آرسنال اولین ضربه بزرگ را در کورس قهرمانی زود هنگام لیگ برتر با شکست ۲-۱ رقبای بالقوه خود، چلسی، در دیداری با کیفیت و لذتبخش در امارات به ثمر رساند. و این اتفاق با وجود شروعهای طوفانی چلسی در این فصل و بازی خوب آنها پس از آن رخ داد. حتی در شکست، چلسی نشان داده است که امسال یک تیم واقعی خواهد بود. این امر پیروزی آرسنال را چشمگیرتر و مهمتر میکند. هنوز خیلی زود است، اما این پیروزی بسیار بسیار بزرگ به نظر میرسید. ۱. حس نمیشد که این بازی در ماه سپتامبر برگزار میشود، اینطور نبود؟ این حس یک رویارویی قهرمانی را داشت که وزن و پیامدهای بسیار بیشتری نسبت به هر بازی سپتامبر داشت. اهمیت واقعی آن غیرممکن است بدانیم - و فراموش نکنیم که تعیینکننده حیاتی قهرمانی فصل گذشته در ماه آوریل هیچ معنایی نداشت. اما بازیای که دو تیم با بهترین شروع فصل را در مقابل هم قرار داد، در تمام طول بازی از چنان کیفیتی برخوردار بود که تصور اینکه این بازی لحظهای بسیار مهم در داستان فصل ۲۰۲۷/۲۶ لیگ برتر نخواهد بود، دشوار است. ۲. و شما میدانید که یک بازی حیاتی است و شروعی خیرهکننده داشته است، زمانی که در ۱۵ دقیقه اول سه بار صدای گری نویل را میشنوید. اول برای گلزنی مورگان راجرز، سپس برای درگیری در محوطه ششقدم چلسی که با برخورد ضربه اِمی مارتینز به سرش پایان یافت، و در نهایت برای گل مردود شده آرسنال از روی یک درگیری دیگر در محوطه جریمه. همیشه حس میشد که این بازی با صداهای تضمین شده گری نویل همراه خواهد بود. قبل از شروع بازی، ما انتظار داشتیم که حدود ۲.۵ «صدای گری نویل» (xGNN) را پیشبینی کنیم؛ عبور از این حد در دقایق اولیه بیش از حد انتظار ما بود. ۳. این، بازی برجسته از سه دور اول فصل، روزی بود که نتیجه همیشه بر عملکرد اولویت داشت. در تحلیل نهایی میتوانست همه چیز باشد. بنابراین برای آرسنال که نتیجه و عملکرد مورد نظر را به دست آورد، این یک روز قرمز برای توپچیها بود. آنها در این فصل توانایی خود را برای یافتن راههای مختلف پیروزی در مسابقات نشان دادهاند. آنها یک تیم تازه صعود کرده را مغلوب کردهاند، یک تیم چهارم فصل گذشته را پشت سر گذاشتهاند و اکنون از عقب افتادن از حریف بازگشته و در نهایت تیمی را که به راحتی میتواند نزدیکترین رقیب آنها در این فصل باشد، مغلوب کردهاند. ۴. و یک آزادی در بازی آرسنال وجود داشت که جذاب بود. هیچ چیز از «هالیکس اف سی» در این عملکرد آرسنال وجود نداشت. هیچ چیز خستهکننده. هیچ چیز یکبعدی. مطمئناً، این هنوز هم یک بازی بود که ضربات ایستگاهی اهمیت زیادی داشت. گل چلسی از یک ضربه ایستگاهی به ثمر رسید، همانطور که آن دو حادثه اولیه الهامبخش نویل در انتهای دیگر زمین رخ داد. ردپای نیکلاس ژوور و آستین مکفی قابل مشاهده بود، چون چگونه نبود؟ اما هرگز حس نشد که این تمام چیزی است که این بازی برای ارائه داشت. ۵. ما از رویکرد چلسی برای مقابله با تهدید «مردر بال» ضربات ایستگاهی بدنام آرسنال لذت میبریم، که شامل باقی گذاشتن چندین بازیکن در جلو و مجبور کردن آرسنال به واکنش است. نتیجه یک منطقه جریمه به طرز عجیبی خالی برای کرنر های آرسنال است. این یک استراتژی پرخطر است و ما حتی مطمئن نیستیم که در کل یک استراتژی خوب باشد، با توجه به فضای اضافی که به بازیکنان آرسنال در صورت برنده شدن توپ اول میدهد. قطعاً به نظر میرسید که چلسی را در برابر کرنر عمیقی که به بازیکنی آزاد در پشت تیرک دروازه برای بازگرداندن به منطقه خطر هدف قرار گرفته بود، آسیبپذیر میکرد. اما قطعاً آرسنال را به فکر وامیدارد و لایهای از خطر ضدحمله احتمالی را اضافه میکند اگر کرنر با موفقیت دفع شود. و حداقل، دیدن تیمی که برای مقابله با سلطه ضربات ایستگاهی آرسنال کاری متفاوت انجام میدهد، خوب است - کاری که انصافاً آنها اولین بار تحت هدایت لیام روزینیور که در فصل گذشته مورد انتقاد قرار گرفت، امتحان کردند - به جای اینکه فقط در مورد آن غر بزنند. ۶. اما همچنین روشن است که ضربات ایستگاهی نیازی به بخش بزرگی از پازل آرسنال در این فصل ندارند. و بخش بزرگی از دلیل اینکه آرسنال تیمی متفاوت به نظر میرسد، به کار احیا شده مارتین اودگارد مربوط میشود، که به نظر میرسد بازیکنی است که باور و سطح انرژی او با یک جام جهانی درخشان با نروژ کاملاً بازیابی شده است. ۷. اما در حالی که اودگارد حیاتی و شایسته بهترین بازیکن بازی بود که با هدایت بازی و زدن گل پیروزیبخش، دروغ میگفتیم اگر ادعا میکردیم او بازیکن مورد علاقه ما امروز بود. او کای هاورتز بود، و این اختلاف زیاد نبود. او یک فوتبالیست جذاب است، هاورتز. گاهی اوقات به نظر میرسد که او بیش از حد باهوش است. او گاهی اوقات به نظر میرسد که گزینههای زیادی را در هر موقعیتی میبیند و بنابراین اغلب ممکن است در انتخاب گزینه اشتباه مقصر به نظر برسد. یا در برخی موارد فقط بیش از حد فکر میکند و هیچ گزینهای را انتخاب نمیکند. این بازی تمام هاورتز را داشت. گل تساوی او عالی زده شد، هرچند با کمک مدافعان چلسی که ۱۰ ثانیه حیاتی را به مخروطهای تمرینی تبدیل کردند و اِمی مارتینز لحظه نامناسبی را برای تبدیل شدن به رابرت سانچز انتخاب کرد. اما لحظات واقعی هاورتز دو حرکت فریبنده او برای ایجاد موقعیت برای اودگارد بود. او در نیمه اول یکی را امتحان کرد که صادقانه بگویم، غیرقابل توضیح بود. او در موقعیت شوت بهتری نسبت به اودگارد بود و در اینجا سادهترین و واضحترین گزینه - فقط پایت را در آن فرو کن، مرد - بدون شک گزینه صحیح بود. او چیزی بسیار پیچیدهتر و احمقانهتر را امتحان کرد، که با غرغر جمعی و آشنا همراه شد. او بیتفاوت، دوباره در دقایق اولیه نیمه دوم آن را امتحان کرد. در اینجا بدون شک تصمیم صحیح بود، کل دفاع چلسی را از بازی خارج کرد و اودگارد را با زمان و فضا برای زدن گلی که پیروزیبخش شد، تنها گذاشت. فقط اعتماد به نفس برای امتحان دوباره حرکتی که قبلاً آنقد