جایزه صلح فیفا طفلکی! محبوب نیست، دوست‌داشتنی نیست، مسخره شده و با ارتباطش با اولین برنده‌اش لکه‌دار شده است. و حالا تنزل مقام هم پیدا کرده است، پس از اینکه جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، این چیز را انداخت گردن «کمیته مسئولیت اجتماعی» این نهاد حاکم بر فوتبال جهان تا به آن رسیدگی کند. برای احیای آن، نه دور انداختنش، تا اینفانتینو از شرمندگی پذیرش اینکه جایزه‌اش از ابتدا یک جایزه تقلبی بوده است، نجات پیدا کند.

اینجاست که احتمالاً باید اعتراف کنیم که به عنوان جوایز تقلبی و در بستر آنچه قرار بود به دست آورد، اولین اهدای جایزه صلح فیفا یک موفقیت تمام‌عیار بود. این جایزه دقیقاً به همان چیزی که برایش در نظر گرفته شده بود رسید؛ اینفانتینو آن را ساخت تا از دونالد ترامپ چاپلوسی کند؛ مردی که اینفانتینو برای محافظت از ثروت‌های قابل استخراج از بازار آمریکای شمالی به منظور تثبیت پایگاه قدرتش در فیفا، به نگه داشتن او در کنار خود نیاز داشت. ترامپ، آن دلقک ساده‌لوح، به شدت خوشحال شد – یک شیء زینتی طلایی بزرگ و مدالی که خودش به گردنش انداخت، به او داده شد – و برای لحظه‌ای جایزه صلح نوبلی را که به شدت مشتاق آن است، فراموش کرد.

بنابراین حالا چه؟

کمیته ۲۲ نفره مسئولیت اجتماعی یکی از ده‌ها کمیته دائمی است که اینفانتینو برای اعطای حقوق روزانه سخاوتمندانه به متحدانش ایجاد کرده است. همان‌طور که گاردین گزارش داده است، این کمیته موظف شده است این جایزه را به بازشناسی هماهنگی و مسئولیت اجتماعی تغییر شکل دهد و احتمالاً به دنبال سیاست‌زدایی از آن خواهد بود – یا حداقل متوقف کردن اهدای آن به سیاستمداران. از آنجا که حاکم دفاکتو عربستان سعودی و میزبان جام جهانی ۲۰۳۴، یعنی محمد بن سلمان، به نظر نمی‌رسد دنبال این جور چیزها باشد، بالاخره تا اطلاع ثانوی هیچ خودکماعی در نطفه برای پاچه خواری وجود ندارد.

آن تجسم اولیه‌ی جایزه، به عنوان بنایی یادبود برای حماقت اینفانتینو، به عنوان اوج غرور بیجا و دوران کرنش او در برابر قدرتمندان خودکامه باقی خواهد ماند. البته این در صورتی است که او از پیامدهای تلاشش برای خصوصی‌سازی بخشی از جام جهانی جان سالم به در ببرد و تا حدی تنبیه‌شده و محتاط ظاهر شود، البته اگر هیچ‌کدام از این رفتارها هنوز در توان او باشد. و اگر او از یک انتخابات ریاست‌جمهوری دیگر در ماه مارس عبور کند.

اما نسخه دوم جایزه صلح فیفا پتانسیل واقعی دارد تا برخی از کارهای خوبی را که این ورزش گاهی انجام می‌دهد برجسته کند، و به کسانی که از نفوذ فرهنگی وسیع فوتبال برای بهبود زندگی دیگران استفاده می‌کنند، تریبون بدهد و آنها را قدردانی کند. جادوی فوتبال این است که از زمین بازی فراتر می‌رود و فرهنگ‌ها و ژئوپلیتیک را بازتاب می‌دهد؛ فوتبال به یک آیین انسان‌شناختی تبدیل می‌شود که به زبان مشترک جهان صحبت می‌کند. گاهی اوقات، به ظرفی برای فضیلت تبدیل می‌شود.

شما می‌توانید جایزه جدید را به زنان متحد افغانستان بدهید، به خاطر اینکه به عنوان نمایندگان رسمی کشورشان به رسمیت شناخته شدند، در حالی که هم‌زمان به عنوان پناهنده در تبعید بازی می‌کردند. در ماه ژوئن، آنها یک جفت بازی دوستانه مقابل جزایر کوک در نیوزیلند برگزار کردند. بله، آنها هر دو مسابقه را باختند، اما این موضوع اصلی نیست. حضور صرف آنها به عنوان اعتراضی سرسختانه علیه طالبان عمل می‌کند که از زمان بازگشت طوفانی به کابل در سال ۲۰۲۱، سرکوب خشونت‌آمیز زنان را از سر گرفته‌اند.

می‌توانید آن را به باشگاه اوکراینی شاختار دونتسک بدهید، به خاطر استقامت و حتی پیشرفت علی‌رغم تهاجم روسیه – چه از طریق نیروهای نیابتی یا آشکار – به منطقه دونباس آنها در یک جین سال پیش، که باشگاه را مجبور کرده است از آن زمان به بعد جاهای دیگری بازی کند.

آن را به خوان ماتا، ملی‌پوش سابق اسپانیا، به خاطر فعالیتش در «هدف مشترک» در متقاعد کردن سایر بازیکنان و مربیان برای اهدای ۱٪ از درآمدهایشان به امور خیریه بدهید؛ به مارکوس رشفورد، به خاطر شرمنده کردن دولت توری برای سیر کردن کودکان در دوران همه‌گیری؛ به سادیو مانه، به خاطر تامین مالی ساخت یک بیمارستان و سایر پروژه‌های زیرساختی در سنگال زادگاهش؛ به انگولو کانته به خاطر انجام کاری مشابه در مالی.

آن را به ارتش تارتان اسکاتلند بدهید، به خاطر جمع‌آوری پول برای خیریه‌های کودکان در هر جایی که بازی می‌کنند. لعنت به همه چیز، آن را به بازیکنان انگلیس بدهید زیرا از سال ۲۰۰۷ پاداش مسابقات خود را به امور خیریه اهدا کرده‌اند که جمع آن به بیش از ۶.۷ میلیون دلار (۵ میلیون پوند) می‌رسد.

چگونه هر یک از اینها به صلح مربوط می‌شود؟ سوال خوبی است. جایزه صلح می‌تواند تغییر نام پیدا کند، که این کار برای جدا کردن آن از غیرصلح‌آمیزترین رهبر یک ملت غربی در نسل‌های اخیر بهتر است. احتمالاً باید شرایط و قوانین روشن‌تری نیز داشته باشد، یعنی اینکه باید دارای شرایط و قوانین باشد. و احتمالاً بهترین کار این است که از ایده دوری کامل از سیاست اجتناب کنید. شما یا می‌توانید جایزه‌ای داشته باشید که خیر اجتماعی را تصدیق کند یا می‌توانید غیرسیاسی باشید. شما نمی‌توانید هر دو را انجام دهید.

اما اگر این جایزه در پاداش دادن به یکی از بهترین شهروندان این ورزش صادق باشد، این نباید اتفاق بدی باشد – و تا زمانی که به منافع خودخواهانه رئیس فیفا بیشتر خدمت نکند.