آیا پیشبینیها درباره افت منچسترسیتی پس از پپ اغراقآمیز بود؟ اگر به اندازه کافی دقیق نگاه کنید، منچسترسیتی همچنان شبیه منچسترسیتی است. آنها همچنان همان فوتبال مالکانه را بازی میکنند. ارلینگ هالند همچنان گل میزند. آنها حتی یک مربی جدید با ظاهری و سبکی شبیه مربی قبلی خود دارند. یک پپ گواردیولای هوش مصنوعی در کنار زمین. البته، امسال در سیتی هیچ چیز واقعاً یکسان نیست. چگونه میتواند باشد؟ این باشگاهی است که در طول یک دهه به تصویر گواردیولا شکل گرفته است. همه چیز برای مربی کاتالان که شدت وسواسگونهاش به همه چیز در ورزشگاه اتحاد انرژی میداد، طراحی شده بود. با برداشتن آن انرژی، بسیاری تصور میکردند چراغها خاموش میشوند. با این حال، تا اینجا، منچسترسیتیِ انزو مارسکا فوتبال درخشانی را به نمایش گذاشته است، و سه بازی اول فصل لیگ برتر را برده و کمپین لیگ قهرمانان خود را سهشنبه با پیروزی راحت ۲-۰ خارج از خانه مقابل پورتو آغاز کرده است. اگر افت پس از پپ در راه است، هنوز به سیتی نرسیده است. این به این معنی نیست که هیچ آسیبپذیری وجود نداشته است. مارسکا هنوز در حال ادغام تعدادی از خریدهای تابستانی است. زمان خواهد برد تا الیوت اندرسون، ایوب بوآدی و انزو فرناندز در واحد میانی بازسازی شده سیتی مستقر شوند. انگار که زندگی پس از گواردیولا به اندازه کافی سخت نبود، منچسترسیتی همچنین در تلاش است تا از رودری، ستون مرکزی که بسیاری از تیمشان را حمایت میکرد، عبور کند. مقیاس گردش در اتحاد در این تابستان عظیم بود. برناردو سیلوا و جان استونز نیز جدا شدند. در مجموع یازده عضو ارشد تیم جدا شدند، و با این حال منچسترسیتی در حال حاضر به اندازه کافی نشان داده است که دوباره برای بزرگترین جوایز این فصل رقابت خواهد کرد. پیشبینیهای سقوط آنها ممکن است زودرس بوده باشد. چرا توپ طلای زنان همچنان بهترین بازیکنان آمریکا را نادیده میگیرد؟ سی نامزد برای توپ طلای زنان ۲۰۲۶ و تنها یک آمریکایی - رز لاول. هیچکس انتظار نداشت که هیچ نمایندهای از ستارههای پرچمدار در فهرست مردان وجود داشته باشد (هرچند مالک تیلمن در جام جهانی خوب بود)، اما دیدن تنها یک نام آمریکایی در فهرست جایزه زنان، با توجه به جایگاه کشور به عنوان یک ابرقدرت فوتبال زنان، تکاندهنده بود. آمریکاییها قبلاً نیز برای معتبرترین جایزه انفرادی در فوتبال نادیده گرفته شدهاند. سال گذشته، امیلی فاکس بالاترین رتبه بازیکن آمریکایی در رایگیری نهایی بود و در رتبه ۲۵ قرار گرفت. لیندسی هیپس (۲۶) تنها آمریکایی دیگر در بین ۳۰ نفر برتر بود. سال قبل از آن، زمانی که تیم ملی زنان آمریکا در المپیک پاریس مدال طلا را کسب کرد، هیچ آمریکایی در بین سه نفر برتر نبود. هیچکدام از اینها به این معنی نیست که آمریکاییها باید به حق پاداش بگیرند. چشمانداز فوتبال زنان در دوران اخیر به شدت تغییر کرده است و بسیاری از بهترین بازیکنان این ورزش اکنون در اروپا فعالیت میکنند. دوران طولانیای که NWSL (و تکرارهای مختلف قبل از آن) بدون چالش در بالای زنجیره غذایی فوتبال زنان قرار داشت، سپری شده است. این پویایی قدرت در حال تغییر میتواند عاملی باشد که چرا توپ طلای زنان عادت به نادیده گرفتن آمریکاییها دارد. این، پس از همه، یک جایزه اروپایی است. پس از دههها تسلط آمریکا بر بازی زنان، آیا این اروپا است که شکلی کوچک از انتقام را میگیرد؟ آیا فهرست توپ طلای زنان عمدی برای خشمگین کردن است؟ ترینتی رودمن میتوانست نامزد شود. اشلی سانچز، تازه پس از شکستن رکورد گلزنی فصل NWSL برای یک آمریکایی، ممکن بود در فهرست باشد. در غیر این صورت، توجیه اینکه بسیاری دیگر نادیده گرفته شدهاند، کمی دشوار است. سال خوبی برای آمریکاییها در سطح نخبگان نبود. این، به جای هر نوع دستور کار، ممکن است توضیح واقعی برای عدم حضور آنها در توپ طلای زنان باشد. آیا رافینیا بهترین پست خود را به عنوان شماره ۹ جدید بارسلونا پیدا کرده است؟ عقل سلیم میگفت بارسلونا امسال به یک شماره ۹ جدید نیاز دارد. با این حال، بارسای هانسی فلیک، به هیچ وجه متعارف نیست و آنها ممکن است پس از جدایی روبرت لواندوفسکی و فران تورس، قویتر از همیشه باشند. قهرمانان اسپانیا هرگز به یک مهاجم مرکزی جدید نیاز نداشتند، زمانی که رافینیا را داشتند. پنج بازی در فصل، این برزیلی در حال حاضر هشت گل به ثمر رسانده است. در مقابل فاینورد در روز چهارشنبه، او خط حمله تیمی از بارسلونا را رهبری کرد که حریفان را به راحتی در هم میکوبد و با یک فریب و تمامکننده که دو مدافع را روی زمین نیوکمپ سر خورد، یکی از اولین لحظات برجسته فصل لیگ قهرمانان را خلق کرد. رافینیا عادت کرده است که شکاکان خود را اشتباه ثابت کند. برخی از آن شکاکان از درون باشگاه خودش آمدهاند، که قبل از اینکه فلیک او را به یکی از پربارترین مهاجمان کناری بازی تبدیل کند، تلاش کردند وینگر سابق لیدز یونایتد را بفروشند. تکامل اخیر رافینیا به نظر میرسد او را به سطح بالاتری ارتقا داده است. دور از اینکه یک "نه کاذب" باشد، رافینیا طوری حرکت میکند که انگار تمام دوران حرفهای خود را در مرکز بازی کرده است. غریزه او در محوطه جریمه تیز است. توانایی او در اتصال بازی روان است. این بازیکن ۲۹ ساله، انتقال به بازی در پست مهاجم مرکزی را آنقدر آسان کرده است که تعقیب عمومی بارسلونا برای جولیان آلوارز اکنون اتلاف وقت به نظر میرسد. گابریل ژسوس در روز پایانی برای دادن حداقل یک مهاجم نوک به بارکا در ترکیبشان رسید. مهاجم سابق آرسنال و منچسترسیتی اگر بتواند از مشکلات مصدومیتی که دوران حرفهای او را تحت تأثیر قرار داده است، اجتناب کند، گزینه مفیدی خواهد بود. گل او مقابل فاینورد نشان داد که او چه چیزی میتواند ارائه دهد. با این حال، در مقایسه با آنچه رافینیا انجام میدهد، هیچ بود.