ماتیاس یایسله «سنگ آتش» و «ستاره راک» توصیف شده است، اما «معرفی» رسمی او به عنوان سرمربی نیوکاسل، شخصیتی بسیار سنجیدهتر و محافظهکارتر از آنچه تبلیغ شده بود را آشکار کرد. درست در لحظهای که ساعت ۳ بعدازظهر سهشنبه بود، این آلمانی ۳۸ ساله وارد یک سالن رسانهای مملو از جمعیت در سنت جیمز پارک شد. یایسله، که کت و شلواری با یقهی باز و ظریف به همراه دستمال جیب ابریشمی به تن داشت، قبل از نشستن روی صحنه، نفس عمیقی کشید و به میان جمعیت پرید و با تک تک افراد دست داد. این یک حرکت مودبانه و باکلاس بود. پس از بازگشت به سکو، هیجان آشکار او از تعویض الاهلی عربستان با لیگ برتر با واقعیتی که در باشگاهی اجتنابناپذیر بود، تعدیل شد؛ باشگاهی که با داشتن آنتونی گوردون، ساندرو تونالی و برونو گیمارش، سه بازیکن برتر خود را فروخته بود. جانشین ادی هاو با لهجه انگلیسی عالی خود گفت: «این اکنون خلاء است، همانطور که شما مینامید. آنها شخصیتهای بزرگی، بازیکنان بزرگی، بازیکنان باتجربهای بودند. بدیهی است که ما در مرحله گذار هستیم. وظیفه من این است که بهترین استفاده را از آن بکنم. من بسیار خوشبین هستم. «ما جاهطلب هستیم، این مهمترین چیز است و دلیل اینکه تصمیم گرفتم به اینجا بیایم. اما این یک شبه اتفاق نمیافتد. من کاملاً مطمئن هستم که داستانی موفقیتآمیز خواهد بود. اما اکنون به زمان نیاز داریم.» گفتگوهای منظم با توماس توخل، سرمربی تیم ملی انگلیس، نویدبخش کمک به کاهش هرگونه شوک فرهنگی است. او گفت: «این یک ارتباط طولانی مدت بوده است. توماس مربی جوانان من بود وقتی من بازیکن جوانان در اشتوتگارت بودم. او شگفتانگیز بود، من او را واقعاً تحسین میکنم. او یک مربی واقعاً خاص است و من مشتاقانه منتظر در تماس ماندن با او و دریافت بینش در مورد لیگ هستم. این چیزی است که من قطعاً میخواهم از آن استفاده کنم. «اما همچنین مهم است که نظرات خود را بسازید زیرا هر مربی یک انسان منحصر به فرد است و نظرات خود را دارد و گاهی اوقات بازیکنان در یک چارچوب گیر میکنند. مهم است که من در مورد بازیکنان بیطرف باشم.» همراه با تمایل به به چالش کشیدن فرضیات، چنین امتناعی از پذیرش برچسبها در ظاهر، نشاندهنده کیفیتهایی بود که باعث شد دیوید هاپکینسون، مدیر اجرایی کانادایی نیوکاسل، یایسله را «آتش» و «ستاره راک» بنامد. اگر سبک فوتبال مدیر سابق سالزبورگ - «تهاجمی، شدید، پرخاشگرانه، عمودی و البته موفق» - با برچسب دوم مطابقت داشته باشد، هواداران نیوکاسل با اقتباسی از یک آهنگ دیسکو اروپایی اواخر دهه ۱۹۷۰ از او استقبال کردهاند. جایی که دوئت پاپ زن اسپانیایی باکارا با «Yes, Sir I Can Boogie» به رتبه ۱ رسید، هواداران حاضر در بازی دوستانه در والنسیا در شنبه گذشته سرود خواندند: «اوه یایسله من میتوانم بوگی برقصم/یک بار مرا امتحان کنی، برای بیشتر خواهی مرد.» یایسله گفت: «همه اعضای کادر من قبلاً گفتهاند که مشتاقانه منتظر نشستن در بار بعد از بازی و گوش دادن به آهنگ هستند. پس بیایید ببینیم چه میشود! من یک بار آن را شنیدم و لبخند زدم. من واقعاً خوشحالم که هواداران از قبل مرا خیلی دوست دارند. استقبال هواداران زمانی که دیروز در شهر قدم میزدم باورنکردنی بود. این واقعاً به من حس خوبی میداد.» وقتی او تماس ماه گذشته را به یاد آورد که از او پرسیده شد آیا علاقهمند به جایگزینی هاو است، لبخندهای بیشتری زد، اما کمی بیش از ۴۸ ساعت پس از ورود به نیوکاسل برای اولین بار پس از اردوی تمرینی در لا مانگا در جنوب اسپانیا، یایسله در مورد مقیاس چالش پیش رو هیچ توهمی ندارد. با توجه به نیاز به رعایت قوانین هزینه فوتبال که باعث شده باشگاه به خرید بازیکنان جوان با پتانسیل فروش مجدد بالا روی بیاورد - چهار نفر از پنج خرید تابستانی آنها تا کنون ۲۰ ساله یا جوانتر هستند - آینده فوری مبهم باقی میماند. یایسله در پاسخ به این سوال که قصد دارد امسال به چه چیزی دست یابد، گفت: «من به اندازه کافی در این صنعت هستم که نمیتوانم قولی بدهم. اکنون بیمعنی است که قول بدهم چون نمیدانم اوضاع در یک سال چگونه خواهد بود. اما بیمعنی است که منفینگر باشیم. تعدیلهای بیشتری در این تابستان در ترکیب تیم خواهیم داشت. ما هنوز وقت داریم. من میگویم خوشبینی را حفظ کنید.» اگر مذاکرات جاری نیوکاسل با بنفیکا در مورد احتمال جذب عمار ددیچ، مدافع ۲۳ ساله آنها که در سالزبورگ زیر نظر یایسله بازی کرده و میتواند در سمت راست و چپ بازی کند، با موفقیت به پایان برسد، روحیه محتاطانه او بیشتر تقویت خواهد شد. یایسله گفت: «دو روز پیش تور سنت جیمز پارک را داشتم. وقتی برای اولین بار با مربیان کمکیام وارد زمین شدم، با لبخند و اشک شوق به هم نگاه میکردیم. این واقعاً ویژه است، یک استادیوم شگفتانگیز. نمیتوانم صبر کنم تا آن را پر ببینم. «وقتی در پایان ماه جولای تماس را دریافت کردم و مشخص بود که ادی احتمالاً استعفا میدهد، هیچ تردید یا علامت سوالی وجود نداشت. لبخند بزرگی زدم.»