان در دسامبر ۲۰۰۳ معرفی کرد. در آن سال، سیینسیانو از نمایندگی یک مدرسه و یک شهر به اتحاد کل کشور که توسط بیثباتی سیاسی متزلزل شده بود، تغییر یافت، طبق گفته پائولو سوسا، که اخیراً کتابی درباره رقابت بین سیینسیانو و یکی دیگر از تیمهای کوسکو، دپورتیوو گارسیاس، منتشر کرده است. سوسا میگوید: «در اوایل دهه ۲۰۰۰، پرو غرق در رسواییهای فساد بود و اخلاقیات آن زیر سوال رفته بود. سپس باشگاهی از خارج از پایتخت ظاهر شد تا بر بزرگترین تیمهای قاره غلبه کند.» «سیینسیانو حماسیترین داستان تاریخ ورزش کشور را نوشت، و به همین دلیل است که ۲۳ سال بعد، آن خاطره زندهتر از همیشه باقی مانده است.» تنها دو تیم دیگر پروئیایی به فینال یک رقابت بینالمللی رسیدهاند. یونیورسیتاریو دِ دِپورتس وِ وِ اسپورتینگ کریستال، هر دو از لیما، به ترتیب در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۹۷ نایب قهرمان کوپا لیبرتادورس شدند. سپس، در سال ۲۰۰۲، کونمبول کوپا سودامریکانا را معرفی کرد که تقریباً معادل لیگ اروپا یوفا بود. پس از پیروزی در سال ۲۰۰۳، سیینسیانو بوکا جونیورز، یکی از مشهورترین تیمهای آمریکای جنوبی، را در رکوپا سودامریکانا، رقابتی که قهرمانان کوپا سودامریکانا را در مقابل قهرمانان کوپا لیبرتادورس قرار میداد، شگفتزده کرد. در طول کمپین سودامریکانای ۲۰۰۳ خود، میانگین سنی بازیکنان سیینسیانو ۲۸ سال بود. بودجه و درآمد باشگاه در مقایسه با بزرگترین تیمهای پرو ناچیز بود. سیینسیانو هرگز قهرمانی ملی را به دست نیاورده بود، اما غیرممکن را محقق کردند. آنها در مسیر رسیدن به فینال دو مرحلهای، از کاتولیکا شیلی، سانتوس برزیل و اتلتیکو ناسیونالِ مدئین کلمبیا عبور کردند، جایی که ریور پلات آرژانتین را شوکه کردند. بازی برگشت تعیینکننده به دلیل محدودیت ظرفیت در شهر آرِکیپا پرو، بیش از ۵۰۰ کیلومتر جنوب کوسکو، برگزار شد. هفته گذشته، در حالی که سیینسیانو و مونتهویدئو سیتی تورک منتظر سوت آغاز بودند، استرادا گویی در زمان و خاطره گم شده بود. او به لا فوریه روخا خیره شد که با ورود پر سر و صدایی به سمت شمالی استادیوم وارد شدند. انرژی الکتریکی بود و همه را آلوده میکرد. استرادا گفت که او بخشی از لا فوریه روخا بوده و برای دیدن بزرگترین شب تاریخ سیینسیانو با آنها به آرِکیپا سفر کرده بود. استرادا میگوید: «من پولی نداشتم، اما به ما گفته شد که میتوانیم با قطار - روی سقف قطار - به آنجا برویم. من در سیینسیانو تحصیل کردم، و آن مدرسه و تیم من در چشم جهانیان بود. گل پیروزیبخش ارزش کل سفر را داشت.» «میدانم که برخی میگویند فوتبال فقط یک بازی است، اما این به این دلیل است که آنها درک نمیکنند چگونه یک تیم میتواند شما را تعریف کند. اگر سیینسیانو دوباره به فینال برسد، من هر جا که لازم باشد میروم، اما امیدوارم دیگر مجبور نباشم در یک پارک بخوابم.» بین سالهای ۲۰۱۰ تا کنون، سیینسیانو به موفقیت مورد انتظار بسیاری دست نیافت. آنها با مشکلات