گاهی فوتبال احمقانه است و گاهی سرگرمکنندهتر. در شبی که ۳۷ شوت زده شد و دروازهبانها ۱۳ مهار بین خودشان داشتند که برخی از آنها پوچ بود، رئال مادریدِ ژوزه مورینیو راهی برای شکست دادن تیم سابقش اینتر در اولین شب لیگ قهرمانان دوران دومش پیدا کرد. فقط نپرسید چطور. شاید بتوان به تیبو کورتوا اشاره کرد که مهار خیرهکنندهاش در دقیقه ۸۹ باعث شد آنها برتری ۲-۰ نیمه اول را که توسط کیلیان امباپه و فده والورده به ثمر رسیده بود، حفظ کنند. اگر بگویید که خودشان را با شلیک گلوله از پا درآوردند، حتی اگر تلاش میکردند، کورتوا احتمالاً آن را هم مهار میکرد. این همیشه خوب نبود، در واقع در مقاطعی افتضاح بود، اما آنها به نحوی از آن عبور کردند. اگر بگویید که خودشان را با شلیک گلوله از پا درآوردند، حتی اگر تلاش میکردند، کورتوا احتمالاً آن را هم مهار میکرد. این همیشه خوب نبود، در واقع در مقاطعی افتضاح بود، اما آنها به نحوی از آن عبور کردند. وقتی مادرید گل اول را زد، این ورزشگاه بزرگ تشویق کرد اما میتوانستند بخندند. اینکه مادرید پیش افتاد واقعاً منطقی نبود؛ نه در مورد گل و نه در مورد بازی. چهار دقیقه طول کشید تا مادرید توپ را به طور معنیداری در اختیار بگیرد و تا آن زمان کورتوا قبلاً مهار فوقالعادهای روی شوت مارکوس تورام انجام داده بود. اما حالا، به نحوی، پیش افتاده بودند. نود دقیقه بعد، هنوز پیش بودند. اینتر با آنچه که به نظر میرسید به راحتی دور آنها بازی میکرد، تا اینکه ناگهان حتی سادهترین چیزها پیچیده شد. هاکان چالهاناوغلو به تازگی سومین شوت و لائوتارو مارتینز چهارمین شوت را زده بودند که اتفاق افتاد. اینتر ۶۵٪ مالکیت توپ را در اختیار داشت که در واقع تا آن زمان بیشتر به نظر میرسید، تا اینکه ناگهان آن را واگذار کرد، و به شکلی مضحک. زیر فشار ترنت الکساندر-آرنولد، کرتیس جونز با توپ اول به هم ریخت و آن را به یان بیشک برگرداند که برای لحظهای کوتاه به نظر میرسید تعادل و جایگاه خود را گم کرده است. مانند کسی که پاهایش را اشتباه بسته باشد، لنگلنگان آن را به براهیم دیاز داد که با اولین لمس امباپه را فرستاد و او از جوزپ مارتینز عبور کرد. این اولین شوت مادرید بود که به حمله آنها هدیه داده شد و گل اول. اگر آن پوچ بود، آنچه بعد آمد حتی مضحکتر بود. رئال مادرید با دروازهبانها در این رقابت چه میکند؟ مارتینز که روی خط دروازهاش دریافت کرد، فده والورده را دید که میآید و سعی کرد با یک دریبل پشت پا، که البته ناموفق بود. با یک چرخش سریع مچ پا و از فاصله یک متری، والورده گل زد. بیست و سه دقیقه گذشته بود و نتیجه ۲-۰ بود. ممکن بود این برتری حتی بیشتر شود وقتی یک توپلو دادن افتضاح دیگر باعث شد وینیسیوس جونیور فرار کند. این بار، بیشک در لبه محوطه ششقدم یک تکل نجاتبخش فوقالعاده زد. چیزی هیجانانگیز در شتاب وینیسیوس وجود داشت و با وجود تمام شانس، این کمی شبیه یک نقشه به نظر میرسید: اشتباه را مجبور کن، آن را مجازات کن. مادرید اشتباهات بیشتری را مجبور میکرد که آنها را مجازات نمیکرد. در همین حال، اینتر بهبود یافت و خود را دوباره تحمیل کرد، آرامشی در مالکیت توپ در بالای زمین که با فاجعهبار بودن مالکیت توپ در عقبتر در تضاد بود. جونز، مارتینز و کارلوس آگوستو دوباره دور مادرید بازی کردند، تقریباً وارد محوطه جریمه شدند، جونز چرخید و شوت محکمی به تیرک زد. سپس درست قبل از نیمه وقت، یک هدیه دیگر، این بار از بنجامین پاوارد، باعث شد مادرید دوباره فرار کند. امباپه وارد شد، بِلینگهام با یک مهار فوقالعاده از مارتینز ناکام شد و دیاز از ریباند به تیرک زد. اینتر ۱۲-۳ در شوتها پیش بود و ۷۰٪ توپ را در اختیار داشت. آنها همچنین ۱۲۵ پاس در یک سوم پایانی تکمیل کرده بودند؛ مادرید ۱۳ پاس. نیمه دوم با خروج مارتینز برای مهار امباپه که دوباره فرار میکرد آغاز شد، اما اینتر به آنها حمله کرد. خط میانی مادرید اصلاً وجود نداشت. که همیشه مهم نبود چون از آن عبور میکردند. کورتوا، اما، وجود داشت: او شوت جونز را مهار کرد. یک شوت نیکولو بارلا به بیرون رفت و تورام توپ را بالای دروازه زد. سپس ورزشگاه ایستاد تا تشویق کند وقتی کورتوا در دقیقه ۵۵ یک مهار دوگانه خارقالعاده انجام داد که اگرچه پرچم بالا بود، اما نشان از ناباوری داشت. احساس مشابهی زمانی بود که مارتینز اینتر را در انتهای دیگر نجات داد، به طرز عجیفی روی خط خود سر خورد تا جود بلینگهام را پس از یک ضربه چیپ زیبا از دیاز که از بالای سر او به سمت انگلیسی، سه یاردی، رفت، متوقف کند. رقابتی بین دروازهبانها در حال شکلگیری بود. اینتر که عقب بود، به طور فزایندهای باز میشد. مادرید میتوانست این بازی را تمام کند، و چندین بار. به همین ترتیب، اینتر میتوانست آن را باز کند. در دقیقه شصت کورتوا شوت الساندرو باستونی را مهار کرد. در انتهای دیگر، مارتینز شوت امباپه را با پاهایش مهار کرد. آن ۶-۵ به نفع کورتوا بود. چند سوت کشیدگی، ناامیدی ظاهر شد، اما همچنین نوعی سرگرمی وحشیانه در این بازی وجود داشت، فرصتها خیلی سریع بودند که نمیشد آنها را دنبال کرد: حدود بیست ثانیه بین مسدود شدن مارتینز در یک سمت و دیاز که در سمت دیگر به بیرون زد، گویای همه چیز بود. سپس یک شوت والورده، بیشک را که شجاعانه سر خود را جلوی یک شوت محکم قرار داد، از بین برد. اینتر همچنان حمله میکرد و بالاخره راه خود را پیدا کرد، یک تبادل پاک و نافذ دیگر لائوتارو مارتینز را در خط عرضی پیدا کرد، از آنجا که او عالی پاس داد تا آگوستو از شش یاردی گلزنی کند. پانزده دقیقه باقی مانده بود و بازی در جریان بود، اما این، به نحوی، پایان کار بود.